تبليغاتX
وب نگاه ارسلان مرشدی

159951.jpg

مولانا در مثنوى حكايتى دارد از مرد طماع بغدادى كه اژدهايى كرخت شده از سرما در كوه هاى دور را به بغداد مى برد و در معرض آفتاب سوزان قرار مى دهد تا از رشادت ها و دلاورى هاى خود در شكار اين اژدها براى مردم داستان ها بگويد و در خلال آن نيز دينارى چند كاسب شود. اما به تدريج كه آفتاب داغ بغداد بر تن اژدها مى تابد، از كرختى بيرون مى آيد و به اصطلاح بيدار مى شود، بقيه حكايت نيز ناگفته پيدا است. شايد بتوان گفت گوياترين مثلى كه به روشنى بيانگر روابط چين و آمريكا باشد، همين حكايت مولاناست. حدوداً در دهه ۱۹۷۰ ريچارد نيكسون رئيس جمهور وقت و هنرى كيسينجر وزير امور خارجه آمريكا طرحى را ارائه كردند كه به زبان مولانا اژدها را در مقابل آفتاب قرار دادند. به اعتقاد آنان هدف نيز روشن بود. با درگيرى فرسايشى اژدها در مقابل خرس (اتحاد جماهير شوروى) از اژدها استفاده ابزارى كردند. اما شايد نيكسون آن زمان اين حكايت مولانا را نخوانده يا نشنيده بود كه زمانى اين اژدها از خواب بيدار مى شود و تن به استفاده ابزارى نخواهد داد. همان طور كه مرد بغدادى نيز مى خواست از اژدها استفاده ابزارى كند، شايد بتوان گفت بعد از آن زمان تاكنون به زمان بيدارى كامل اژدها زمان زيادى باقى نمانده است و استراتژى سران پكن تا فرا رسيدن اين زمان اين است كه با مشاركت همراه با چاشنى احتياط با دنياى غرب طى طريق كنند. از نگاه غرب نقش پكن در اين بازه زمانى توازن دهنده و موازنه قدرت جهانى است، ولى مشخص نيست بعد از بيدارى كامل، پكن به همين نقش اكتفا مى كند يا نه؟ با اين حال پيش بينى مى شود كه در سال هاى آتى كه مركز ثقل اقتصاد جهانى از حوزه آتلانتيك به حوزه اقيانوس آرام انتقال يابد جدال بر سر تصاحب قدرت آسيا مناقشه اصلى ميان كشورها خواهد بود. روشن است كه منظور از قدرت صرفاً قدرت و سيطره نظامى نيست بلكه شاخص هاى متنوع ترى را دربرمى گيرد. چين را از همين زاويه در ارتباط با ساير منابع تاثيرگذار قدرت بايد در نظر گرفت. به ويژه آنكه پكن شاخص هاى كلاسيك قدرت نظير جمعيت بالا، گستره وسيع جغرافيايى، موقعيت ژئوپولتيك و ژئواكونوميك و نظاير آن را نيز دارد مضاف بر اينكه از ظرفيت هاى كافى براى دستيابى به كاراكترهاى مدرن قدرت نظير تكنولوژى پيشرفته، توان بالاى جذب سرمايه و توسعه فناورى بهينه نيز برخوردار است. بنابراين مى توان گفت كه در ميان بازيگران مدعى چين از ويژگى هاى منحصر به فردى برخوردار است كه ساير بازيگران از آنها برخوردار نيستند. درست به همين دليل است كه هر كدام از بازيگران به سهم خود تلاش دارند كه نه در تقابل بلكه با همزيستى مسالمت آميز با چين مناسبات گسترده ترى برقرار سازند.واقعيت آن است كه در عرصه نوين تحولات بين المللى، اقتصاد و قدرت به عنوان تاثيرگذارترين پارامترها مطرح هستند. پكن از امتيازاتى در اين زمينه برخوردار است كه كم وبيش مى توان گفت ساير بازيگران به دلايل كاملاً آشكارى نمى توانند از چنين امكاناتى در توليد انبوه كالا با قيمت تمام شده مناسب برخوردار شوند. استراتژى اقتصادى چين كه به وسيله «دنگ شيائوپنگ» رهبر دهه هفتاد چين طراحى شد، بر كارگاه هاى كوچك صنعتى خانگى در بخش صنعت و مزارع خانوادگى در بخش كشاورزى و تعاونى ها تاكيد داشت. استراتژى اى كه تنها در چين با جمعيت يك ميليارد و چهارصد ميليون نفرى مى توان آن را پياده كرد و تحرك اقتصادى به وجود آورد. اين استراتژى اكنون به ثمر نشسته است. نگاهى گذرا به حجم تجارت خارجى و ميزان مبادلات اقتصادى چين كه اكنون به صورت يك مشكل جدى در عدم توازن تجارى بين چين و شركاى تجارى اش كفه ترازو را به سود چين سنگين كرده است، به خوبى نشان مى دهد كه «دنگ» راهبردى اصولى در بازسازى اقتصادى چين داشته است. اقتصاد سوسياليستى ورشكسته ميراث افراطى گرى هاى «مائو» هر چند كه ظاهر سوسياليستى را حفظ كرد و تحت عنوان «اقتصاد سوسياليستى مبتنى بر بازار آزاد» خود را بازسازى كرد، ولى تجربه اى متفاوت در توسعه اقتصادى و متناسب با شرايط خاص كشور چين است، احتمالاً در ساير كشورها در همين قالب پاسخ مناسب را نخواهد داد. اما بدون شك اين استراتژى اقتصادى چين را در مسير توسعه و پويايى اقتصادى قرار داده است. به طورى كه امروز مى تواند مدعى مشاركت جدى در بازار تجارت جهانى شود. هر چند كه غرب و به ويژه ايالات متحده درباره منصف بودن چين شك و ترديد داشته باشند و بيشتر آن را در قالب رقيب ناخواسته اى احساس مى كنند كه با زيركى و مرموزى خاصى جلو آمده است، ولى قصدى جز به زانو درآوردن حريف را ندارد. چين هم اكنون به عنوان يك امپراتورى منطقه اى با يك قدرت موثر با ساير قدرت هاى جهانى تجارت نابرابرى دارد. كسرى موازنه تجارت چين با ايالات متحده در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۱۰۰ ميليارد دلار بوده كه اين حجم كسرى موازنه تجارى چين و آمريكا خيلى وقت است زنگ خطر را براى واشينگتن به صدا درآورده است. اگر حجم تجارى ۱۵۰ ميليارد دلارى چين و ژاپن و ۸۰ ميليارد دلارى چين و آسه آن و ۹۰ ميليارد دلارى اتحاديه اروپا و چين را به آن اضافه كنيم، به خوبى مى توان فهميد كه پكن در برنامه ريزى اقتصادى- تجارى به اهداف استراتژيكى نيز مى انديشد. اين رويكرد قوى در دنياى غرب وجود دارد كه چين در حال دست كشيدن از اقتصاد سوسياليستى ناشى از انقلاب كمونيستى ۱۹۴۹ «مائو» است كه اين امر در درازمدت به درصد بالاى چسبندگى چين در بازارهاى جهانى منجر خواهد شد بنابراين مى توان گفت كه چين بعد از حوزه اقتصاد تجارى كه به سرعت در حال رشد است و بازارهاى جهانى خود را تحت فشار كالاهايى با قيمت متفاوت قرار داده به تدريج خود را آماده تاثير گذارى جدى بر آسيا و جهان مى كند. تاثير گذارى و پذيرى پكن از مراكز قدرت جهانى ناشى از الگوهاى خاصى براى حركت در اين روند رو به رشد است.و...

برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید.

http://www.sharghnewspaper.com/841001/html/world.htm#s344667

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:39 توسط ارسلان مرشدی |

156660.jpg

بعد از اعلام موجوديت رژيم اسرائيل در سال ۱۹۴۸ سران صهيونيست به خوبى به اين مسئله واقف بودند كه شكست در هر جنگى به مفهوم پايان حيات اين رژيم خواهد بود. از سوى ديگر بعد از اين زمان (جنگ هاى اعراب و اسرائيل) اختلافات اعراب و اسرائيل وارد مرحله نوينى شد. مرحله اى كه شعله جنگ هاى اعراب و اسرائيل فروكش كرده بود اما اسرائيل همچنان سعى در تقويت و تجهيز بنيه سياسى _ اقتصادى خود با اتكا به هم پيمانان استراتژيك خود داشت و اعراب نيز درگير بحران ها و تنش   هاى داخلى بودند و همين امر باعث تضعيف هر چه بيشتر آنها مى شد. اسرائيل نيز صرف نظر از اين ديدگاه كه آيا اعراب با وجود شكست در سلسله جنگ هاى با اسرائيل (۱۹۶۷ و ۱۹۵۶) چقدر توانايى سازماندهى نظامى و شروع يك جنگ ديگر را دارند و به واسطه بيم از ريسك در معاملات بين المللى چاره اى جز مانور روى سلاح هاى هسته اى به عنوان نوعى برگ برنده در تنش هاى منطقه اى نداشت.
لذا رهبران رژيم اسرائيل از همان ابتداى تاسيس بر اين عقيده بودند كه نياز مبرم به دستيابى به پيشرفته ترين فناورى سلاح هاى هسته اى دارند تا همواره قادر به ايجاد واكنش و تداوم تسلط و نفوذ خود در منطقه باشند. از اين رو پروسه تلاش براى دستيابى به تكنولوژى حساس هسته اى نظامى در ميان سران اين رژيم بسيار زود آغاز شد و زودتر از آنچه انتظار مى رفت رژيم اسرائيل به سلاح هاى هسته اى دست پيدا كرد.
روند دستيابى اين رژيم تا اوايل دهه ۱۹۹۰ برنامه هسته  اى وسيع و بدون نظارت بين المللى منحصراً براى توسعه و تكثير و گسترش سلاح هاى اتمى به عنوان نوعى افزايش قدرت چانه زنى در معادلات منطقه اى _ بين المللى بود. ايجاد فناورى غنى سازى و سانتريفوژ توسط ارتش و وزارت دفاع و ساخت يك مكان انفجار هسته اى پيشرفته باعث عطف جامعه جهانى و نگاه منفعل آژانس بين المللى انرژى اتمى (IAEA) به فعاليت   هاى پنهانى هسته اى رژيم اسرائيل شد. اينكه چرا رژيم اسرائيل در اين مدت از آزمايش هسته اى كه نشانگر توانمندى هسته اى هر رژيمى است يا حتى بيان رسمى اين توانمندى سر باز زده است و استراتژى ابهام هسته اى را در پيش گرفته است در نوع خود جالب توجه است: سران اسرائيل به خوبى بر اين امر واقف بوده اند كه اعلام رسمى توانمندى  هاى هسته اى نظامى سرآغاز ايجاد يك مسابقه تسليحات هسته اى تمام عيار در منطقه حساس خاورميانه مى شد. تا قبل از وقوع جنگ سرد و فروپاشى اتحاد جماهير شوروى وجود يك جهان دوقطبى انجام اين رقابت تسليحاتى را آسان تر مى گرداند و اين امر براى رژيم نوپاى اسرائيل دو مشكل عمده را ايجاد مى كرد؛ اولاً برترى كامل نظامى كه اين رژيم همواره در دستور كار خود داشت خدشه دار و روياى تسلط كامل نظامى بر منطقه دست نيافتنى مى شد و ثانياً افزايش هزينه هاى نظامى اسرائيل با ايجاد مسابقه تسليحاتى به شدت افزايش مى يافت. امرى كه البته براى اعراب برخوردار از درآمد سرشار نفت زياد مشكل ساز نمى شد ولى اقتصاد ضعيف اسرائيل قدرت تحمل چنين شرايط نابسامانى را نداشت. باشگاه هسته اى (Nuclear clup) با مديريت قدرت هاى غربى و خصوصاً ايالات متحده تنها به كشورهاى معدودى حق استفاده از فناورى هسته اى نظامى را مى داد كه اين دستيابى به صورت انحصارى مى بايست دنبال مى شد و براى اطمينان خاطر غرب نسبت به اشاعه و گسترش تسليحات هسته اى لازم بود كه معاهدات بين المللى در اين خصوص به امضاى همه كشورها به خصوص كشورهاى اسلامى منطقه كه در تقابل جدى با اسرائيل هستند برسد. شايد بتوان گفت براى حفظ موجوديت سياسى رژيم اسرائيل و به اين منظور بود كه معاهداتى از قبيل پيمان NPT به محوريت آمريكا تنظيم و فضاى جهانى به سمتى هدايت شد كه همه كشورها ملزم و متعهد اجراى آن باشند. افشاى توانمندى هاى هسته اى رژيم اسرائيل عملاً باعث عدم امضاى پيمان هاى هم رديف پيمان NPT از سوى بسيارى از كشورها خصوصاً كشورهاى اسلامى مى شد و سناريوى ايالات متحده درخصوص تثبيت موانع حقوقى و بين المللى، عدم اشاعه و گسترش تسليحات و فناورى هسته اى با مشكلات جدى مواجه مى شد اما در برهه كنونى مقامات تل آويو نيك دريافته اند كه فضاى ديپلماتيك منطقه اى و بين المللى به دلايل ذيل دستخوش تغييرات اساسى شده است: اول اينكه ساختار دوقطبى جهان عملاً به ساختار تك قطبى مبدل شده و اين امر مقدمات آغاز يك رقابت تسليحاتى را بدون اتكا به ايالات متحده به عنوان يك حامى توانمند بين المللى ناممكن ساخته است، دوم، با توجه به علت عدم درك شرايط نوين بين المللى از سوى سران عرب، در حال حاضر اسرائيل بر تمامى يا حداقل كشورهاى عرب منطقه تسلط و سيطره محسوس نظامى _ سياسى دارد و عملاً آغاز يك مسابقه تسليحاتى جديد براى كشورهاى عرب ضرورتى بيهوده است، سوم، در حد فاصل سال هاى جنگ سرد شكاف تكنولوژيكى عرب _ اسرائيل چنان وسيع شده است كه بدون حمايت يك ابرقدرت آن هم در مدتى كوتاه قابل جبران نيست، چهارم، امضا، تصويب و اجراى معاهداتى مثل NPT و پروتكل الحاقى توسط كشورهاى منطقه عملاً مستندات و قوانين حقوقى غيرقابل انكار را فراروى آنها قرار داده و اين امر باعث عدم دستيابى آنها به تسليحات هسته اى شده است. تازه اگر به فرض هم تل آويو اقدام به خروج از استراتژى  ابهام هسته اى كند به لحاظ چارچوب   هاى حقوقى و قانونى و بر اساس پروتكل هاى پادمانى راه دستيابى به فناورى هسته اى نظامى بسته است و تنها بهانه خروج از پيمان NPT ماده ۱۰ آن است كه هم در شرايط خاص اجازه خروج از آن را به كشور متعهد خواهد داد. اما آمريكا سعى دارد با اعمال تغييراتى اساسى در اساسنامه NPT و تبديل آن به NPT2 مثل نشست اخير بازنگرى پيمان NPT در نيويورك، عملاً ديگر هيچ كشورى حق خروج از پيمان NPT را نداشته باشد. روشن است كه در صورت تحقق اين امر راه عملى مانور اعراب روى سلاح هاى هسته اى براى مقابله با رژيم اسرائيل عملاً بسته است.و...

برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید.

 http://www.sharghnewspaper.com/840909/html/world.htm#s337239

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:35 توسط ارسلان مرشدی |

142371.jpg

اجلاس غيررسمى وزيران امور خارجه اتحاديه اروپا در حالى در بروكسل به پايان رسيد كه در يك متن پيشنهادى جديد از تركيه خواسته شده است كه شرايط و اصلاحات جديدى را در قبال شروع مذاكرات الحاق اين كشور به اتحاديه اروپا بپذيرد. سران آنكارا با عكس العمل شديد در مقابل اين عمل غيرمنتظره بروكسل اعلام كردند در صورتى كه اتحاديه اروپا شروط بيشترى را براى شروع مذاكرات الحاق اين كشور به اين اتحاديه خواستار شود آنكارا از نامزدى عضويت منصرف خواهد شد و ديگر تمايلى براى مذاكرات آتى از خود نشان نخواهد داد.
اين در حالى است كه تركيه در راستاى همين اصلاحات مدنظر اتحاديه اروپا چندى پيش پس از امضاى پروتكل توسعه همكارى هاى گمركى با ۱۰ كشور جديد عضو اتحاديه اروپا و نيز قبرس طى نامه اى به اين اتحاديه اعلام كرده بود كه قبرس (بخش جنوبى و يونانى نشين) را به رسميت نخواهد شناخت. انگليس به عنوان رياست دوره اى اتحاديه اروپا در تقابل با اين موضع آنكارا متن پيشنهادى جوابيه اين اتحاديه به نامه تركيه را ارائه كرد كه باعث خشم وزيران امور خارجه يونان و قبرس شد. آنها اعلام كردند كه اگر اتحاديه اروپا آنكارا را براى به رسميت شناختن قبرس (بخش جنوبى) تحت فشار قرار ندهند اين كشور مانع شروع مذاكرات الحاق تركيه به اين اتحاديه خواهد شد. در همين حال رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه با اعتراض نسبت به كشورهايى (مثل فرانسه، انگليس و...) كه هنوز نسبت به عضويت آنكارا در اتحاديه اروپا ترديد داشته و اطمينان خاطر ندارند اعلام كرد در صورتى كه اين كشورها مشكلات پيش روى خود را مرتفع نسازند ما نيز تهديدات خود را براى صرف نظر كردن از پيوستن به اتحاديه اروپا مجدداً مطرح مى كنيم. همه اينها تقريباً سير كوتاهى از پيش چالش هاى ديپلماتيك فراروى آنكارا قبل از آغاز مذاكرات در چندماهه گذشته بود. سران اتحاديه اروپا كه سال گذشته به تركيه براى پيوستن به اين اتحاديه چراغ سبز نشان داده بودند سوم اكتبر سال جارى را تاريخ آغاز مذاكرات الحاقى اعلام كردند. اما سرپيچى آنكارا از به رسميت شناختن قبرس و افزايش نگرانى ها درخصوص ورود كشورى مسلمان به جمع خانواده اروپايى و تحولات اخير اين اتحاديه پيوستن اين كشور را در هاله اى از ابهام قرار داده است.
سال ها است كه تركيه مى كوشد به عضويت اتحاديه اروپا درآيد و به اين منظور يك رشته اقدامات موردنظر اين اتحاديه از جمله اصلاحات قضايى و رفع موانع تجارى با كشورهاى جديد عضو اتحاديه شامل قبرس را به اجرا گذاشته است. با اين همه دولت تركيه تاكيد داشته كه اين اقدامات به منزله شناسايى رسمى حاكميت دولت مستقر در بخش جنوبى قبرس بر تمامى خاك اين جزيره نيست. در مقابل قبرس با حمايت فرانسه اتحاديه اروپا را تحت فشار قرار داده تا بر شناسايى رسمى قبرس از سوى تركيه به عنوان شرط ادامه گفت وگوهاى عضويت تركيه در اتحاديه اروپا تاكيد كند. قبرس در ماه مه ۲۰۰۴ به عضويت اتحاديه اروپا پذيرفته شد و شهروندان اين سرزمين از حقوق مرتبط با عضويت در اتحاديه از جمله ورود آزادانه به ساير كشورهاى عضو برخوردار شدند. اما مزاياى اقتصادى و سياسى عضويت در اتحاديه تنها به بخش جنوبى اين جزيره اختصاص دارد.و...

برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید

http://www.sharghnewspaper.com/840707/html/world.htm#s303042

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 15:31 توسط ارسلان مرشدی |

 
188562.jpg
نقش آژانس بين المللى انرژى اتمى در تعيين مسير فعاليت هاى هسته اى ايران اين روزها براى تصميم گيران ايرانى تبديل به يك مسئله پيچيده شده است؛ مسئله اى از اين منظر كه عضويت ايران در آژانس و امضاى معاهده منع گسترش سلاح هاى هسته اى چه فوايدى براى ايران داشته است. برخى از تصميم گيران در روزهايى كه مسئله برنامه هاى هسته اى ايران از آژانس به شوراى امنيت ارجاع شده است انتقادات فراوانى را متوجه سياست هاى آژانس درباره ايران كرده اند. اين افراد ضمن طرح موضوع خروج از آژانس در صورت تصويب قطعنامه از سوى شوراى امنيت عليه ايران معتقدند چون ايران عضو آژانس است بايد از امتيازات عضويت خويش در آژانس نيز بهره مند شود و بتواند تحت نظارت اين آژانس فعاليت هاى خود را دنبال كند. به گفته اين افراد اين يك تبعيض آشكار است كه ايران به رغم عضويت در آژانس و امضاى معاهده منع اشاعه حق داشتن فناورى توليد سوخت هسته اى را نداشته باشد اما برخى ديگر از كشورها كه نه عضو آژانس هستند و نه اين معاهده را امضا كرده اند سلاح هسته اى در اختيار داشته باشند. با يك رهيافت آرمان گرايانه به نظام بين المللى در عرصه كنونى اين اظهارات، اظهاراتى درست و منطقى به نظر مى رسد. يعنى هنگامى كه به طور مثال كشورها عضويت در سازمان ملل را پذيرفته و منشور ملل متحد را امضا مى كنند حق دارند ضمانت امنيت و حفظ استقلال خود را در برابر تعدى ساير كشورها از سازمان ملل كسب كنند. اما اين همه ماجرا نيست بلكه وقتى مى توان چنين انتظارى را از سازمان هاى بين المللى داشت كه روابط قدرت در نظام بين الملل بر اساس رهيافت آرمان گرايانه محض استوار باشد. در حالى كه به نظر مى رسد پس از فروپاشى شوروى و فروپاشى نظام دوقطبى گذشته كه تركيبى از رهيافت هاى واقع گرايانه و آرمان گرايانه بود روابط قدرت در ساختار جديد نظام بين الملل به سمت رهيافت واقع گرايانه سوق يافته است و كشورها براى حفظ استقلال و افزايش قدرت خود در منطقه و جهان بيش از آنكه بتوانند روى سازمان هاى بين المللى حساب كنند بايد در روابط خود با قدرت هاى بزرگ تجديدنظر نمايند. با اين حال در شرايطى كه جهان در مرحله گذار از نظام چندقطبى به نظام تك قطبى است سازمان هاى بين المللى همچنان نقش خود را بازى مى كنند و كشورهاى ضعيف تر نيز هنوز مى توانند از امكانات اين سازمان ها براى حفظ قدرت و استقلال خويش در مقابل قدرت هاى بزرگ استفاده كنند. اين البته در صورتى است كه واحدهاى كوچك در نظام كنونى در سياست هاى خود به گونه اى بازى كنند كه قدرت هاى بزرگ را روياروى اين سازمان ها قرار ندهند. زيرا تجربه نشان داده كه اين سازمان ها قدرت ايستادگى در مقابل اين قدرت ها را ندارند و شكننده هستند. نمونه روشن اين موضوع وضعيت ايران با آژانس بين المللى انرژى اتمى است.
بسيارى كه در ايران تصور مى كنند آژانس نقش ضعيفى در دفاع از حقوق هسته اى ايران داشته است به اين نكته اشراف ندارند كه حضور ايران در آژانس و امضاى معاهده منع اشاعه تا چه اندازه در امكان دستيابى ايران به فناورى هسته اى نقش مثبت داشته و از سوى ديگر مى توانسته در حفظ اين دستاورد كمك شايانى به ايران نمايد. تصور كنيد ايران به عنوان يك دولت مستقل از قدرت هاى بزرگ كه ۲۷ سال روابط خصمانه اى با بزرگترين قدرت جهانى يعنى ايالات متحده آمريكا داشته است و از سوى ديگر روابط متغيرى نيز با ديگر قدرت هاى جهانى نظير اتحاديه اروپا و حتى روسيه برقرار كرده است. ايران كشورى است كه در عرصه نظام جديد بين الملل نتوانسته همچون كشورهايى چون برزيل، هند و پاكستان كه به چرخه سوخت و برخى از آنها حتى به سلاح هسته اى دست يافته اند روابط خود را با قدرت هاى بزرگ به گونه اى تنظيم نمايد كه با روابط قدرت در نظام جديد بين المللى  هارمونى داشته باشد. با اين حال ايران ۱۸ سال زير پوشش آژانس به ايجاد و توسعه فعاليت هاى هسته اى خود دست زده است و اين برنامه را ۱۵ سال بدون مانعى پيش برده است در حالى كه اين فعاليت ها از ديد جاسوسان كشورهاى مدعى برنامه هاى هسته اى ايران نيز پنهان نبوده است. به راستى اگر ايران بدون عضويت در آژانس و امضاى معاهده منع اشاعه دست به فعاليت هاى هسته اى خويش مى زد آيا چنين امكانى براى مدعيان برنامه هسته اى ايران وجود نداشت كه زودتر از موعد برخورد خود را با اين پروژه ملى آغاز كنند؟ از سال ۱۳۸۱ تا حدود يك ماه پيش كه پرونده ايران از آژانس به شوراى امنيت گزارش شد پرونده هسته اى ايران در آژانس در حال گردش بوده است و ايران نيز تلاش بسيارى كرده تا اين پرونده از آژانس خارج نشود. علت اين موضوع كاملاً روشن است زيرا براى دفاع از برنامه هسته اى ايران حتى در شرايط موجود هيچ سازمانى جز آژانس وجود ندارد و به همين جهت است كه همچنان تلاش مى شود تا پرونده هسته اى ايران از شوراى امنيت به آژانس بازگردد. بنابراين مى توان گفت كه برخلاف سوء نگاه هاى موجود نسبت به آژانس و حتى گزارش هاى مديركل آژانس كه در برخى موارد به ضرر ايران بوده است سياست همكارى با آژانس پشتوانه ۱۸ سال فعاليت هسته اى ايران بوده است و مى توان ادعا كرد كه اگر چنين همكارى مثبتى وجود نداشت و ايران تعهدى به عضويت در آژانس نداشت بسيار زودتر از حال مى بايست شاهد برخورد قدرت هاى بزرگ با برنامه هاى هسته اى ايران مى بوديم. بنابراين اين نكته بايد در ميان تصميم گيران ايرانى لحاظ شود و براى تقويت نقش آژانس در حل اين بحران به آژانس فرصت داده شود.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:12 توسط ارسلان مرشدی |

 
188577.jpg
مهلت اعتبار ضرب الاجل اتحاديه اروپا به دولت صربستان براى دستگيرى راتكو ملاديچ جنايتكار جنگى و فرمانده سابق ارتش اين كشور يكشنبه به پايان رسيد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، اتحاديه اروپا اعلام كرد، در صورتى كه مقامات دولت صربستان تا روز سى ام آوريل راتكو ملاديچ را تحويل ديوان كيفرى بين المللى (ICTY) ندهند، اتحاديه اروپا نيز مذاكرات الحاقى براى پيوستن احتمالى صربستان به اتحاديه اروپا را كه قرار است از ۱۱ مه از سر گرفته شود به حالت تعويق درخواهد آورد. اولى رهن كميسيونر گسترش اتحاديه اروپا ضمن تائيد اين هشدار اظهار داشت كه تحويل ملاديچ بايد طى چند روز آينده صورت گيرد اما لزوماً بر تحقق اين امر تا پيش از سى ام آوريل تاكيدى نيست. رهن افزود: بحث تحويل ملاديچ را در تاريخ سوم مه با كارلا دل پونته دادستان كل ديوان كيفرى بين المللى در ميان خواهد گذاشت. در حالى كه مهلت اعتبار اولتيماتوم اتحاديه اروپا به دولت صربستان به پايان رسيده است، مقامات اين كشور همچنان تاكيد دارند كه در تلاش براى دستگيرى ملاديچ به سر مى برند. اين در حالى است كه دل پونته از مدت ها پيش اعلام كرده كه ملاديچ در شرف دستگيرى است اما ديوان كيفرى بين المللى ابلاغ داشته كه تاكنون قراينى دال بر قريب الوقوع بودن دستگيرى اين جنايتكار جنگى دريافت نكرده اند. رسيم لياژيك وزير حقوق بشر صربستان و مونته نگرو در اقدامى كه نشانگر تلاش براى تمديد كردن ضرب الاجل تعيين شده براى دستگيرى ملاديچ است، بيان داشت كه صربستان از ۱۳۰ فردى كه طى سال هاى گذشته به مخفى شدن ملاديچ كمك كرده بودند، اطلاعاتى در دست دارد. وى در گفت وگو با روزنامه بليچ يادآور شد كه اغلب اين افراد در بخش هايى از بوسنى و هرزگوين اسكان داشته اند. لياژيك از ذكر جزييات و اطلاعات جامع تر درخصوص همدستان احتمالى ملاديچ خوددارى كرد چرا كه افشاى اين قبيل اطلاعات مى تواند تلاش ها براى دستگيرى فرمانده سابق ارتش صربستان را ناكام گذارد. وزير حقوق بشر صربستان گفت: ما در قياس با گذشته اطلاعات به مراتب بيشترى در اختيار داريم. ما پيشرفت هايى داشته ايم اما اتحاديه اروپا تنها از نتايج تقدير مى كند نه تلاش ما.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 12:4 توسط ارسلان مرشدی |

 
188604.jpg
ديروز ايهود اولمرت پست هاى دولتش را نهايى كرد و اكنون مى رود تا در پنجشنبه آينده مراسم سوگند را به جا  آورد. وى در آخرين اقدام سياسى خود شيمون  پرز ۸۲ساله نخست وزير سابق اسرائيل و برنده جايزه صلح نوبل را به عنوان معاون خود برگزيد.
اين انتخاب به تعبير برخى نشانگر عزم جدى  اولمرت براى عقب نشينى از شهرك هاى متروك در كرانه باخترى و تقويت شهرك هاى كليدى و ساخت وساز در مناطق قلقليه و نقب خواهد بود. يكى از مقامات رسمى حزب كاديما درباره پرز مى گويد: وى مرد قوى دولت آينده خواهد بود كه براى انجام ماموريت هاى ويژه به كشورهاى عرب و يا كشورهاى اروپايى فرستاده خواهد شد. همچنين اولمرت ديروز اعلام كرد كه تريپى ليونى وزير خارجه اسرائيل در پست خود ابقا مى شود. به نظر مى رسد پست مهم وزارت دارايى هم جزء ۱۲ پستى باشد كه حزب كاديما در دولت آينده در اختيار خواهد داشت. روزهاى گذشته حزب كاديما با حزب كار با هم توافق كردند و قرار شد هفت پست در كابينه اولمرت به اين حزب واگذار شود. عمير پرتز رهبر اين حزب قرار است در دولت آينده جانشين شائول موفاز وزير جنگ كنونى اسرائيل شود. همچنين ديروز ايهود اولمرت با رهبران حزب شاس به توافق رسيد و توانست آنها را در دولت آينده با خود همراه سازد. خبرگزارى فرانسه پس از اين تحول نوشت:  اولمرت توانست موافقت احزاب اسرائيل را براى شركت در كابينه خود جلب كند. به اين ترتيب كابينه ائتلافى آينده اسرائيل مى تواند دست كم ۶۷ كرسى از ۱۲۰ كرسى پارلمان را در اختيار داشته باشد. اولمرت مى كوشد اتحاد خود را با احزاب اسرائيلى تا آنجا گسترش دهد كه ۸۰ كرسى پارلمان را در اختيار بگيرد. براساس توافق حزب كاديما و شاس (به رهبرى الى يشاى) قرار شد شاس چهار وزير در دولت ائتلافى داشته باشد. قرار است در دولت آينده پست هاى تجارت و صنعت، ارتباطات و امور مذهبى و يك پست ديگر به اين حزب واگذار شود. ديروز «رابى اوواليا يوسف» رهبر روحانى اين حزب براى پيوستن حزبش به دولت جديد چراغ سبز نشان داد. توافق ديروز دو حزب شاس و كاديما كه بر سر موضوع تخليه شهرك ها با يكديگر اختلاف نظرهاى جدى دارند، بدون در نظر گرفتن اين موضوع بود. از اين رو ايهود اولمرت به رهبر شاس گفت: به شاس اجازه داده مى شود درباره تخليه شهرك ها زمانى كه اين مسئله در دستور كار دولت قرار گيرد، تصميم گيرى كند. گفته مى شود اولمرت در كنار تشكيل اين ائتلاف بزرگ همچنان مى كوشد نظر رهبران حزب مرتز را هم جلب كند. اسامى وزراى جديد روز پنجشنبه آينده به پارلمان عرضه خواهد شد. كنست اسرائيل روز پنجشنبه جلسه ويژه اى را براى بررسى برنامه دولت جديد ترتيب خواهد داد.
• اوضاع فلسطين
ديروز مقامات فلسطينى و اسرائيلى اعلام كردند كه در اثر تيراندازى نظاميان اسرائيلى به سوى خانه اى در كرانه باخترى يك زن فلسطينى را كشته و دو دختر وى را مجروح ساختند. به گفته بعضى منابع وى از اعضاى سازمان جهاد اسلامى فلسطين بوده است. اسرائيلى ها مى گويند آنها بيش از يك ساعت سعى كردند اين زن را متقاعد كنند كه خود را تسليم كند اما وى از اين كار خوددارى كرد و آنها به طرف خانه تيراندازى كردند. در يك خبر ديگر اسماعيل هنيه نخست وزير فلسطين از خروج قريب الوقوع كابينه حماس از بحران مالى خبر داد و گفت اتحاديه عرب درصدد اعطاى پرداخت مستقيم حقوق كارمندان دولت فلسطين است. وى يادآور شد كه دولت فلسطين تمام تلاش هاى خود را طى هفته هاى گذشته براى پاسخ دادن به نيازهاى ملت فلسطين به كار گرفته است. گفته مى شود اتحاديه عرب تصميم گرفته است كمكى به ميزان ۱۵۰ هزار دلار به دولت فلسطين ارسال كند اما نيازهاى مالى دولت فلسطين فراتر از اين مبلغ بوده و هنوز حماس نتوانسته است مبالغ مالى كافى براى آن تدارك ببيند. در يك خبر ديگر اعلام شد كه نشست گفت وگوهاى ملى فلسطين ۱۵ مه برگزار خواهد شد. يكى از مقامات فلسطينى علت اين تاخير را سفر رئيس  تشكيلات خودگردان فلسطين به خارج عنوان كرد. هفته آينده قرار است محمود عباس به مصر سفر كند.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:47 توسط ارسلان مرشدی |

 

images/20041101/election.jpg


 

انتخابات رياست جمهوري امريکا طبق برنامه دوم نوامبر امسال در ايالات متحده و شماري از حوزه هاي راي گيري خارج از امريکا برگزار مي شود.
طبق معمول چند دهه گذشته رقابت اصلي بين دو حزب رقيب دمکرات ها به کانديداتوري سناتور جان کري و حزب جمهوريخواه به کانديداتوري رئيس جمهور جورج واکر بوش است.
تحولات اخير عراق و افغانستان ، افزايش بي سابقه و نوسان شديد قيمت نفت که بسترساز حوادث زيادي بوده اند، پيش بيني نهايي اين انتخابات را با مشکل مواجه کرده است.
آمار و مصاحبه هاي فشرده در رسانه هاي عمومي امريکا که هرچند گاهي نتايج نظرسنجي خود را اعلام مي کنند، بر اين سر در گمي افزوده است.
راي دهندگان در انتخابات دوم نوامبر علاوه بر گزينش و انتخابات رئيس جمهوري آينده و اعضاي کنگره ، در هر ايالت بايد به مسائلي که مجالس ايالتي از حل آن عاجز مانده اند، نظر بدهند؛ مثلا در ايالت هاي مونتانا، اورگان و آلاسکا بايد نظر خود را درباره قانوني شدن مصرف برخي از اقلام مواد مخدر (البته به صورت محدود) اعلام کنند. ابتدا ديدي بر مناظره ها و ميدان اصلي رقابت انتخاباتي داريم.
مناظره هاي انتخاباتي به صورت پرسش و پاسخ حدودا يک ماه پيش از انتخابات و عمدتا به شفاف سازي سياست هاي نامزدهاي انتخاباتي در عرصه سياست هاي داخلي و خارجي براي روشن سازي افکار عمومي برگزار مي شود.
اولين و دومين مناظره بوش و کري طبق برنامه در شمال و غرب (فلوريدا و پنسيلوانيا) برگزار شد و عمده موضوع آنها به انتقاد شديد از يکديگر، جنگ با تروريسم ، خاتمه دادن هرچه سريع تر بحران عراق و مسائل داخلي امريکا بود؛ ولي هر دو نامزد در مورد برخورد سخت با ايران در صورت انتخاب تاکيد داشتند.
سومين و آخرين مناظره بوش و کري سحرگاه چهارشنبه شب به وقت امريکا 13اکتبر در تالار دانشگاه ايالتي آريزونا برگزار شد و طبق برنامه عمدتا به مسائل داخلي امريکا اختصاص داشت که در صدر آنها آموزش و پرورش ، محيط زيست و اقتصاد قرار داشت. جدا از ميدان مناظره ها، گزارش ها حاکي از پيشي گرفتن نسبي بوش بر رقيب دمکرات خود در جنوب و شرق است.
هرچند در شمال اکثريت نسبي با کري است ، اما ميدان اصلي آنها همچنان ايالت بزرگ فلوريدا، پنسيلوانيا، ويسکانسين ، نوادا و کاروليناي شمالي است ؛ زيرا به گفته نظرسنجي ها، هوادارانشان در اين ايالت ها تقريبا برابري و شمار افرادي که هنوز تصميم قطعي خود را نگرفته اند، زياد است. حال اقتصاد امريکا را در برهه کنوني بررسي مي کنيم.
شرايط اقتصادي امريکا روند کندي را طي مي کند و رشد آن طي شش ماه گذشته به چيزي حدود 8/6درصد رسيده که کمتر از مقدار پيش بيني کارشناسان اقتصادي است و سياست هاي اقتصادي نئومحافظه کاران نيز عموما روي سه اصل کاهش ارزش دلار، کاهش نرخ بهره و افزايش ماليات ها استوار بوده است.
اين راهبردها روند رو به رشد اقتصاد امريکا را در هاله اي از ابهام قرار داده است. افزايش بي سابقه قيمت نفت در بازارهاي جهاني به چيزي حدود 55دلار به ازاي هر بشکه نفت خام در سبد نفتي اپک رسيده و تحولات اخير عراق و افغانستان و اعمال سياست هاي تلافي جويانه نفتي - گازي روسيه تا حدودي موفقيت اقتصادي بازارهاي کاخ سفيد را در چند ماه گذشته زير سوال برده است.و...

برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید.

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=68425&t=fp

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:57 توسط ارسلان مرشدی |

 images/20050831/UTF.jpg

 

بعد از آن که تهران فعاليت UCFاصفهان را با نظارت کامل آژانس و بدون اعتنا به اروپا که نه صرفا غني سازي و فقط توليد UF6تلقي مي شود شروع کرد، طبيعي است که اروپا با درک شرايط و براي پيشبرد بيشتر مقاصدش همه توان خود را بر ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت متمرکز کند.
در واقع تمام اهداف يورو 3از تشکيل جلسه اضطراري شوراي حکام اين بود که پرونده هسته اي را به شوراي امنيت احاله کند.
اما همان طوري که الان رسانه هاي غربي همچون ؛ خبرگزاري فرانسه ، بي بي سي و رويترز گزارش مي کنند، اروپا انتظار نداشت که در شوراي حکام با مقاومت کشورهاي مختلف اعم از گروه نم ، گروه 77، چين و روسيه مواجه شود، شايد شبهه اي که در نزد برخي از تحليلگران داخلي وجود دارد، مبني بر اين که چون قطعنامه پيشنهادي اروپا با اجماع و بدون راي گيري تصويب شد، پس در نتيجه هيچ مخالفتي در مورد سياست هاي اروپا درباره ايران در شوراي حکام وجود ندارد، اين رويکرد مطلقا صحيح نيست.
بخش بزرگي از 35عضو شوراي حکام مصرند که پرونده فعاليت هاي هسته اي ايران بايستي در چارچوب مقررات آژانس رسيدگي شود و با خروج پرونده هسته اي IAEAو ارجاع آن به هر نهاد ديگري کاملا مخالف هستند.
اما اين که اين کشورها به قطعنامه 11آگوست راي مثبت دادند و با آن مخالفت نکردند، به معناي آن نيست که اين کشورها با ارجاع پرونده به شوراي امنيت موافق هستند.
همين کشورها بارها اعلام کرده اند که اگر موضوع ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت در دستور کار قرار بگيرد، قطعا با آن مخالفت خواهند کرد.
شکست ديپلماتيک اروپا آنجا بود که در پيش بردن سياست خود مبني بر ارجاع پرونده به شوراي امنيت در شوراي حکام شکست خورد. با بدقولي هاي مکرر يورو 3در قبال صداقت تهران در اعتمادسازي فعاليت هاي هسته اي ، ايران وارد مرحله بدون بازگشت شده است.
تهران نه تنها نبايد در اجلاس سوم سپتامبر شوراي حکام که البته برگزاري آن با ترديد روبه روست به مذاکره بر سر تعليق فعاليت هاي UCFاصفهان بسنده کند، بلکه توان ديپلماتيک گروه مذاکره کننده را براي فک پلمب و رفع تعليق فعاليت هاي تاسيسات نطنز و اراک متمرکز کند، زيرا برخلاف انتظار اروپا، قطعنامه تصويبي شوراي حکام که يک راي عدم اعتماد بزرگ به ساختار ديپلماتيک آژانس بود نه تنها هيچ مانعي در بعد بين الملل بر ادامه فعاليت هاي تهران ايجاد نکرد، بلکه در سطح ملي به طور قابل توجهي عزم و اراده ميهني و مقاومت انساني را مثل تشکيل حلقه هاي انساني گرداگرد تاسيسات UCFاصفهان و نطنز براي از سرگيري فعاليت هاي نطنز و اراک جزم کرد و بعلاوه با پشتيباني افکار عمومي کشور، افکار عمومي غيرايراني نيز در قبال صداقت تهران و پافشاري جمهوري اسلامي بر حقوق حقه خود به سمت دستيابي ايران به فناوري صلح آميز هسته اي که در بند چهارم پروتکل الحاقي پيمان NPTو ماده 31اساسنامه IAEAبر آن تاکيد شده است ، گرايش پيدا کرد.و...

برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید.

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=100646&t=fp


+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 11:45 توسط ارسلان مرشدی |

خاوير سولانا ، مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپايي از احتمال اعمال تحريم هايي عليه ايران خبر داد.
سولانا در گفتگو با روزنامه فيگارو در عين حال تاکيد کرد گزينه نظامي هرگز مورد ترجيح کشورهاي اتحاديه اروپايي نخواهد بود. وي درخصوص احتمال تحريم عليه ايران در 3 مرحله گفت : محدوديت تماسهاي دولتهاي اروپايي با مقامات مسوول پرونده هسته اي ايران از موارد اين تحريم خواهد بود. وي همچنين تشديد تقويت نظارت و کنترل بر صادرات مواد و تکنولوژي هاي حساس بويژه مواردي که داراي کاربرد دوگانه نظامي و غيرنظامي هستند را از جمله موارد تحريم ها دانست.
منع سفر برخي مقامات ايراني و خانواده هايشان به اروپا از ديگر موارد تحريم عليه ايران است که خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپايي آن را مطرح کرده است.
در مراحل سه گانه سخنان سولانا ، مهمترين موضوع تشديد کنترل صادرات مواد و تکنولوژي هاي حساس است که نمي توان آن را موضوع جديدي دانست زيرا اروپا بيش از 2 دهه است که همراه با تحريم امريکا مانع صادرات اين گونه تکنولوژي به ايران بوده است و اروپايي ها بخوبي به اين امر واقف هستند که پيشرفت هاي صنعتي و فناوري ايران در فضاي اين تحريم ها به دست آمده و همان طور که رئيس جمهور اشاره کرده از صفر تا 100 فناوري هسته اي محصول تلاش دانشمندان داخلي است.
فراموش نمي شود که برخي کشورهاي اروپايي به بهانه تحريم حتي از ارسال پيچهاي معمولي به اين بهانه که کاربرد دوگانه دارد ، جلوگيري مي کردند. قطعا با افزايش دامنه تشديد اين ممنوعيت ها ما شاهد شکوفايي هاي بيشتري در زمينه تکنولوژي داخلي خواهيم بود. در مناسبات ديپلماتيک نيز هر ممنوعيت و محدوديتي اقدامي متقابل درپي خواهد داشت که در اين زمينه هم عملکردي فراتر از مسائل ديپلماتيک از سوي برخي نمايندگي هاي اروپايي و ورود برخي از آنها به اقدامات جاسوسي در قالب فعاليت هاي ديپلماتيک ، به نفع ايران خواهد بود و دست اروپا از فرصت جاسوسي کوتاه خواهد شد. بي شک بازنده اصلي اين بازي بي سرانجام کشورهاي اتحاديه اروپايي خواهند بود که بايد بعد از اين اقدامات منتظر بنزين 3 يورويي باشند و از طرفي فرصتي طلايي براي ايران خواهد بود تا فارغ از دخالت و پارازيت هاي سياسي ، تمام توان خود را روي پيشرفت علمي و فناوري کشور متمرکز کند. مواضع اخير آقاي سولانا چيزي جز تلاش براي دفع بخشي از سيستم ، دامن زدن به بحران و حرکت در مسير مدرنيزه کردن اروپاي پير و خسته براي رژه در برابر زياده خواهي ها و برتري طلبي هاي امريکا نيست اما آقاي سولانا نبايد فراموش کند که به قول اوتو کارل هاندريش ، جامعه شناس آلماني ، «امريکايي ها به لحاظ اقتصادي به خرج ديگران زندگي مي کنند و جهان براي امريکا به منزله يک کالاست کالايي که امريکا تلاش مي کند از طريق عمليات نظامي همواره سهم بيشتري از آن را به چنگ آورد.» راه رهايي اروپا از زير فشارهاي امپراتوري امريکا ، ترجمه خواست هاي تحميلي امريکا به زبان اروپا نيست. تصور مي شود که آقاي سولانا براي ادامه اين بازي پير شده است.

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:29 توسط ارسلان مرشدی |

images/20060426/002.jpg
 
سفر بوش به هند از اين جهت که نفوذ به حلقه دوم امنيت منطقه اي روسيه قلمداد مي شود، قابل توجه است و بيانگر اين نکته که امريکا سياست نويني را در آسيا برگزيده که اساس آن تضعيف چين ، بايکوت کردن روسيه و جدا کردن بخشي از جهان اسلام از کل جهان اسلام در دوره بيداري اسلامي است.
اگر نگاهي به اولويت هاي سياست خارجي هند در دهه هاي گذشته داشته باشيم ، مي بينيم از دوران جواهر لعل نهرو تا پايان دوره واجپايي ، هند روابط گسترده اي با روسيه داشته است و در مقاطع حساس از مواضع مسکو در قبال رويدادهاي منطقه حمايت کرده و هميشه در تقابل با سياست هاي امريکا بوده است.
ازجمله در ماجراي جنگ استقلال بنگلادش در سال 1971، دهلي و واشنگتن در 2طرف قضيه و با 2نگاه متفاوت به موضوع قرار داشتند. اين تضاد ديدگاه در زمان اشغال افغانستان از سوي شوروي هم تکرار شد.
واشنگتن از مجاهدان افغاني مخالف اشغال شوروي حمايت مي کرد و دهلي حامي سياست هاي مسکو در افغانستان بود. در طول اين مدت روابط استراتژيک هند و روسيه تا آنجا گسترش يافت که علاوه بر انتقال فناوري دومنظوره و چندمنظوره و تسليحات گوناگون ، انتقال فناوري هسته اي را نيز در بر گرفت و اين اوج روابط استراتژيک ميان دو کشور بود که بخش اعظمي از حمايت هاي امريکا از پاکستان ، در طول دهه هاي گذشته را در پي داشت و در حقيقت اين تعميق روابط اسلام آباد واشنگتن سياست هاي حمايتي دهلي از مسکو بود که با آزمايش هسته اي هند به تحريم منجر شد.
در پي رشد اقتصادي روزافزون چين و گسترش دامنه بيداري اسلامي در جهان اسلام و شکست رويکرد نظامي امريکا براي فائق آمدن بر اين تحولات امريکا رويکرد نويني را در سياست هاي خارجي خود در منطقه آسيا با نزديکي به هند آغاز کرد.
اولين جرقه اين رويکرد در ديدار کوتاه و سرپايي بوش با مان موهان سينگ در گراميداشت شصتمين سالگرد پايان جنگ جهاني دوم در مسکو که با حضور روساي کشورهاي بزرگي همچون آلمان ، فرانسه ، انگليس ، امريکا و هند برگزار گرديد زده شد.
بوش در برخورد با آقاي سينگ ، نخست وزير هند با اظهار اين که شما و من بايد درباره انرژي هسته اي غيرنظامي گفتگو کنيم ، در حقيقت با پيشنهاد بالاترين سطح روابط استراتژيک رويکرد نوين امريکا به آسيا را اعلام کرد که مورد توجه و استقبال سينگ نيز قرار گرفت.
شايد بتوان باب جديد تحول در روابط 2کشور و اعلام رويکرد نوين آسيايي امريکا را به سفر رايس به دهلي در فروردين سال گذشته هم مرتبط دانست ؛ زيرا وقتي رايس در ديدار با نخست وزير هند هدف امريکا را در کمک به هند براي تبديل کردن اين کشور به قدرتي عمده در دنياي قرن 21عنوان کرد، به نوعي بيان اين سياست بود.
سفر بوش و موافقت با هند براي تجارت محدود سوخت هسته اي در حقيقت باقي مانده تحريمهاي 8ساله را که به دنبال آزمايش 3بمب هسته اي از سوي دهلي در صحراي راجستان در سال 1998آغاز شده بود، به پايان رساند و هند وارد مرحله جديدي از دستيابي به تخصص و تجهيزات هسته اي براي تکميل برنامه هاي هسته اي خود شد.
اما گامهاي بعدي امريکا در اين زمينه چه خواهد بود؟ قطعا قدم بعدي امريکا براي عملي کردن اين هدف ، سرمايه گذاري در هند و سپس گام بعد، تضمين خريد توليدات ساخته شده در اين کشور به منظور افزايش توليد ناخالص ملي و ايجاد اشتغال است که اين گامها همه در جهت سوق دادن نظام اقتصادي هند به سمت نظام اقتصاد آزاد صورت خواهد گرفت تا بستر لازم براي پيشبرد سياست هاي امريکايي در هند فراهم شود. بوش پيش از آغاز سفر آسيايي خود که به 3کشور افغانستان ، هند و پاکستان صورت گرفت ، در نشست مجمع آسيا در واشنگتن به نکته ظريفي اشاره کرد.
وي گفت : توافق امريکا و هند اتفاقي براي آغاز تغيير ساختار جديد در صحنه هسته اي جهان است. رئيس جمهور امريکا افزود: ما با هند شروع مي کنيم و برنامه هسته اي اين کشور را از حاشيه به متن مي آوريم تا اعتماد ميان 2کشور را تقويت کنيم.
بوش در اين نشست در کنار بيان مشترکاتي مانند زبان و صنعت فيلم و اين که جوانان هند هر روز بيشتر به مزه پيتزا علاقه نشان مي دهند! به اين نکته اشاره مي کند که واشنگتن و دهلي هر دو با مشکل شبه نظاميان اسلامگرا روبه رو هستند و هر دو هم از خطر قدرت رو به رشد چين بيم دارند.
در حقيقت اين اظهارات به نوعي ديدگاه ساموئل هانتينگتون در خصوص خطر نزديکي اسلام و آيين کنفوسيوس را تداعي مي کند از طرفي ، در آستانه سفر بوش به دهلي ، وزير خارجه هند از تمايل 2کشور امريکا و هند در ايجاد پيماني نيرومند و پايدار براي مقابله با هلال اسلامي که از خاورميانه تا آسيا ايجاد شده ، خبر مي دهد و آن را مايه ثبات در آسيا مي داند.
همان طور که در ابتدا گفته شد، 3هدف تضعيف چين ، بايکوت کردن روسيه و شکاف در جهان اسلام را مي توان اساس سياست و رويکرد نوين امريکا به هند دانست که با روي کار آمدن دولت جديد هند اين روند تسريع شد. سينگ که در مي 2004به نخست وزيري رسيد، کسي است که در سال 1993در پست وزارت دارايي درهاي اقتصادي هند را گشود.
وي پس از رسيدن به مقام نخست وزيري اولين سفر خارجي خود را به مقصد امريکا تنظيم کرد و پيش از سفر به خبرنگاران گفت : دوران غفلت هند از رابطه با امريکا به پايان رسيده است و ما مي خواهيم با اقتصاد درون جهاني آشتي کنيم.
و در پي اين سفر و بيان اين اظهارات در طول يک سال و نيم گذشته دهلي ميزبان سران کشورهاي روسيه ، ژاپن ، چين ، انگليس ، فرانسه ، امريکا و استراليا بود. سفر بوش درست يک هفته پس از سفر شيراک به دهلي صورت گرفت که حاصل اين سفر (سفر شيراک) امضاي پيمان هسته اي غيرنظامي بين دهلي پاريس بود.
با ورود سينگ به کاخ نخست وزيري سرمايه گذاري مستقيم 11ميليون دلاري امريکا در سال 91به 620ميليون دلار در سال 2004رسيد و روابط تجاري ميان 2کشور از مرز 20ميليارد دلار گذشت.
وجود 2ميليون هندي که در امريکا زندگي مي کنند و همچنين داشتن بالاترين رقم دانشجوي خارجي در امريکا، ابزار کمک به سياست هاي مذکور بوده و هست. گفته شد تضعيف چين يکي از علل اصلي اين رويکرد است.
چين هم اکنون سالانه 20ميليارد دلار صادرات به امريکا دارد و چون اين اجناس به علت قيمت ارزان مورد توجه مردم امريکاست ، دولت اين کشور نمي تواند بدون جايگزيني ارزان براي اين اجناس ، مانع ورود اجناس چيني شود.
امريکا، چين را در آينده خطري براي قدرت خود مي بيند و بر اين باور است که در صحنه بين المللي مي تواند هژموني امريکا را به چالش بکشد بنابراين با تقويت هند و جايگزيني اجناس هندي به جاي اجناس چيني ، بازار 120ميليارد دلاري چين در امريکا تهديد خواهد شد و همچنين در جنوب چين بازاري بزرگ براي مقابله با اين کشور ايجاد خواهد کرد.
از طرفي ، نزديکي هند به امريکا، چين را در موقعيتي جديد قرار مي دهد و ناچار اين کشور بايد در جستجوي دوستان تازه اي براي ايجاد توازن و بازارهاي جديد جايگزين خلائ بازار امريکا بويژه در منطقه باشد. در دهه هاي گذشته نيز نزديکي دهلي ، مسکو توانسته بود اين توازن را براي هند در برابر چين فراهم کند.
همانطور که گفته شد، هند حلقه دوم امنيت منطقه اي مسکو بوده است. مشکلات اقتصادي روسيه و نبود امکان سرمايه گذاري اين کشور در هند راه را براي نفوذ کامل امريکا و اعلام رويکرد جديد آسيايي در سياست خارجي واشنگتن هموار کرده است.
روسيه هم بايد براي خروج از اين بايکوت سياسي در صدد يافتن دوستاني جديد در منطقه براي ايجاد توازن و تعادل سياسي باشد. شايد بتوان گفت امريکا پس از راهبرد غلط نظامي در خاورميانه در مواجهه با بيداري اسلامي به اين نتيجه رسيده که نيازمند يک راهبرد سياسي است و ايجاد اتحادهاي نوين با رويکرد رسيدن به اهداف آسيايي منطقه اي در مقابله با بيداري اسلامي او را به سوي هند که يکي از کشورهاي پرجمعيت مسلمان است ، کشانده است.
واشنگتن مي کوشد با شيوه ايجاد نهادهاي نوين همکاري هاي چندجانبه و دوجانبه ، عملا جهان را آن گونه که مي خواهد شکل دهد و با خطرات آتي مقابله کند. اين خطرات از نگاه امريکا بيداري اسلامي ، رشد روزافزون چين و نقش سياسي روسيه است.
اما امريکا همان طور که در ارزيابي ورود به عراق دچار اشتباه فاحشي شد، در اين رويکرد هم به دليل نداشتن شناخت از هند و اوضاع داخلي آن مرتکب اشتباه استراتژيک ديگري شده که نتيجه محاسبات غلط است.
هند مردمي صبور و باهوش دارد که يک پنجم آنان را مسلمانان تشکيل مي دهند و حاضر نيستند ابزار سياست امريکا براي مقابله با جهان اسلام ، چين و روسيه شوند.
برخلاف انتظار، توهم و خيالاتي که سياستمداران طراح اين رويکرد دارند، در نهايت اين سياست به نفع ملل اسلامي خواهد بود. مدل پاکستان ، افغانستان و ديگر کشورهايي که همه سياست خارجي خود را در سبد حمايت امريکا نهادند و پس از اتمام تاريخ مصرف آن که با منافع امريکا گره خورده ، به حاشيه رانده شده اند، تجربه هاي عيني و ملموسي است که در برابر ديدگان سياسيون هندي قرار دارد.
قطعا هند به عنوان کشوري غيرمتعهد به خوبي مي داند در شرايط فعلي زير چتر واحد سياست امريکا رفتن به مصلحت منافع ملي آنها نيست.
البته هند مي تواند از اين رهگذر به تجهيزات مدرن هسته اي دست يابد.
سفر سينگ به آلمان براي افتتاح نمايشگاه هانوور و اين که قرار است درخصوص همکاري هاي هسته اي با آلمان گفتگو کند نيز در همين خصوص قابل توجه است
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:17 توسط ارسلان مرشدی |

 
187254.jpg
 در حالى كه نزديك به يك سال تا برگزارى انتخابات رياست جمهورى فرانسه زمان باقى است، از هم اكنون بحث و درگيرى بر سر آينده سياسى اين كشور آغاز شده است. چندى پيش خبر افزايش محبوبيت راست گرايان افراطى و به ويژه ژان مارى لوپن مردم را به شدت شوكه كرد و هم اكنون نيز نيكولا ساركوزى وزير كشور فرانسه در مركز بحث هاى جديد قرار گرفته است. طبق نظرسنجى هاى جديد با اينكه هنوز هيچ يك از چهره هاى مطرح فرانسه براى نامزدى خود در انتخابات رسماً اعلام موضع نكرده اند اما نيكولا ساركوزى و خانم سگولن روايال دو چهره اى هستند كه به احتمال زياد پيروز انتخابات رياست جمهورى آتى خواهند بود. روزنامه لوپاريزين چاپ پاريس، روز دوشنبه نتايج نظرسنجى خود در مورد ۹ نامزد احتمالى انتخابات سال ۲۰۰۷ را منتشر كرد. طبق آمار به دست آمده احتمال موفقيت نيكولا ساركوزى رهبر حزب حاكم (UMP) و همچنين سگولن روايال _ وزير سابق و از حزب سوسياليست كه همسر فرانسوا اولاند رهبر سوسياليست ها است _ از همه بيشتر است. طبق نتايج به دست آمده در دور اول انتخابات رياست جمهورى فرانسه اين دو نفر هر كدام ۳۱ درصد آرا را به خود اختصاص خواهند داد و ژان مارى لوپن رهبر جبهه ملى فرانسه با به دست آوردن ۱۴ درصد آرا نفر سوم خواهد شد. ديگر نامزد مطرح اين حزب يعنى فرانسوا بايرو رهبر حزب UDF با ۵ درصد آرا جايگاه چهارم را به خود اختصاص مى دهد و دو تن از چپ گرايان افراطى يعنى اوليويه بزانسون و ارلت لاگيه مكان هاى بعدى را به خود اختصاص خواهند داد. نيكولا ساركوزى در شرايطى كه قانون اولين استخدام، مردم را نسبت به دولت و حزب حاكم بدبين كرده است، با ارائه دو طرح قانونى در مورد مهاجرت و جلوگيرى از بزهكارى محبوبيت خود را به شكل قابل توجهى افزايش داده است. اولين طرح او پس از پايان تعطيلات پارلمانى در مجلس ملى به بحث گذاشته مى شود و طرح دوم نيز نزديك به يك ماه بعد مورد بررسى قرار مى گيرد. او قصد دارد ميزان مهاجرت ها را هر طور شده كم كند و با جلب نظر مردم شكست طرح استخدامى را كه رسوايى بزرگى براى حزب حاكم بود از اذهان پاك كند. البته اين موضع گيرى ساركوزى مشابه موضع گيرى ژان مارى لوپن است. لوپن در اين راستا مى گويد: «سران حزب حاكم مثل من حرف مى زنند اما مثل شيراك عمل مى كنند.» به نظر مى رسد در اين يك سال باقى مانده تا انتخابات اين  گونه اظهارات و درگيرى ها همچنان ادامه داشته باشد. لوران فابيو نماينده سوسياليست مجلس مى گويد كه اين نظرسنجى ها به هيچ وجه معتبر نيستند. او اين نظرسنجى ها را با نتايج نظرسنجى هاى يك سال قبل از انتخابات سال ۱۹۸۱ مقايسه مى كند كه طبق آن فرانسوا ميتران اميد چندانى به پيروزى نداشت اما در نهايت انتخاب شد. در سال ۱۹۹۵ هم هيچ كس حتى احتمال كانديداتورى ليونل ژوسپن را باور نداشت اما در نهايت او كانديدا شد. فابيو معتقد است برخلاف شايعات اخير كه ساركوزى و سگولن روايال را پيشتاز انتخاب معرفى مى كنند كسى كه بتواند در مورد بيكارى و اقتصاد كشور كارى انجام دهد پيروز خواهد بود. به عقيده كارشناسان احتمال اينكه ژان مارى لوپن به دور دوم راه يابد و با يكى از نامزدهاى سوسياليست رودررو شود بسيار بيشتر است. لوپن نيز از احتمال اينكه يك سوسياليست به دور دوم راه يابد حرف مى زند. نظرسنجى لوپاريزين سگولن روايال را پيروز نهايى انتخابات اعلام كرده و افزوده است كه او با ۶ درصد اختلاف راى برنده نهايى انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۷ فرانسه خواهد شد. اين نظرسنجى پيش بينى مى كند كه روايال در مجموع ۵۳ درصد آرا را كسب خواهد كرد و نيكولا ساركوزى نيز ۴۷ درصد راى به نفع خود جمع آورى خواهد كرد. همچنين پيش بينى مى شود ميزان مشاركت در اين انتخابات ۳۸ درصد باشد. پس از انتشار اين نظرسنجى ها «فيل هاى حزب سوسياليست» شروع به واكنش كردند. سگولن روايال از سال نو ميلادى به اين طرف با حضور رسانه اى گسترده شركت در جلسات و بحث هاى متعدد توانست به طرز قابل توجهى محبوبيت خود را افزايش دهد و حسادت اطرافيانش را تحريك كند. اما در چنين شرايطى قديمى ها و به اصطلاح فيل هاى سوسياليست آرام ننشسته اند. آنها كه در دفاع از فابيو، استروس كان، لانگ و ژوسپن واكنش نشان مى دهند خواستار برگزارى جلساتى براى بحث و مذاكره شده اند. طرفداران فابيو مى گويند: «او استعدادهاى قابل توجهى دارد و نبايد از اين مسئله غافل شد.» حزب سوسياليست فرانسه هم اعلام كرده است كه بايد هر يك از نامزدهاى اين حزب در تلويزيون ظاهر شوند و توانايى هاى شخصى خود و چپ گراها را به نمايش بگذارند. در چنين شرايطى به نظر مى رسد روايال پيش از هر چيز بايد مبارزه اى جدى با هم حزبى هايش را آغاز كند. طرفداران استروس كان نيز معتقدند كه يك سال پس از انتخابات رياست جمهورى دوره قبل و حذف ليونل ژوسپن، نظرسنجى ها نشان دادند كه مردم از انتخاب خود پشيمان شدند و اين بار چپ گراها را ترجيح خواهند داد. براى همين هم سوسياليست ها بايد احتياط كنند و «به جاى اينكه يك زن را به عنوان نامزد خود معرفى كنند، شخص لايق ترى پيدا كنند.»
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 9:48 توسط ارسلان مرشدی |

 images/20041220/ukrain.jpg

به نظر مي رسد، مقامات کاخ سفيد در اجراي يک سناريوي سياسي فرامنطقه اي ديگر، فاصله چنداني با موفقيت ندارند. ساختار جديد قدرت در کاخ سفيد و افزايش موازنه قدرت و مانور سياسي بازها در مقابل کبوترها ، با اتکا به حمايت متحدان استراتژيکي در اروپا راه را براي تغيير ساختار سياسي اکراين مانند گرجستان چند سال پيش هموار کرده است.
در اين ميان ، بي ميلي سياسي مقامات کاخ کرملين در مواجهه با تحولات روزهاي اخير باعث شده است اروپا و امريکا به ميدان داري در عرصه سياست داخلي اکراين بيشتر بپردازند.
اختلافات داخلي بر سر نتايج انتخابات رياست جمهوري اکراين ، در حالي به مراحل حساس خود مي رسد که غرب ، تمام تلاش خود را براي برگزاري مجدد انتخابات به کار گرفته است.
به هر حال ، در اين مقاله سعي شده است ، تحليلي بر اوضاع فعلي اکراين و مواضع اتخاذ شده قدرتهاي غربي در قبال اين بحران ارائه شود. اختلافات بر سر نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري هفته گذشته اکراين که به برگزاري تظاهرات و تجمعات وسيع مردمي در ميدان اينديپندت کي يف ، پايتخت خارکف و چند شهر ديگر اين کشور انجاميد با تغيير قانون انتخابات اين کشور ابعاد جديدي به خود گرفته است.
در انتخابات رياست جمهوري اکراين ، ويکتور يانکوويچ نخست وزير سابق دولت لئونيد کوچما، با اختلاف اندک از رقيب خود ويکتور يوشنکو برنده انتخابات شد، ولي تنش ميان موافقان و مخالفان نتيجه انتخابات در داخل و خارج کشور، همچنان رو به افزايش است.
آگاهان ، اعتراض مخالفان به روند شمارش آرا، تخلفات متعدد انتخاباتي و ابطال آراي چند حوزه راي گيري از سوي کميسيون مرکزي انتخابات را عامل اصلي بروز چند روز گذشته اکراين عنوان کرده اند.
هرچند برخي گزارش ها دخالت هاي آشکار اتحاديه اروپا و امريکا را که به اختلافات داخلي دامن زده و مخالفان را به ادامه تظاهرات و ماندن در خيابان ها ترغيب مي کنند عامل اصلي گسترش بحران مي دانند.
مخالفان نتيجه انتخابات ، با برگزاري تظاهرات عظيم صدها هزار نفري که باعث راه بندان و ترافيک وسيع در مرکز شهر شده ، طي روزهاي اخير مبادرت به محاصره ادارات و سازمان هاي دولتي کرده اند.
آنها با عدم پذيرش نتيجه انتخابات ، اعتقاد دارند در شمارش آرا تقلب شده و آراي نامزد مورد حمايتشان ويکتور يوشنکو در چند حوزه راي گيري مفقود و به بهانه تخلفات انتخاباتي ابطال شده است.
موافقان نيز با تظاهرات در خيابان ها و اعلام حمايت از نظر کميسيون مرکزي انتخابات مبني بر پيروزي ويکتور يانکوويچ خواهان تاييد نتيجه انتخابات از سوي ديوان عالي اکراين هستند.
در همين حال ، چند روز پيش ، پارلمان اکراين با اکثريت آرا نتيجه انتخابات رياست جمهوري را فاقد اعتبار دانست و راي به برگزاري مجدد انتخابات داد و از رئيس جمهور فعلي لئونيد کوچما خواست کميسيون انتخابات را لغو کند.
کوچما نيز تحت فشار مخالفان مجبور شد با برگزاري مجدد انتخابات موافقت کند. علاوه بر اين که تغيير قانون اساسي ، قانون انتخابات اين کشور را نيز امضا کرد.و....

برای مشاهده ی متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید.

 http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=72915&t=fp


 

+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:51 توسط ارسلان مرشدی |

images/20041122/ATOMI.jpg

ايران سرانجام توافقنامه پاريس را که از سوي 3 کشور اروپايي آلمان ، انگليس و فرانسه مطرح شده بود پذيرفت. به اين ترتيب ، راه را براي اعتمادسازي بيشتر هموار کرد.
با وجود تمامي برداشت هايي که از اين توافق مطرح مي شود و با وجود برخي ضعفها در اين توافق ، شايد ايران بهترين و منطقي ترين راه را برگزيد، راهي که با جنگ تبليغاتي غرب و امريکا به شوراي امنيت سازمان ملل ختم مي شد.
در اين ميان ، با تمامي اين جريانات اخير خوش بيني است اگر فکر کنيم پرونده هسته اي ايران در جلسه 25 نوامبر شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي بسته خواهد شد ؛ چرا که مکانيسم هايي که در توافقنامه پاريس قيد شده است ، راه را براي ادامه مذاکرات و عکس العمل هاي طرفين باز نگه داشته است.
بحث استفاده ايران از فناوري صلح آميز هسته اي ، در شرايطي از سوي جامعه جهاني و آژانس بين المللي انرژي اتمي (IAEA) مشروع و قانوني تلقي مي شود که ايران از حق مسلم و تعريف شده خود در استفاده از اين فناوري حساس ، صرف نظر کند. نشست کشورهاي يورو 3(نمايندگان آلمان ، انگليس ، فرانسه) با نمايندگان ايراني در وين به مراحل پاياني خود نزديک مي شود در حالي که شرط اصلي براي ارجاع نشدن پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد، با توجه به نشست IAEA در 25 نوامبر امسال تعليق نامحدود غني سازي اورانيوم و توقف کامل چرخه سوخت با توجه به منابع غني و سرشار در کشور است.
تناقض گويي ها و عملکرد دوگانه جامعه جهاني در رويکرد به پرونده هسته اي ايران در اجلاس وين به اوج خود رسيده است. پيشنهادهاي طرفهاي مذاکره کننده اروپايي با نمايندگان ايران در اجلاس وين در 2 فاز تشويق و تنبيه ارائه شده که در نوع خود قابل تامل است ؛ پيشنهادهايي که خارج از چارچوب کنوانسيون هايي مثل NPT و مقررات مشروع و بحق شناخته شده بين المللي است.و...

برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید.

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=70132&t=fp

+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 11:46 توسط ارسلان مرشدی |

در ديدار بوش و جين تائو صورت گرفت
 
186234.jpg
روساى جمهورى چين و ايالات متحده آمريكا در واشينگتن ديدار و در مورد مسائل اقتصادى و سياسى دو كشور و بحران   هاى موجود در جهان گفت وگو كردند. به گزارش روزنامه واشينگتن پست از جمله موضوعات مطرح شده توسط جورج بوش آزادسازى بازارهاى تجارى چينى و گسترش آزادى و همچنين پرونده اتمى ايران و كره شمالى بود. براساس اين گزارش سفر رئيس جمهورى چين كه براى اولين مرتبه در ۹ سال گذشته صورت گرفته مورد استقبال باشكوه جورج بوش در كاخ سفيد قرار گرفت و گروه موسيقى ارتش آمريكا به اجراى برنامه پرداخت و گروهى ۲۱نفره متشكل از تفنگداران آمريكايى با شليك هوايى از او استقبال كردند. در مراسم استقبال از هوجين تائو رئيس جمهورى چين در كاخ سفيد علاوه بر مقامات كاخ سفيد، خبرنگاران و گروهى از اتباع دو كشور حضور داشتند و شاهد سخنرانى روساى جمهورى دو كشور بودند. از جمله اتفاقات غيرمنتظره اى كه در جريان سخنرانى رئيس جمهورى چين رخ داد اين بود كه يك زن از اعضاى فالون گنگ با صداى بلند به انتقاد از رئيس جمهورى كشورش پرداخت. وى با صداى بسيار بلندى فرياد مى زد «رئيس جمهور هو، روزهايت به شماره افتاده، رئيس جمهور بوش! قتل هايت را متوقف كن!» در پى اعتراضات اين زن كه يكى، دو دقيقه اى طول كشيد تا توسط محافظان از جمعيت خارج شود رئيس جمهورى چين سخنرانى خود را متوقف ساخته بود. پس از خروج فرد متعرض، جورج بوش خطاب به همتاى چينى خود گفت «راحت باشيد» و وى سخنرانى اش را ادامه داد.
به گزارش روزنامه واشينگتن پست وقوع اتفاقاتى از اين دست در كاخ سفيد بسيار نادر بوده و اين در حالى است كه دولت چين به شدت به پروتكل هاى تشريفاتى اهميت مى دهد. به گفته دستياران جورج بوش، وى به شدت از وقوع چنين حادثه اى ناراحت و عصبانى شده و به محض ورود به اتاق بيضى شكل از هوجين تائو عذرخواهى كرده بود.
اتفاق غيرمنتظره ديگرى كه در جريان اين مراسم پيش آمده بود اين بود كه مجرى برنامه به هنگام اعلام برنامه براى پخش سرود ملى چين از اين كشور با نام «جمهورى چين»، عنوانى كه تايوان برگزيده است، ياد كرد. عنوان صحيح چين «جمهورى خلق چين» است.
گزارش هاى رسيده از مذاكرات روساى جمهورى چين و آمريكا حاكى از آن است كه هوجين تائو براى حل اختلافات موجود با آمريكا در زمينه مسائل تجارى و عدم تعادل تراز تجارى دو كشور به واشينگتن چراغ سبز نشان داده اما از مواضع سياسى خود عقب نشينى نكرده است. وى ضمن تشريح سياست ها و پيشنهادهاى چين درخصوص روابط اقتصادى دو كشور گفت كه توسعه سريع همكارى اقتصادى و تجارى دو كشور منافع واقعى براى مردم دو كشور به همراه داشته و دارد. جورج بوش با تاكيد بر لزوم افزايش همكارى هاى دو كشور گفت كه آمريكا و چين دو ملت هستند كه با اقيانوس بزرگى از هم جدا شده اند ولى اقتصاد جهانى آنها را به هم وصل كرده تا فرصت  هايى براى مردم دو كشور ايجاد شود. وى بر ضرورت انجام يك سلسله اصلاحات اقتصادى در چين براى زمينه سازى براى نفوذ هر چه بيشتر آمريكا در اقتصاد آن كشور تاكيد كرد.
بوش گفت: «چين و آمريكا منافع راهبردى مشتركى در زمينه افزايش امنيت براى مردم دو كشور دارند. ما قصد داريم تا همكارى دو كشور را در جهت خطرهايى كه امنيت جهانى را تهديد مى كند عميق تر كنيم.»
رئيس جمهورى آمريكا افزود: «اين خطرها شامل اهداف هسته اى ايران، نسل كشى در سودان، خشونت  هاى تروريست ها و افراط گرايان و افزايش سلاح هاى كشتارجمعى است. من از نقش چين در گروه شش كشور براى بررسى مسئله كره شمالى قدردانى مى كنم كه در صورت تصميم گيرى صحيح كره شمالى به منظور رها كردن برنامه تسليحات هسته اى به نتيجه خواهد رسيد.»
وى گفت: «در حالى كه روابط دو كشور رشد مى كند و بيشتر مى شود مى توانيم در مورد اختلاف نظرهايى كه بين ما وجود دارد شفاف باشيم. من با هوجين تائو در مورد حقوق بشر و آزادى   هاى مردم چين گفت وگو مى كنم. موفقيت چين مرهون آزادى مردم براى خريد و فروش و توليد در اين كشور بوده است. اگر به مردم چين اجازه تجمع و آزادى بيان و عبادت بدهند چين مى تواند موفق تر هم بشود.»
بوش افزود: «آمريكا در مورد سياستش نسبت به تايوان هم شفاف است و آمريكا به سياست «يك چين واحد» براساس سه قرارداد ميان دو كشور و قانون روابط تايوان پايبند است.»
رئيس جمهورى آمريكا گفت: «ما با تغييرات يك طرفه مخالف بوده و از همه گروه ها تقاضا داريم تا در مقابل اقدامات تحريك كننده و ستيزه جويانه خويشتندارى كنند.» وى افزود: «ما معتقديم كه آينده تايوان با روش هاى مسالمت آميز حل مى شود.» در عرصه مسائل سياسى، روساى جمهورى هر دو كشور خاطرنشان كردند كه مى خواهند در ارتباط با ايران و كره شمالى گفت وگو كنند. رئيس جمهورى چين در اين نشست تاكيد كرد كه برنامه هسته اى ايران بايد از طريق مذاكرات ديپلماتيك حل وفصل شود تا معاهده منع گسترش تسليحات هسته اى و به تبع آن صلح و ثبات جهانى حفظ شود. با وجودى كه روساى جمهورى دو كشور مسائل سياسى را محور مذاكرات خود عنوان كردند، اما واقعيت اين است كه مسائل اقتصادى در اولويت كنونى مذاكرات دوطرف قرار دارد. چين با تراز مثبت ۲۰۲ ميليارد دلارى در مبادلات تجارى با آمريكا، عملاً اقتصاد آمريكا را به زانو درآورده است و فروشگاه  هاى آمريكا بيشتر شبيه فروشگاه هاى چين شده چرا كه همه كالاها ساخت چين است و توليدكنندگان آمريكايى ياراى رقابت ندارند. چين اكنون سومين شريك تجارى و بازار صادراتى آمريكا بوده و آمريكا دومين شريك تجارى و بزرگترين بازار صادراتى چين محسوب مى شود.
رسانه ها اعلام كردند احتمال دارد رئيس جمهورى چين در اين سفر با برخى اصلاحات تجارى و ارائه امتياز به شركت   هاى آمريكايى موافقت كند و اين امر كاهش اختلافات تجارى دو كشور را به دنبال خواهد داشت. يكى از مواردى كه چين براى اين امر در نظر گرفته است خريد دو هزار فروند هواپيماى بوئينگ از آمريكا است. هم اكنون قرارداد ۸۰ فروند بوئينگ بين دو كشور امضا شده است. اين خريد مى تواند عدم تعادل در ارزش بازرگانى دو كشور را تا حدودى كاهش دهد. رئيس جمهورى چين پيش از آنكه در سومين روز از سفر خود به آمريكا وارد كاخ سفيد شود از كارخانه هواپيماسازى بوئينگ ديدار و در ضيافت شامى در منزل بيل گيتس مدير شركت مايكروسافت، شركت كرده بود.
+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 10:37 توسط ارسلان مرشدی |