با حمله كماندوهای اسرائیلی به حزب الله صورت گرفت
|
 |
|
|
سحرگاه روز گذشته با حمله شماری از كماندوهای اسرائیلی به منظور ربودن «حمد یزبك» عضو برجسته حزب الله لبنان در منطقه نزدیك به بعلبك در شرق لبنان آتش بس ۱۷۰۱ شورای امنیت نقض شد. بامداد دیروز اسرائیل طی عملیاتی از پیش طراحی شده اقدام به پیاده كردن كماندوهای خود در منطقه كرد. شبكه تلویزیونی الجزیره گفت كماندوهای اسرائیلی كه به وسیله هلیكوپتر به منطقه اعزام شده بودند با پوشیدن لباس ارتش لبنان و استفاده از خودروهای آنان درصدد به اسارت گرفتن «حمد یزبك» برآمدند كه با مقاومت نیروهای طرفدار حزب الله مواجه شدند. در درگیری بین سربازان اسرائیلی و نیروهای حزب الله دست كم ۳ سرباز اسرائیلی مجروح و یك افسر این رژیم كشته شد. پیش از این خبرگزاری ها گفته بودند سه تن از نیروهای حزب الله نیز كشته شده اند اما این خبر توسط مقامات امنیتی لبنان تكذیب شد. حسین رحال سخنگوی حزب الله گفت: در این درگیری یك نظامی اسرائیلی كشته و هفت تن دیگر زخمی شدند اما به هیچ یك از اعضای حزب الله آسیبی نرسید. منابع اسرائیلی نیز مرگ یك افسر و زخمی شدن دو سرباز دیگر را تایید كردند. با شكست خوردن این عملیات هواپیماهای جنگنده اسرائیلی برای رد گم كردن اقدام به بمباران منطقه كردند تا تحت پوشش آن بتوانند با هلیكوپتر سربازان را از معركه خارج سازند. ارتش اسرائیل در این باره گفت نیروهای زبده دست به عملیاتی در خاك لبنان زدند كه هدف آن جلوگیری از قاچاق اسلحه از سوریه و ایران برای حزب الله بود. ارتش اسرائیل می گوید در این عملیات به جمیع اهداف خود رسیده است. دولت لبنان نسبت به این عمل اعتراض و فوزی صلوخ وزیر خارجه لبنان در دیدار با «تری رودلارسن» و «ویجی نامبیار» اعتراض دولت لبنان را به آنان ابلاغ كرد. وی همچنین درباره موضوع كشتزارهای اشغال شده شبعا در جنوب لبنان، ادامه محاصره هوایی و دریایی لبنان توسط اسرائیل و استقرار ارتش لبنان در جنوب گفت وگو كرد. گفته می شود فواد سنیوره نخست وزیر لبنان نیز طی یك تماس تلفنی با كوفی عنان نسبت به این اقدام اسرائیل اعتراض كرده است.
استقرار نیروهای بین المللیروز گذشته اولین گروه از نیروهای فرانسوی به ظرفیت ۵۰ نفر در ساحل ناقوره جنوب لبنان فرود آمدند. فرانسه برخلاف وعده های پیشین خود گفته است فقط ۲۰۰ نفر را به لبنان اعزام خواهد كرد. فرانسه در حال حاضر ۲۰۰ نیرو در لبنان دارد. آمریكا امیدوار است كه با رایزنی های خود بتواند فرانسه را متقاعد كند تعداد نیروهای بیشتری را بفرستد. در یك خبر دیگر ایتالیا گفته است ۳۰۰ نفر به لبنان اعزام خواهد كرد. آلمان و انگلستان و آمریكا هم به جای اعزام نیرو قرار است كمك های مهندسی و لجستیك دراختیار نیروهای حافظ صلح قرار دهند. ظاهرا بیشترین تعداد نیروها از بنگلادش خواهد بود. سازمان ملل در حال حاضر ۲هزار نیرو در لبنان دارد. كشورهای مالزی و اندونزی هم می خواهند نیرو بفرستند اما این موضوع تاكنون با مخالفت اسرائیل مواجه شده است. قرار است طی روزهای آینده كوفی عنان به منطقه سفر كرده و بر نحوه استقرار این نیروها نظارت داشته باشد. قطعنامه ۱۷۰۱ مقرر كرده است كه ۱۵هزار نیروی بین المللی در جنوب لبنان مستقر شوند. به موازات ورود این نیروها ارتش لبنان به مرور در جنوب لبنان استقرار می یابد. دیروز در خبرها آمده بود كه یك گردان از ارتش لبنان در روستای كفركلا نزدیك مرز با اسرائیل استقرار یافته اند. همچنین نیروهای ارتش لبنان در بخشی از شبعا، مرجعیون، بنت جبیل، عرقوب و حتی در مرزهای سوریه مستقر شده اند. در همین حال منابع خبری می گویند ۹۵ درصد از آوارگان لبنانی به خانه های خود بازگشته اند. دولت لبنان میزان خسارت وارد شده به اقتصاد این كشور را ۷ تا ۸ میلیارد دلار برآورد كرده است. در جنگ اخیر لبنان ۱۱۸۳ غیرنظامی كشته و ۴۰۵۴ نفر مجروح شدند.
خلع سلاح حزب الله
موضوع خلع سلاح حزب الله كه این روزها در لبنان مطرح شده بود همچنان بازتاب های متفاوتی را به همراه دارد. ولید جنبلاط رهبر دروزی ها می گوید: خلع سلاح حزب الله ممكن نیست. وی كه معتقد است شكست اخیر به سقوط دولت اولمرت خواهد انجامید، گفت در این جنگ بدون تردید حزب الله پیروز شد. در یك اظهارنظر دیگر علامه محمدحسین فضل الله در خطبه های نماز جمعه لبنان گفت: سلاح حزب الله باید حفظ شود. همچنین نبیه بری رئیس پارلمان لبنان می گوید: خلع سلاح حزب الله بین هیچ یك از گروه های لبنانی مطرح نیست. وی در عین حال كه انجام گفت وگوهای ملی را ضروری دانست گفت اكنون زمان مناسبی برای آن نیست.
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:59 توسط ارسلان مرشدی
|
تناقض های قطنامه ۱۶۹۶ و اجلاس ۳۱ آگوست شورای امنیت
موسسه استاندارد پورز در جديدترين تحليل خود از احتمال اين که هر گونه شوک نفتي از طريق قطع صادرات نفت ايران ايجاد شود، فاجعه اي اقتصادي ايجاد خواهد کرد خبر داده بود.
ديويد ويس ، اقتصاددان ارشد اين موسسه گفت: اگر ايران نفت خود را از بازار جهاني کنار بکشد و تنگه راهبردي هرمز را روي نفتکشها ببندد، بازار انرژي جهان با 20ميليون بشکه کمبود نفت روبه رو خواهد شد که به رسيدن بهاي نفت به بيش از 250 دلار منجر خواهد شد که اين شرايط بي شک در رکود اقتصادي جهان بي تاثير نخواهد بود ؛ البته مقامات ايراني بارها اعلام کرده اند که در صورت اعمال فشار بيشتر بر تهران در شوراي امنيت استفاده از گزينه نفت براي فشار متقابل منتفي است. به هر حال شرايط پيچيده جهان و منطقه بخصوص پس از تحولات 11 سپتامبر و اتخاذ دکترين هاي خاص تهران در مواجهه با مسائل بين المللي - منطقه اي موجب شده است بر اثر در پيش گرفتن ديپلماسي فشار از سوي ايالات متحده و اروپا، برنامه هسته اي ايران از سير يک بحث فني و حقوقي در چارچوب آژانس خارج و به يک مناقشه بين المللي تبديل شود و ظرفيت ويژه امريکا در تحميل راهبري سياسي خود به روندها و نهادهاي مشروع بين المللي اين کشور را قادر کرده است تا بتواند منافع حياتي خود را به هزينه معادلات بين المللي دنبال کند، چيزي که درباره پرونده هسته اي ايران نيز سبب شده تا خواسته هاي سياسي خود را که ربطي به مسائل هسته اي ندارد ضميمه پرونده هسته اي کند. وقتي اروپا در سناريوي بسته 5 + 1اعلام مي کند که تنها تضمين عيني براي عدم انحراف هسته اي تعليق کليه فعاليت هاي هسته اي است و بايد سوخت هسته اي را از خارج بخرد، چيزي جز بي اعتمادي به مذاکره و پيدا کردن راه حل ديپلماتيک نيست و هدف اصلي آنها نيز به بن بست کشاندن تمامي راههاي مسالمت آميز در صورت تاکيد ايران بر حقوق قانوني خود است و امري که نبايد از نگاه مسوولان هسته اي کشور ناديده بماند، ساختارهاي جديد نظام نوين بين المللي و تدوين راهبري هاي سياسي فراتر از ظرفيت هاي حقوقي بين المللي کانون هاي قدرت براي تحميل شرايط فراتر از پيمان هاي حقوقي به ايران است.
نگاه کنجکاوانه به معامله هاي پنهاني ميان قدرتها مثل قطعنامه 1696، تدبير و هوشمندي در ارائه پاسخهاي سنجيده به بسته پيشنهادي گروه 5 + 1، پرهيز از اظهارنظر نسنجيده و غيرمنطقي حتي در سطوح پايين دستي مسوولان ، تجديد نظر بر روابط راهبردي با چين و روسيه ، سعي در انفعال سازي بيشتر گروه عدم تعهد و ايجاد ائتلاف هاي بين المللي و از همه مهمتر هدايت افکار جامعه جهاني به جنايت اخير اسرائيل در لبنان و تناقضات آشکار حقوقي در بطن قطعنامه هاي صادر شده از شوراي حکام IAEA و شوراي امنيت مي تواند فرصتهاي بالقوه اي را براي مقابله با تحميل شرايط جديد و مقررات اضافه به معاهده ان.پي.تي ، پروتکل الحاقي و اساسنامه شوراي امنيت را فرا روي تهران بگشايدو...
برای مشاهده متن کامل مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=150619&t=nuc
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:42 توسط ارسلان مرشدی
|
|
|
با نگاهي اجمالي به قطعنامه 1696 شوراي امنيت مشخص است که روح کلي اين قطعنامه فاقد وجاهت قانوني و بار بين المللي است. تصويب اين قطعنامه بيش از آن که به خاطر انحراف در رفتار هسته اي ايران باشد ، نوعي سلب صلاحيت و استفاده ابزاري از نهادهاي مشروع و شناخته شده بين المللي است که بايد تاوان تندروي و بلندپروازي هاي کاخ سفيد را بپردازد و به نظر مي رسد سرنوشتي که براي شوراي حکام IAEA رقم خورد اينک براي مجري امنيت بين المللي شوراي امنيت تکرار شود. به هر حال اين قطعنامه نيز تناقضات متعدد حقوقي دارد ازجمله اين که با استناد به بند 39 منشور صلح شوراي امنيت که اعلام داشته ايران تهديد صلح و امنيت بين المللي نيست ، اما اعضاي شورا با استناد به بند 40 فصل هفتم معيارهاي مشروط را عليه ايران تصويب کرده و بصراحت و برخلاف مفاد منشور اعلام مي کنند اگر پاسخ ايران به بسته پيشنهادي 5 + 1 مثبت باشد، ورود به بند منشور منتفي است وگرنه در صورت پاسخ منفي ، اجراي بند 41 که شامل قوانين محدود کننده عليه ايران نظير تهديد، تحريم و...است به شور گذاشته مي شود. براساس بند هفتم پيمان صلح و امنيت شوراي امنيت ، هيچ کشور عضو سازمان ملل را نمي توان با اتکا به تحريم و تهديد از حقوق مشروع و بحق خود محروم و محدود کرد، اما ما شاهديم در روند پرونده هسته اي ، پيشداوري درخصوص حقوق ، تکاليف و وظايف ايران حتي با استناد به بند 40 منشور هم نبايد با معيارهاي مشروط همراه باشد. در بند 6 قطعنامه مصوب ايران تهديدي عليه صلح و امنيت جهاني معرفي شده است ، در حالي که طبق گزارش موسسه بين المللي مطالعات راهبردي و سرويس اطلاعات مرکزي امريکا، ايران دست کم 10 سال با توليد سلاح هسته اي فاصله دارد ؛ همچنين البرادعي پيش از نشست شوراي امنيت در مقر اين سازمان با استناد به گزارش بازرسان آژانس ، اعلام کرده بود که در ايران نشانه اي مبني بر وجود يک برنامه تسليحات هسته اي پيدا نشده است. در چنين حالي شوراي امنيت در مواجهه با ايران که به صورت داوطلبانه پيمان ان.پي.تي و پروتکل الحاقي را پذيرفته و حتي چيزي بيشتر از قوانين آن را در عمل به اجرا گذاشته با يک پيشداوري ، استفاده از قوه قهريه در آينده را مطرح کرده است.
از ديدگاه حقوقي و براساس وظايف سه گانه آژانس ، اين نهاد نه تنها نبايد بر سر راه دستيابي ايران به فناوري هسته اي صلح آميز چالش ايجاد کند، بلکه براساس بند چهارم پروتکل الحاقي پيمان ان.پي.تي و ماده 31 اساسنامه IAEA بايد مسير دستيابي يک عضو متعهد به ان.پي.تي را براي تحقيق ، توسعه ، توليد و استفاده از انرژي هسته اي تحت پادمان هاي آژانس تحصيل کند. حتي شوراي امنيت در بند 2 تعهد خود به ان.پي.تي اين حق را به تمامي کشورها تسري مي دهد. پس چگونه پذيرفتني است که با وجود گذشت بيش از 2 سال از بازرسي هاي گسترده سرزده و گاهي غافلگيرانه از تمامي اماکن و تاسيسات مورد درخواست بازرسان آژانس ، براساس مستندات فني آنها که در گزارش هاي متعدد خود هيچ گونه انحراف و تخلف را اعلام نکرده اند، صرفا براساس حدس و گمان و پيشداوري ايران را از حقوق مشروع خود محروم کرد. بر فرض هم اگر فقط در قسمتي از برنامه هسته اي ايران انحراف ديده مي شود به چه دليل بايد کليه فعاليت ها به حالت تعليق درآيد؟ و...
برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=150620&t=nuc |
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 8:28 توسط ارسلان مرشدی
|
| مروری بر چالش هسته ای هند و پاکستان |
|
پس از اين که پاکستان اولين آزمايش هسته اي خود را در سال 1997 با موفقيت انجام داد، اين پيش بيني قوت گرفت که پاکستان به سمت بهره گيري از مقام جديد ژئواستراتژيک در جنوب آسيا پيش خواهد رفت. اين در حالي بود که کمتر سياستمداري تصور مي کرد هند پس از اعلام استقلال در جولاي 1947در کمتر از 3 دهه به قدرت اتمي منطقه و جهان تبديل شود. اين مساله ، سرآغاز تحول در ديدگاه منطقه اي و بين المللي سران اسلام آباد شد. توازن قدرت در اين منطقه با آزمايش هسته اي هند و دستيابي اسلام آباد به فناوري ساخت سلاح هسته اي به کلي به هم خورد. بررسي روند و دلايل هسته اي شدن پاکستان نيز نشان مي دهد پاکستان تا مقطع اولين آزمايش هسته اي هند در سال 1974 نياز به منابع انرژي را دليل اصلي تمايل اين کشور به فناوري هسته اي مطرح مي کرد، اما باتوجه به دستيابي هند به سلاح هسته اي ، پاکستان نيز راهي جز هسته اي شدن نداشت. پاکستان نسبت به هند مسير دشوارتري را تا رسيدن به هسته اي شدن پيمود ؛ ولي در نهايت با همه تهديدها، تحريم ها و فشارهاي بين المللي ، توانست اواسط دهه 1990 خود را به عنوان يک قدرت هسته اي نوظهور معرفي کند. از آن زمان تاکنون 2 کشور همواره سعي کرده اند از طريق اهرم پيش برنده مذاکرات به همزيستي مسالمت آميز در شبه قاره ادامه دهند. يکي از پرسر و صداترين توافقنامه هاي امضا شده ميان 2 قدرت اتمي منطقه يعني هند و پاکستان ، توافقنامه اي است که بر مبناي مذاکرات تابستان سال گذشته دهلي نو تعليق آزمايش هاي هسته اي 2 کشور و ايجاد يک خط تلفن سرخ را اعلام کرد ؛ توافقي که بي شک آن را امتدادي از پيمان 1998 لاهور دانست. توافق لاهور را نيز مي توان ادامه توافق ديگري دانست که سال 1990 حاصل شد و بر طبق مفاد آن ، 2 کشور متعهد شدند به تاسيسات هسته اي يکديگر حمله نکنند. علت مذاکره و توافق در اين خصوص آن بود که اسرائيل به هند پيشنهاد کرده بود در عملياتي مشترک ، تاسيسات هسته اي پاکستان را بمباران و از ميان ببرند. حتي در آن زمان هم شايعاتي وجود داشت که در پي مخالف جدي هند به دليل مخاطراتي که چنين حرکتي در بر خواهد داشت ، اسرائيل خواهان واگذاري يک فرودگاه موقت در ايالت جامو و کشمير شده است تا به تنهايي عمل کند ؛ درخواستي که البته رهبران هند با واقع بيني آن را رد کردند. افشاي طرح توطئه آميز اسرائيل در مطبوعات هند و پاکستان نگراني هايي جدي به وجود آورد. از آنجا که به دليل بحران کارگيل نگراني از بروز جنگ ميان هند و پاکستان افزايش يافته بود، مقامات دو کشور ترجيح دادند وارد مذاکرات سازنده تري شوند که پيامد آن سفر آتال بيهاري واجپايي به لاهور از طريق زميني و با اتوبوس بود. با توجه به اين گونه مسائل ، همان زمان اين خوشبيني شکل گرفت که هند و پاکستان به رغم دشواري هايي که براي بهبود مناسبات خود که محور آن مناقشه کشمير است دارند، به دليل اهميت هسته اي شدن شان پس از آزمايش هاي هسته اي 1998 در مسيري درست قرار گرفته و در صورت ادامه تلاشها، کاهش تنشها در مناسبات نه چندان دوستانه و شايد هم خصمانه شان امکانپذير خواهد بود؛ اتفاقي که اکنون افتاده است. هند و پاکستان در پي آزمايش هاي هسته اي 1998 در موقعيت بسيار حساس تري از گذشته در عرصه تحولات بين المللي قرار گرفته اند بخصوص پس از نشست بهار گذشته ، بازنگري پيمان NPT در نيويورک رفتار ديپلماتيک آنها نه تنها در سطح منطقه اي و بين المللي بايد با شرايط نوين قدرتهاي هسته اي عضو کلوب هسته اي همخواني داشته باشد، بلکه در ارتباط با مناسبات دوجانبه نيز ناچار به رعايت اصولي هستند که از 2 قدرت هسته اي انتظار مي رود. رد پاهاي اين مسووليت پذيري را در دهلي نو و اسلام آباد بخوبي مي توان يافت که البته علت را بايد در نقش قدرت نهادينه شده هسته اي و پتانسيل بازدارندگي آن دانست. هر دو کشور تلويحا و تصريحا هسته اي شدن را به عنوان عاملي بازدارنده از تهاجم ناگهاني و بروز جنگ عليه يکديگر ارزيابي کرده اند. صرف نظر از اين که واقعا ماهيت سلاح هسته اي عامل بازدارندگي است يا نه؟ شايد بتوان معادله هسته اي کره شمالي را به نوعي عاملي تاثيرگذار در رفتار هسته اي 2 کشور دانست ؛ اما جداي از اين مساله ، رهبران هند و پاکستان با درک تحولات نوين بين المللي رفتار معقولانه تري را در پيش گرفته اند. توافق بر سر کنترل هدفمند آزمايش هاي هسته اي 2 کشور مويد چنين برداشتي است. به اعتقاد آگاهان سياسي هند و پاکستان به رغم تفاوت هاي فاحش ژئوپلتيکي و قدرت نظامي نامتوازن در سطح سلاحهاي متعارف که آشکارا به سود هند به نظر مي رسد، با دستيابي به سلاح هسته اي اطمينان امنيتي دفاعي بيشتري از گذشته پيدا کرده اند که اين ديدگاه در راهبرد دفاعي سران اسلام آباد بيشتر صادق است. و...
برای مشاهده متن مقاله به آدرس زیر مراجعه نمایید
http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=149352&t=fp
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 11:19 توسط ارسلان مرشدی
|

همان گونه كه مقامات دولت بوش وعده داده بودند، رئيس جمهور آمريكا در اولين روز نشست رهبران هشت كشور صنعتى جهان، پيشنهاد همكارى گسترده هسته اى با روسيه را به ولاديمير پوتين رئيس جمهور اين كشور ارائه داد و مقامات كرملين نيز با آغوش باز از طرح وسوسه انگيز واشينگتن استقبال كردند. اكنون با توافق آمريكا و روسيه بخش اعظمى از مراكز بين المللى غنى سازى اورانيوم و مخازن نگهدارى ضايعات سوخت هسته اى در خاك وسيع روسيه احداث مى شود و بدون ترديد اين معامله به همان اندازه كه براى كرملين سودآور است براى كاخ سفيد نيز پرمنفعت خواهد بود. روسيه از اوايل دهه ۱۹۹۰ ميلادى با توجه به ارتقاى سطح دانش هسته اى خود درخواست همكارى هسته اى با آمريكا و تبديل شدن به قطب نگهدارى ضايعات سوخت هسته اى جهان را مطرح كرد. اما ايالات متحده كه كنترل بيش از ۹۰ درصد صنعت هسته اى جهان را برعهده دارد، از اين درخواست استقبال نكرد و پس از مدتى اعلام كرد خاتمه همكارى هسته اى روسيه با ايران مى تواند به آغاز روند همكارى هاى روسيه و آمريكا كمك كند. با وجود درخواست هاى مكرر واشينگتن از روسيه براى توقف پروژه يك ميليارد دلارى نيروگاه هسته اى بوشهر، مسكو به اين درخواست ها اعتنايى نكرد. از سوى ديگر گزارش هاى بازرسان آژانس بين المللى انرژى اتمى هيچ يك از ادعاهاى غرب مبنى بر تهديدآميز بودن فعاليت هاى هسته اى ايران را تاييد نكرد و مقامات آمريكايى به اين نتيجه رسيدند كه بهترين راه براى ترغيب روسيه براى حمايت از سياست هاى كاخ سفيد در منطقه - از جمله ايران - آغاز همكارى هايى از جنس همكارى ايران - روسيه، اما در مقياسى وسيع تر است. اكنون با وجود آنكه مذاكرات بوش و پوتين در خصوص الحاق روسيه به سازمان تجارت جهانى به نتيجه نرسيده است خبرگزارى ها از توافق هسته اى دو قدرت جهانى خبر مى دهند. رئيس جمهور روسيه در جريان كنفرانس خبرى مشترك با همتاى آمريكايى خود اعلام كرد: دو طرف در زمينه ايجاد سيستمى به توافق رسيده اند كه امكان بهره بردارى تمامى كشورها از انرژى هسته اى را پديد مى آورد اما در عين حال با نظارت دقيق آژانس بين المللى انرژى اتمى از گسترش تسليحات هسته اى جلوگيرى مى كند. با وجود گمانه زنى برخى تحليلگران در خصوص پيامدهاى منفى اين توافق هسته اى براى همكارى روسيه - ايران، سرگئى كرنيكو رئيس آژانس انرژى اتمى روسيه توافق هسته اى مسكو - واشينگتن در قبال تغيير موضع روسيه در قبال ايران را تكذيب مى كند. خبرگزارى نووستى به نقل از وى مى نويسد: اين ادعاها بى پايه و اساس است و اين مسئله هرگز در گفت وگوها مطرح نشده است. كرنيكو گفت: همكارى روسيه و ايران بر دو اصل مبتنى است يكى حق ايران براى توسعه انرژى هسته اى غيرنظامى بر اساس معاهده منع گسترش تسليحات هسته اى و ديگرى تضمين عدم تلاش براى توليد سلاح هسته اى از سوى تهران. خبرگزارى رويترز نيز با اشاره به توافق هسته اى آمريكا - روسيه مى نويسد: پوتين همچنان با اعمال تحريم عليه ايران مخالف است و مشخص نيست «زمينه مشترك» تازه به وجود آمده يا خير. رئيس جمهور روسيه شنبه شب در جمع خبرنگاران در سن پترزبورگ گفت: مسكو از حق ايران براى دستيابى به فناورى صلح آميز هسته اى دفاع مى كند و اين فناورى نبايد تنها دراختيار چند كشور باشد. پوتين در پاسخ به اين سئوال كه روسيه تا چه حد به رويكرد آمريكا براى اعمال تحريم به ايران نزديك شده است، گفت: در كنفرانس خبرى با بوش تصريح كردم كه ما از آغاز به كار شش جانبه در خصوص مسئله هسته اى ايران خوشحاليم و معتقديم بايد از رويكردهاى مشترك براى حل اين مسئله استفاده كرد. نووستى به نقل از رئيس جمهور روسيه مى نويسد: واسطه هاى بين المللى بايد به جاى تندتر كردن مواضع خود رويكردهاى متحدى اتخاذ كنند كه موثرترين راه حل براى مشكل هسته اى ايران است.
• لاوروف: شوراى امنيت قطعنامه صادر مى كند
در همين حال وزير امور خارجه روسيه گفت كه مقامات ايرانى به زودى به مجموعه پيشنهادى غرب درباره برنامه هسته اى اين كشور پاسخ مى دهند. به گزارش خبرگزارى فرانسه، سرگئى لاوروف وزير امور خارجه روسيه ديروز يكشنبه در حاشيه نشست سران گروه هشت در سن پترزبورگ گفت: فكر مى كنم مقامات ايرانى به پيشنهاداتى كه هم چنان بر روى ميز است پاسخ خواهند داد و ما بر اين مبنا قادر خواهيم بود مذاكرات ملموس را آغاز كنيم. لاوروف همچنين اظهار كرد كه شوراى امنيت به زودى كار بر روى قطعنامه اى را آغاز خواهد كرد كه درخواست براى تعليق غنى سازى اورانيوم در ايران را اجبارى مى سازد، زيرا ايران هنوز به پيشنهادات پاسخ نداده است. لاوروف اظهار كرد: در اين موقعيت انتظار داريم شوراى امنيت به زودى كار بر روى قطعنامه را آغاز كند.
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 9:17 توسط ارسلان مرشدی
|

دهكده كوچك قانا در جن وب شهر صور لبنان سرنوشت غمبارى دارد. نخستين بار در ۱۸ آوريل سال ۱۹۹۶ بود كه اين دهكده آوازه جهانى پيدا كرد، اما نه چون داووس سوئيس كه به خاطر طبيعت زيبا و كوهستانى اش در دامنه هاى آلپ در هر زمستان پذيراى رهبران و شخصيت هاى مطرح اقتصادى جهان است يا دهكده دارمسالا كه به صورت مامن و پايتخت سياسى - معنوى دالايى لاما رهبر تبعيدى بودائيان تبت درآمده است. نام قانا با كشتار مردم آن عجين شده است. در يك روز بهارى سال ۱۹۹۶ هواپيماهاى اسرائيلى اين دهكده را كه ۸۰۰ آواره لبنانى به آن پناه برده بودند هدف قرار داد. ۱۰۶ نفر و از جمله ده ها كودك كشته و ۱۱۶ نفر زخمى شدند اما آن جنايت يك قربانى ديگر هم گرفت. پطروس غالى دبيركل وقت سازمان ملل كه زمانى وزير خارجه مصر بود، يكى از معماران پيمان كمپ ديويد و صلح مصر و اسرائيل به شمار مى رفت. غالى به سبب محكوم كردن جنايت اسرائيل و تشكيل كميته حقيقت ياب براى تحقيق درباره آن جنايت مورد غضب آمريكا قرار گرفت و نتوانست براى بار دوم به دبيركلى سازمان ملل در همان سال انتخاب شود تا نوبت به آفريقايى ديگرى به نام كوفى عنان رسيد. امسال هم سال انتخاب دبيركل سازمان ملل است با اين تفاوت كه كوفى عنان ديگر نمى تواند نامزد دبيركلى سازمان ملل شود.بامداد ديروز درحالى كه مردم بى دفاع از بيم حملات نظامى اسرائيل به يك ساختمان سه طبقه پناه برده بودند آماج ماشين نفرت جنگ قرار گرفتند و ۵۶ نفر از مردم اين دهكده يا كسانى كه از جاهاى ديگر به آنجا پناه برده بودند، كشته شدند كه بيشتر آنها كودكان و زنان بودند. اين فاجعه كه وجدان بشرى را به حركت درآورد، فشار دوچندانى را بر ديپلماسى جنگ طلبانه آمريكا وارد كرده است تا اسرائيل را به پذيرش بى قيد و شرط آتش بس وادار كند. پيامدهاى اين حمله تا آنجاست كه براى نخستين بار كشور كوچكى چون لبنان كه قاعدتاً بايد از سفر وزير خارجه ابرقدرتى چون آمريكا ذوق زده بشود، حاضر نشد پذيراى خانم رايس شود. پيامد اين حمله شعله ور شدن امواج ضدجنگ در پايتخت هاى غربى، در تنگنا قرار گرفتن سياست هاى جنگ طلبانه كاخ سفيد و انزواى ائتلاف جنگى ايهود اولمرت و عمير پرتز است. اسرائيل در حملات و جناياتى كه در سه هفته هجوم بى امان به جنوب لبنان انجام داد، برترى اخلاقى را كه مدعى آن بود، از دست داد. پيش از آن با كشتن چهار صلح بان سازمان ملل متحد كه با محكوميت جهانى مواجه شده بود اين برترى ادعايى مورد خدشه جدى واقع شده بود. اما اين پايان برترى ها نبود. در جنگ نظامى هم اسرائيل نتوانست در هيچ معركه اى برترى اش را ثابت كند و حتى پيشروى محدودش را در مرزهاى لبنان تثبيت كند و پس از پذيرش تلفات فراوان مجبور به عقب نشينى به درون مرزهاى خود شد. اسرائيل ناگزير پذيرفته است كه به مبادله اسيران تن دهد. احتمالاً عقب نشينى هاى بعدى اين رژيم شامل عقب نشينى از مزارع شبعا هم خواهد بود.در آن صورت اسرائيل نمى تواند مدعى برترى چندانى در خاورميانه شود مگر برترى در نسل كشى مردم فلسطين با پشتگرمى ايالات متحده آمريكا.
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 10:4 توسط ارسلان مرشدی
|