تبليغاتX
وب نگاه ارسلان مرشدی
نگاهی به تنش های موجود در روابط روسیه و امریکا

فکر می کنم اوایل بهمن ماه سال گذشته بود که اجرای طرح امریکا مو سوم به پسر جنگ ستارگان در شرق اروپا ـ کشورهای چک و لهستان ـ باز برگی دیگر از چالش را در روابط نه چندان دوستانه واشنگتن و مسکو ورق زد. البته در آن زمان و حتی اکنون نیز تا حدی موضع گیری های مقامات این دو کشور با ادبیات خاص جنگ سرد همراه شد که بسیاری فکر می کردند در صورت ادامه و اصرار کاخ سفید بر اجرای این طرح باز ما شاهد جنگ سردی دیگر خواهیم بود. اما من فکر می کردم این دوره پایانی بر صلح سردی است که سالها در روابط دو کشور سایه افکنده است. من در این تحلیلم به چرایی رویکرد واشنگتن برای در پیش گرفتن این استراتژی پرداخته ام.

images/20070418/us.jpg

پس از آن‌كه امريكا اعلام كرد قصد دارد يك سيستم دفاع ضدموشكي موسوم به «Son stars war» را در جهت همكاري تسليحاتي در جمهوري چك و يك پايگاه موشكي بالستيك در لهستان ايجاد كند و همين امر نيز با واكنش شديد روسيه مواجه شد، مقامات كاخ كرملين هشدار دادند سيستم‌هاي راهبردي موشكي روسيه قادر به رهگيري و هدف قرار دادن هر نوع تاسيسات دفاع موشكي امريكا در اروپاي مركزي خواهند بود و اگر لهستان و چك تصميم به چنين كاري بگيرند، نيروهاي راهبردي موشكي روسيه، قادر خواهند بود تاسيسات دفاع موشكي امريكا را در خاك اين 2 كشور هدف قرار دهند و زرادخانه موشكهاي قاره‌پيماي خود را كه بيش از 5 هزار كيلومتر برد دارند تقويت كنند و از پيمان امضا شده با امريكا در سال 1987 ـ كه به موجب آن موشكهاي كوتاه‌برد هدف‌گيري شده به سوي اروپا از بين برده شدند‌ ـ خارج خواهد شد.
و ...

براي مشاهده متن كامل اين تحليل به روزنامه جام جم پنج شنبه ۳۰ فروردين صفحه ۱۰ " پايان صلح سرد " مراجعه نموده و يا اينكه بر روي آدرس زير كليك نماييد.

 http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=190917&t=int

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 9:46 توسط ارسلان مرشدی |

نگاهی دوباره به قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت

در ایام عید و خواب بهاره رسانه های مطبوعاتی دیپلماسی هسته ای ما روزهای پر تنشی را پشت سر گذاشت که شاید تصویب قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت علیه فعالیتهای هسته ای ایران مهمتر از بازداشت ۱۵ ملوان متعرض به حریم دریایی ما بود. در آن زمان من تحلیلی از این قطعنامه و مسائل پیرامون آن داشتم که روزنامه جام جم امروز پنج شنبه در صفحه ۱۰ خود این تحلیل مرا به چاپ رسانده است.

 images/20070412/security.jpg

شوراي امنيت سازمان ملل با تصويب قطعنامه 1747 دايره تحريم ها و محدوديت ها در قطعنامه 1737 عليه ايران را گسترده تر کرد. هر چند قطعنامه 1747 ادامه اي از قطعنامه هاي اخير از جمله قطعنامه هاي 1696 و 1737 است و بر لزوم اجراي اين قطعنامه ها و مفاد مندرج در پيمان NPT و پروتکل الحاقي از سوي ايران تاکيد دارد و در قطعنامه جديد همچنين به گزارش 21 فوريه محمد البرادعي مدير کل آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره قطعنامه هاي 1696 و 1737 اشاره شده است و به قطعنامه 1737 يک مهلت 60 روزه ديگر براي ارائه گزارش جديد البرادعي و اجراي قطعنامه اخير از سوي ايران در نظر گرفته شده است ، اما نکته قابل تامل در اين ميان اين است که اين قطعنامه نيز به مانند قطعنامه هاي پيشين با اجماع 15 عضو شورا و بدون راي مخالف و ممتنع و حتي راي گيري به تصويب رسيد.

و ...

برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم پنج شنبه ۲۳ فروردین صفحه ۱۰ "قطعنامه ای برای هیچ" مراجعه نموده و یا اینکه بر روی آدرس زیر کلیک نمایید.

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=190077&t=int

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 9:46 توسط ارسلان مرشدی |

نخستین زن رییس کنگره امریکا

چند وقت پیش مصاحبه ی من با نانسی پلوسی رییس کنگره امریکا در صفحه یک روزنامه جام جم به چاپ رسید. امروز دوشنبه هم روزنامه جام جم در صفحه ۱۰ تحلیلی که از زندگی و فعالیت های سیاسی پلوسی داشته ام را به چاپ رسانده است.

images/20070409/pelosi.jpg

"آقاي رئيس جمهور با شما هستيم ، ما به مديريت جديدي در راهبري جنگ عراق نياز داريم.
بهتر است شما هم بياييد و با ما همفکري کنيد تا راه بهتري پيدا کنيم" و "امشب ما تاريخ را از نو ساختيم ، کمي حوصله کنيد، پيشرفت مي کنيم ". اين گفته هاي کسي است که در ادامه بيشتر از او مي خوانيد.
نانسي پلوسي ، رئيس کنگره امريکا؛ زني با بيش از 4 دهه تجربه و فعاليت سياسي ، سياستمداري برجسته ، زني پرانرژي و مادر يک خانواده پراولاد که کارهاي زيادي براي موفقيت و کاميابي دموکرات ها انجام داده است. کسي که اسم حقيقي اش ، نانسي دالساندرا است. سناتور دموکرات ايالت کاليفرنيا که از سال 2002 نيز سمت رهبري دموکرات ها در کنگره را در اختيار داشته و اکنون رئيس مجلس نمايندگان ايالات متحده است.

نانسي پلوسي ، متولد 26 مارس 1940 در بالتيمور، ايالت مريلند است.

و ...

برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم دوشنبه ۲۰ فروردین صفحه ۱۰ "نانسي پلوسي از نمايي نزديک" مراجعه نموده و یا اینکه بر روی آدرس زیر کلیک نمایید.

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=189436&t=int

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 10:2 توسط ارسلان مرشدی |

در دو سه پست قبل، مطلبی با عنوان « به بهانه دستگیری 15 نظامی انگلیسی» نوشتم و گفتم که چرا ما در این تنش با ترکیه بازی کردیم. متن کامل این تحلیل در ادامه می آید.    

بازداشت 15 نظامی انگليسي در حریم آبی ایران دور تازه‌ای از تنش در روابط تهران و لندن را رقم زد. هر چند همه حتی خود انگلیسی ها مثل «مارگارت بکت» هم بر این امر معترفند که نقض حریم حاکمیت دیگر کشورها و ورود غیرمجاز به آن بر طبق منشور صلح سازمان ملل و پيمان صلح ژنو مغایر با کلیه رژیم های حقوقی و امنیتی بوده و نشانگرعدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی است که با هیچ توجیهی نمی‌توان از پذیرش مسوولیت آن سر باز زد اما نكته جالب در اين ميان حضور پررنگ ديپلماتيك تركيه در كمك به حل و فصل اين تنش است. در هنگامه ای که ما می توانیم با تثبیت جایگاه منطقه ای خود در قامت یک بازیگر قدرتمند عملاً سایر مسائل حل نشده مان را با غرب نظیر همین بحران هسته ای تحت تاثیر قرار دهیم با کدامین توجیهی یک میدان مانور وسیع دیپلماتیک را فرا روی ترکیه می گشاییم. آشکار است که آنکارا فاقد مولفه های قدرت و توازن دیپلماسی در عرصه تحولات بین المللی است. کشوری که سالهاست در پشت دروازه اتحادیه اروپا به امید سراب گونه الحاق نشسته است و برای این عضویت تا چشم پوشی از حقوق مسلم خود نظیر مسئله قبرس نیز پیش رفته است چه تضمینی وجود دارد که در این مناقشه نیز به مانند گذشته عمل نکند. بدیهی است که تمايل اردوغان برای وارد شدن به این چالش، صرفاً کمک به ارتقاء جایگاه آنکارا در میدان دیپلماسی یورو به امید برداشت هاي  بعدی است و همین امر نیز به تبع خود تنزل جایگاه بین المللی تهران را در پی داشته و این سوال را در افکار جامعه جهانی القا می کند که چرا تهران که در چالش هسته ای خود با کانونهاي قدرت جهانی نظير بروكسل به مذاکره نشسته است اکنون خرده پاهایی نظیر ترکیه را وارد بازی می کند؟ و وقتي ما به خاطر صدور قطعنامه جانبدارانه 1750 شوراي امنيت سازمان ملل در حمايت از لندن در موضوعي كاملاً دو طرفه انتقاد مي كنيم و همواره از جانب گيري هاي اين نهاد مشروع بين المللي شاكي هستيم چرا و چگونه است كه كشوري مانند تركيه را كه نه تنها منافع و مصالحي در اين بحران ندارد بلكه فاقد قدرت چانه زني نيز هست در اين بحران دو طرفه تهران و لندن شرکت مي دهيم؟ به هر حال در اينكه برخورد تهران با ملوانان سلطنتی انگليسي متعرض به آبهاي جمهوري اسلامي و بازداشت و حتي محاكمه احتمالي آنان نيز اقدامي قانوني بوده و نشانگر حساسيت و قاطعيت تهران در نقض حاكميت خود است شكي نيست اما بايد در نظر داشت كه در پس پرده این نقض حریم به ظاهر ساده سناریویی پیچیده و تا حدی نگران کننده وجود دارد. اظهار نظر بلر در نشست سران اتحادیه اروپا در مراسم 50 سالگی این اتحادیه مبنی بر اینکه «لندن در پیگیری وضعیت نظامیان خود بسیار جدی است و اینکه این شرایط خیلی جدی و خطیر است و امیدوارم نیازی به اقدامت عملی نباشد» حکایت از در پیش گرفتن یک پروپاگاندای (جنگ روانی) دیگراز سوی غرب برای سایه انداختن و حفظ بستر سنگين سياسي بر سر پرونده هسته ای ایران است.البته از نگاهی دیگر می توان این مسئله را تست حسیاستي برای تهران نسبت به حاکمیت مرزي توجیه کرد. با این حال، اين موضوع اكنون كه به هر دليلي به چنين مرحله اي رسيده است زمینه ی مانور و بازی دیگری برای ما مهیا كرده که می تواند بر کارکردها و نتایج بازی های دیگر مثل پرونده هسته ای تاثیر گذار باشد البته اگر با یک راهبری دیپلماتیک منطقی و کارا بتوانيم از سهم خواهي ديپلماتيك ساير كشورها مثل تركيه ممانعت كنيم.                                                                                          

                       

+ نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:12 توسط ارسلان مرشدی |

ترديدی نيست که کمتر کسی فکر می کرد احمدی نژاد در نشست خبری چند روز قبل خبر آزادی ملوانان بريتانيايی را اعلام کند. اولين واکنش ها اين بود که اظهارات احمدی نژاد همه را متحير و البته انگشت به دهن کرد. ولی در این میان و قبل از این نیز من انتظار چنین تغییری را داشتم و حتی احتمال آزادی نظامیان را قبل از صدور قطعنامه 1750 شورای امنیت مطرح کردم.

در تنش بوجود آمده بر سر بازداشت 15 ملوان انگلیسی غالب نگاههای تحلیلگران سیاسی به این سمت میل می کرد که این بحران برخواسته از طرح یک سناریوی جدید و شیطنت بازی لندن برای حفظ بستر سنگین سیاسی در فضای دپیلماسی تهران است. اما من فکر می کردم جدای از دلایل ایجاد آن و خواسته یا ناخواسته بودن این چالش،ادامه این بحران فقط یک ماجراجویی از سوی تهران بود. چرا که حاد کردن تنش های سیاسی برخواسته از این چالش و اعمال تحریم ها از سوی شورای امنیت در قطعنامه 1747 فضای خاصی به خود گرفته بود. از سوی دیگر بلر پس از بازگشت ملوانان از ايران در فرودگاه «هيترو» لندن تاكيد كرد: براي آزادي اين افراد هيچ معامله‌اي با ايران انجام نشده است اما بسیاری معتقد بودند باور این امر سخت به نظر می رسید چرا که وي در ادامه گفته بود كه شيوه‌هاي جديدي در ارتباط ميان دو كشور گشوده شده است و نبايد در خصوص اصولي كه اين ارتباطات براساس آن شكل مي‌گيرد سوء تفاهمي ايجاد شود. به هر حال آنچه روشن است اين است که تهران، عليرغم آنچه گفته می شد که در جریان پروسه پرونده هسته ای یک دیپلماسی فرسوده و کهنه را که فاقد کارایی است در پیش گرفته است، از این ماجراجویی فضایی را به وجود آورد که بتواند نتایج سایر بازهای دیگر را تحت تاثیر قرار دهد. چرا که فضای کنونی ما با فضای دو هفته قبل در هنگام تصویب قطعنامه 1747 قابل مقایسه نیست. حالا حداقل هم در یک نگاه بدبینانه اگر در عرصه دیپلماسی چيزی تغيير نکرده باشد اما در عرصه فکری و رسانه ای توانسته نتایج بازی هایی را تغيير دهد. ايران در بازی 13 روزه توأم با تنش و چالش توانست بار دیگر استفاده از مولفه ها و توانمندی های ژئوپلتیک را در کنار دیپلماسی راهبردی خود با هم در آمیزد و به نتایج قابل قبولی دست یابد و فضای رسانه ای را به سمت تعامل با خود پیش ببرد. از CNN و BBC گرفته تا Fax news و حتی برژینسکی و همیلتون همه و همه نوعی موازنه ميان بازداشت ايرانيان در کنسولگری ایران در اربيل و بازداشت ملوانان در اروند رود برقرار کردند و موضوع این بازداشتها را به نوعی به هم پیوند زدند. اما هنگامه ای که همگان انتظار دور تازه ای از بحران بوجود آمده را داشتند تهران در یک چرخش فاحش مبادرت به آزادی ملوانان انگلیسی کرد. بسیاری از تحليلگران بحران ملوانان را در پاسخ بازداشت دیپلماتها در اربیل ارزيابی کردند و گفتند که ايران احتمالاً می خواهد در قبال آزادی دیپلماتهای خود ملوانان بريتانيايی را آزاد کند. هر چند «جواد شرفی» یکی از ديپلماتهای ايرانی در اين ميان آزاد شد و گمانه زنی ها در اين زمينه را تقويت کرد اما نهايتاً ايران بدون آنکه ظاهراً امتيازی از اين بابت گرفته باشد ملوانان را آزاد کرد چرا که بدیهی بود که اگر مدت این بازداشت ادامه می یافت مساله ملوانان با آزادی 5 ايرانی بازداشت شده در اربيل پيوند می يافت و ايران بسادگی می توانست در قامت يک گروگان گير کانون تهاجمات نهادها  و سازمان های بین المللی شود. اما تهران با درک درست و منطقی شرایط از سقوط به جایگاه يک گروگانگير پرهيز کرد و با آزاد سازی آنها عملاً کارکردهای وسیع دیپلماسی خود را به اثبات رساند. اگر اين گفته های بلر در ابتدای این مطلب درست باشد آزادی ديپلمات ايرانی که در سفارت بغداد کار می کرد به عنوان تضمين عملی شدن قولهای آزادی ديگر افراد ايرانی است که عملی برای این مصالحه شد اما شرایط بوجود آمده در چند روز اخیر این مصالحه را در هاله ای ابهام قرار داد. به هر حال، بحران ملوانان بار ديگر نشان داد که دیپلماسی تهران دقيقاً همان نيست که در غرب درک، دریافت و منعکس می شود و اين تنش با این فرجام خوش می تواند طرفین را ترغيب کند بر سر تعیین نتایج بازی های دیگر به میز مذاکره برگردند زيرا شيوه راهکارهای اين بحران ممکن است دو طرف را به اين نتيجه برساند که بر سر مسائل مهم ديگری که در دستور کار دارند نيز از راهی متفاوت از آنچه معمولاً تصور می شود حرکت کنند.

+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 22:29 توسط ارسلان مرشدی |

در حالی که فضای کشور به سمت برخورد دیپلماتیک با لندن پیش می رفت و همگان انتظار دور تازه ای از تنش و بحران را داشتند تهران در یک چرخش تا حدودی دور از انتظار مبادرت به آزادی ۱۵ ملوان سلطنتی بریتانیایی نمود. جالب آنجا بود که این خبر توسط احمدی نژاد در نشست خبری دیروز اعلام شد. من سعی می کنم در پست های آتی چرایی این رویکرد را بیان کنم.

این هم لحظه وداع ملوانان انگلیسی به روایت لنز

Photo

Photo

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 11:39 توسط ارسلان مرشدی |

سایه سنگین تنش بر سر تهران و لندن

photo

بازداشت 15 نظامی بریتانیایی در حریم آبی ایران دور تازه‌ای از تنش در روابط تهران و لندن را رقم زد هر چند همه حتی خود انگلیسی ها مثل «مارگارت بکت» هم بر این امر معترفند که نقض حریم حاکمیت دیگر کشورها و ورود غیرمجاز به آن بر طبق منشور صلح سازمان ملل مغایر با کلیه رژیم های حقوقی و امنیتی بوده و نشانگر عدم پایبندی به تعهدات بین‌المللی است که با هیچ توجیهی نمی‌توان از پذیرش مسوولیت آن سر باز زد اما جالب است که چرا لندن سعی دارد این نقض حریم دریایی را صرفاً متوجه تهران کرده و نهایتاً نیز یک تخلف ساده قلمداد و خیلی راحت نیز خواهان آزادی نظامیان سلطنتی است. من فکر می کنم جدا از برداشت هایی که از این قضیه صورت می گیرد یکی انتقاد و ضعف آشکاری که بر رویه دستگاه دیپلماسی ما وارد است. برای من خیلی جای سوال دارد که چرا جهتگیری دیپلماتیک ما همیشه با اشتباهات آشکار همراه است در موقعی که ما می توانیم با تثبیت جایگاه منطقه ای خود در قامت یک بازیگر قدرتمند عملاً سایر مسائل حل نشده مان را با غرب نظیر همین بحران هسته ای تحت تاثیر قرار دهیم با کدامین توجیهی یک میدان مانور وسیع دیپلماتیک را فراروی ترکیه می گشاییم. بر همه ما آشکار است که آنکار فاقد مولفه های قدرت دیپلماسی در عرصه تحولات بین المللی است. کشوری که سالهاست در پشت دروازه اتحادیه اروپا به امید سراب گونه الحاق نشسته است و برای این عضویت تا چشم پوشی از حقوق مسلم خود نظیر مسئله قبرس نیز پیش رفته است چه تضمینی وجود دارد که در این مناقشه نیز به مانند گذشته عمل نکند. بدیهی است که شور و شوق وافر اردوغان برای وارد شدن به این چالش، صرفاً کمک به ارتقاء جایگاه آنکار در میدان دیپلماسی یورو به امید استفاده های بعدی است و همین امر نیز به تبع خود تنزل جایگاه بین المللی تهران را در پی داشته و این سوال را در افکار جامعه جهانی القا می کند که چرا تهران که در چالش هسته ای خود با کانون قدرت جهانی به مذاکره و مصالحه نشسته است اکنون خرده پاهایی نظیر ترکیه را وارد بازی می کند؟ و بعد هم اینکه  در پس پرده این نقض حریم به ظاهر ساده سناریویی پیچیده و تا حدی نگران کننده وجود دارد. اظهار نظر بلر در نشست سران اتحادیه اروپا در مراسم 50 سالگی این اتحادیه مبنی بر اینکه «لندن در پیگیری وضعیت نظامیان خود بسیار جدی است و اینکه این شرایط خیلی جدی و خطیر است و امیدوارم نیازی به اقدامت عملی نباشد» حکایت از در پیش گرفتن یک پروپاگاندای (جنگ روانی) دیگر  از سوی غرب برای سایه انداختن بر سر پرونده هسته ای ایران است. ولی از نگاهی دیگر می توان این مسئله را تست حسیاست برای تهران نسبت به حاکمیت دریایی توجیه کرد. با این همه من فکر می کنم خواسته یا ناخواسته زمینه ی مانور و بازی دیگری برای ما مهیا شده که می تواند بر کارکردها و نتایج بازی های دیگر مثل پرونده هسته ای تاثیر گذار باشد البته اگر با یک راهبری دیپلماتیک منطقی و کارا همراه باشد.                        

این هم اسناد و جزییات بیشتری از دستگیری ۱۵ نظامی انگلیسی 

 * دستگیری محل دقیق ۱۵ نظامی انگلیسی

http://www.iribnews.ir/PhotoGallery/Photo/_9566d56a.wmv

* اعتراف به ورود غیر قانونی به مرزهای ایران     

http://www.iribnews.ir/PhotoGallery/Photo/_0d88289a.wmv                                                                                                                                                                                

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 23:35 توسط ارسلان مرشدی |

در حالی که فضای رسانه ای-مطبوعاتی کشور در حال سپری نمودن خواب بهاره خود است و نزدیک به دو هفته ما باید فقط به پایگاههای خبری آن لاین اکتفا کنیم با دامنه ای پر حجم از اخبار و رویدادها مواجهه شدیم که البته باز این تلنگری است بر مطبوعات ما که تا کی بی خبری؟ البته من امیدوار بودم که حداقل در پست اولم در سال جدید مطلب بهتری داشتم و اینکه امسال خوش یمن تر از گذشته برای ما باشد ولی خوب همه ما شاهد بودیم و انتظار هم داشتیم که این چنین باشد. ابتدا تصویب قطعنامه 1747 و حاشیه های سخنرانی متکی در شورای امنیت و بعد هم تنش با لندن بر سر دستگیری 15 نظامی انگلیسی زیاد نمی توانست امیدوار کننده باشد. به هر حال من متن کامل و پیوست قطعنامه 1747 شورای امنیت علیه پرونده هسته ای ایران را در حالی در وبلاگم قرار می دهم که در حال نوشتن تحلیلی بر این قطعنامه هستم که بزودی بر روی وبلاگم قرار خواهم داد.    

متن کامل قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امینت علیه پرونده هسته ایران از آدرس زیر قابل دسترسی است

 http://jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=188094&t=doc                       

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 23:23 توسط ارسلان مرشدی |