تبليغاتX
وب نگاه ارسلان مرشدی
نگاهی به نشست ۲۳ مه گروه ۱+۵

60 روز گذشت، انگار همین دیروز بود که قطعنامه 1747 بدون هیچ رای گیری و رای ممتنع و مخالفی و البته با اجماع آراء اعضای شورای امنیت به تصویب رسید و باز هم به مانند قطعنامه قبلی یک فرصت دوماهه برای ارائه گزارش البرادعی از پایبندی ایران به مفاد این قطعنامه تعیین شد. البته این فرصت دوماهه اواخر ماه مه به پایان می رسد اما قبل از آن گروه 1+5 در 23 مه اجرای این قطعنامه ها را از سوی تهران بررسی می کنند و گزارش البرادعی را می خوانند و آنگاه به تدوین پیش نویس جدید می پردازند، پیش نویسی که می شود پیش بینی کرد آنچنان با مخالفتی از سوی چین و روسیه مواجهه نخواهد شد. این تحلیل من نگاهی بر نشست 23 مه گروه ۱+۵ است.

ضرب‌الاجل 60  روزه شوراي امنيت سازمان ملل قید شده در بند 15 قطعنامه 1747 با ارائه گزارش محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های هسته ای ایران در آخر ماه مه سال جاری به پايان مي‌رسد و اين درحاليست كه هيچ كدام از طرفين مذاکره کننده، نه تهران و نه غرب كوچكترين نشانه‌اي از عقب‌ نشيني از مواضع خود را بروز نداده‌اند. نشست شورای امنیت که آخر ماه مه با گزارش البرادعی برگزار خواهد شد قبل از اجلاس خود چند نشست مهم را به نظاره خواهد نشست. ابتدا دیپلمات های ارشد گروه 1+5 به منظور آمادگی برای نشست گروه 8 در برلین مذاکراتی دارند. هر چند که نشست این گروه دومین نشستی است که نمایندگان این کشورها درباره برنامه هسته ای ایران در آستانه پایان ضرب الاجل برای تهران در23 می، 2 خرداد در جهت متوقف کردن فعالیتهای غنی سازی مذاکره می کنند اما گروه 8  هم نشستی را در آلمان بین روزهای 6 تا 8 ژوئن (16 تا 18 خرداد) برگزار و درآن درباره برنامه هسته ای ایران گفتگو می کند. «شون مک کورمک» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته که این مذاکرات به عنوان یک نشست فرعی از نشست گروه 8  و به منظور آمادگی برای این نشست انجام خواهد شد. مک کور مک درباره این نشست در مصاحبه با CNN گفته ما می خواهیم این اطمینان را ایجاد کنیم که هر تعاملی که خاویر سولانا نماینده ما با تهران دارد؛ موثرترین تعاملی است که می تواند وجود داشته باشد.

 

تایم اوت در افساید

در حالی که پیشنهاد توقف همزمان، تایم اوت (تعلیق غنی سازی همزمان با تعلیق تحریمها) مطرح شده در پیشنهاد البرادعی برای خروج از بن بست فعلی بارها از سوی تهران رد شده است بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی امیدوارند که باز زمینه های برای توافق بر سر این طرح مهیا شود. البته سولانا هم با امیدواری گفته این مسئله تا زمانی خواهد بود که ایده تعلیق فعالیتهای مربوط به غنی سازی در ازای تعلیق فعالیت بیشتر در شورای امنیت وجود داشته باشد. در همين حال بعضي كارشناسان از مذاكرات بدون قيد و شرط هسته‌اي با ايران حمايت كرده‌اند اما حتی اعضاء شوراي امنيت هم اين مذاكرات را در شرايطي كه ايران با اجرای آبشار 3000 هزار تایی و تزریق سانتریفیوژهای 1300 تایی نطنز  به غني‌سازي ادامه مي‌دهد بي‌نتيجه مي‌دانند، چرا که آنان استدلال می کنند که ايران هم انگيزه زيادي دارد كه مذاكرات را به درازا بكشاند تا به پيشرفت‌هاي مورد نظر خود برسد. نیکلاس برنز، معاون وزیر امور خارجه امریکا با نادیده گرفتن و ابراز تردید از فعالیت های فعلی تهران گفته که مشکل در جزئیات است و واشنگتن در نشست 1+5 پیشنهادی را که به ایران اجازه دهد تا به راه اندازی سانتریفیوژهای غنی سازی حتی به تعداد محدود ادامه دهد، نخواهد پذیرفت. فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان که کشورش ریاست دوره ای گروه 8 را بر عهده دارد درباره نشست 23 مه در گفتگو با اشپیگل گفته که درباره تحریم های جدید در این نشست صحبتی نمی شود و تحريم هاي جديد مورد بررسي قرار نمي گيرد. اشتاین مایر هدف از این نشست را بررسی چگونگی ادامه مذاکرات هسته‌ای با ایران و نه تحریم های بیشتر عنوان کرده و گفته که ما منتظر گزارش البرادعی مدیرکل آژانس درباره ایران و همکاری تهران در اجرای قطعنامه های 1737 و 1747 شورای امنیت هستیم. در حالیکه واشنگتن باز هم در یک جنجال سازی آشکار و نخ نما شده ادعای مانع شدن ایران از ورود بازرسان را مطرح کرده بود. «‌مارس فریدرکر» سخنگوی آژانس با تکذیب گزارشات منتشر شده مبنی بر اینکه ایران مانع از بازرسی بازرسان آژانس از سا‌یت‌های هسته‌ای‌اش شده است اعلام کرد این اطلاعات کاملا بی پایه و اساس است از این رو به نظر می رسد که در این نشست دست واشنگتن به مانند همیشه در استناد به اسناد و شواهد فنی و حقوقی خالی است و تنها ادعا است که باز از سوی آنان مطرح می شود. هانس بلیکس هم با ابراز تردید در طرح تایم اوت گفته که تکرار این مساله از سوی مقامات کاخ سفید که تمام گزینه‌ها در مقابل ایران روی میز است نوعی نقض منشور سازمان ملل است و واشنگتن برای پیروزی دیپلماسی باید به تعدیل اظهارات خود در مقابل تهران پرداخته و گزینه نظامی را از دستورکار خارج کند. تهدیدهای اخیر دیک چنی معاون رئیس جمهوری آمریکا هم علیه تهران که تاکید کرده واشنگتن نمی‌تواند همزمان از استراتژی دیپلماسی و تهدید در مقابل ایران استفاده کند، بیانگر این مسئله است که آمریکا از یک سو از مذاکره با ایران و شرایط از سرگیری آن صحبت می کند و از سوی دیگر با اعلام اینکه ما هنوز هم راهکار نظامی را مد نظر داریم به نوعی تناقض در گفتار و نقض آشکار در رفتار گرفتار شده است. البته برنز برای تصحیح رفتار چنی، با بیان اینکه واشنگتن و متحدان اروپایی‌اش دیدگاههای مشترکی در مورد مساله هسته ای ایران دارند، اعلام کرده هیچ یک از ما خواستار مواجهه نظامی با ایران نیست و اگر ایران «بله» را بگوید ما آماده مذاکره‌ایم. البته بله ای که ایران گفت زیاد هم مطابق انتظار برنز نبود چرا که تهران در آخرین روز برگزاری نشست مقدماتی کمیته بازنگری پیمان NPTدر مقابل اتهامات آمریکا علیه برنامه هسته‌ای ایران، اعلام کرد واشنگتن نقض کننده واقعی معاهده منع گسترش هسته‌ای است و این در حالی بود که آمریکا و متحدان اروپایی‌اش تلاش می‌کردند در نشست بازنگری  پیمان NPT چیزی فراتر از دستور کار اجلاس را مطرح کنند با مخالفت ایران مجبور به تعدیل آن شدند و از این رو به نظر می رسد که واشنگتن با به یاد داشتن این مسئله تمام تلاش و رایزنی خود را بر سر ایجاد زمینه ها برای قطعنامه جدید متمرکز کند که این را می شود از گفته های «کریستوفر فورد» نماینده آمریکا در نشست مقدماتی بازنگری NPT  فهمید که چند روز قبل از پیامدهای ایران هسته ای به شدت هشدار داده بود.

 

زمزمه های خاموش مذاکره

بحث بر سر از سرگیری مذاکره، محدود به مقامات سیاسی غرب نمی شود چرا که این روزها در رسانه های غربی هم مطالبي از مذاكرات لاريجاني و سولانا كه درحال نزديك شدن به توافق بود، مطرح شده است. گاردين در مطلبي، اروپا را به خاطر به سرانجام نرساندن مذاكرات مورد نكوهش قرار داده و نوشت که شروع دوباره مذاكرات مي‌تواند فرصتي براي اروپا جهت خارج شدن از زير بار انتقادهاي فزاينده دیپلماسی فرسوده و شانسي دوباره براي دو طرف جهت حل مشكلات بوجود آمده فراهم كند. تایمز مالی هم درگزارشی نوشت که ایران در تمامي مراحل همواره اعلام كرده ضمن محفوظ دانستن حقوق مسلم خود در توسعه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای، آماده مذاکرات سازنده با طرف‌های غربی است و حتی ايران در يك مرحله براي اثبات حسن نيت خود جهت اعتماد سازي فعاليتهاي هسته‌اي خود را متوقف كرد، اما تاثيري بر روند پرونده هسته‌اي نداشت. همه اینها در حالی است که لاریجانی بارها گفته که تهران برنامه‌های هسته‌ای خود را به رغم قطعنامه‌هاي شورای امنيت ادامه خواهد داد و سولانا هم در مذاکرات استانبول در آوریل سال جاری با اين شرط حاضر به ادامه مذاكرات شد. کاخ سفید هم بارها از توافق ايران و یورو براي از سرگيري مذاكرات در خصوص برنامه‌هاي هسته‌اي تهران استقبال كرده است به طوری که «تام كيسي» معاون سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا گفته ما قطعاً از ادامه تماس‌ها ميان سولانا و لاريجاني حمايت مي‌كنيم. واقعیت این است که کاخ سفید با آگاهی از این مسئله که بحران عراق همچنان بی هیچ سرانجامی راه به بیراهه می برد و نمی توان با تدابیر کنونی چشم به فرجامی خوش برای آن داشت، می داند که نمي‌تواند تا ساماندهی این بحران اقدام به آغاز بحران ديگري كند. از این نگاه اظهارات تند بوش در هفته گذشته و در سخنرانی هفتگی خود درباره ايران هم به نوعی دست پيش گرفتن است زيرا آنها قادر به مديريت بحران عراق هم نيستند و درخواست آنان در مذاکره با تهران با محوریت بحران عراق نشان از درماندگی و ناکارآمدی دکترین های امنیتی بوش است. بسیاری معتقدند که اگر ايران با ادامه این روند به تهديدهاي غرب توجهي نكند اعضاء شوراي امنيت در نشست مه مجبورند فشارهاي خود را در قالب قطعنامه ای جدید و حتی استفاده از فصل 7 بند 41 منشور سازمان ملل بيشتر كنند. اما با فرض این هم در شرايط فعلی اين پرسش مطرح می شود كه آيا شوراي امنيت مي‌تواند توافق و اجماع اعضاء براي افزايش اين فشارها را همچنان حفظ كند؟ اگر چه اعضاء شوراي امنيت همگي در جلوگيري از گسترش برنامه هسته‌اي ايران اتفاق نظر دارند اما اين كشورها در ميان خود درباره تداوم و اثربخشي اين تحريم‌ها دچار اختلاف نظر هستند. نگراني اين كشورها كه باعث بروز اختلاف ميان آنها مي‌شود اين است كه اين تحريم‌ها به روابط دوجانبه ايران با اين كشورها لطمه می زند، هر چند باید در نظر داشت اگر پافشاري ايران بر ادامه غني‌سازي ادامه پيدا كند اختلافات ميان اعضاء شوراي امنيت بيشتر از قبل بروز مي‌كند. شاید به همین دلیل است که نيكلاس برنز نماينده ایالات متحده در نشست 1+5 تاكيد كرده که تهران بايد به ميز مذاكره بازگردد و ما هم تصميم گرفتيم بار ديگر موضع خود را كه مذاكره درباره مسئله هسته اي است به دولت ايران ابلاغ كنيم، ما تمايل داريم درهر زمان و هر مكان ممكن با ايراني ها به گفت وگو بنشينيم و خانم رايس نيز گفته تمايل دارد در اين مذاكرات حضور داشته باشد». قابل درک است که این گفته ها با چه توجیهی در این برهه از سوی کاخ سفید زمزمه می شود.

به هر حال باید در نظر داشت که با وجود این گفته ها و اظهارات، تغییر آشکاری در مواضع گروه 1+5 ایجاد نشده و نمی توان انتظاری غیر از درخواست های تکراری همراه با تعلیق را از سوی آنان داشت درخواست هایی که همواره با پاسخ عدم بررسی تهران مواجهه شده اند چرا که لاریجانی هم بارها اعلام کرده که تهران طرح‌هایی که حاوی تعلیق نباشد را بررسی خواهد کرد. تیم دیپلماسی هسته ای با تاكيد بر خطوط قرمز هسته ای تهران در نشست 1+5  مي‌تواند با رایزنی با اين كشورها مذاكرات را ادامه داده و خواسته های تهران را با راهبردهایی جایگزین برآورده سازد که در اين صورت سخت به نظر می رسد که اجماعي به آن صورت حاصل شود. البته قطعاً  كشورهاي 1+5 از مواضع قبلی خود در قبال قطعنامه شوراي امنيت كوتاه نمي‌آيند و سعي مي‌كنند فشارهاي بيشتري بر ايران وارد كنند. پس تهران بايد رايزني‌ها را ادامه دهد تا زمينه‌ها برای صدور قطعنامه جدید فراهم نشود هر چند بعضي هم به گفتگوی ايران و آمريكا در مورد بحران عراق خوشبين هستند و گمان مي‌كنند موضع‌گيري‌هاي نشست 1+5 هر چند كه تنش‌زا و تهديد‌آميز باشد اما ممكن است با نشست عراق پرونده هسته‌اي ايران در شوراي امنيت دچار تغییراتی شود و بحث فعاليت هسته‌اي ايران در شوراي حكام پيگيري شود. به هر حال قابل پیش بینی است که هنوز موضع‌گيري‌هاي كشورهاي 1+5 نسبت به ايران خصمانه است و سياست كلي نشست 23 مه  بر مبناي تشديد تهديدات و تحريم‌هاي اقتصادي در لفافه ای از پیشنهادات برای بازگشت به میز مذاکره و ادامه مذاکرات پيش مي‌رود.

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:9 توسط ارسلان مرشدی |

فرش قرمز از اليزه تا کاخ سفيد

سرانجام نیکلا سارکوزی بر مسند رهبری الیزه تکیه کرد و این چنین عصر ۱۲ ساله رهبری شیراک به پایان رسید. سارکوزی که دیروز و در اولین روز ریاست جمهوری اش راهی آلمان شد و با مرکل دیدار کرد نوید یک دیپلماسی فعال را در عرصه یورو می دهد. اینکه سارکوزی در آینده چه دکترین هایی را در پیش خواهد گرفت موضوع این تحلیل من است که در روزنامه جام جم امروز صفحه ۱۰ چاپ شده و در ادامه می خوانید.

images/20070517/sarkozy.jpg

دور دوم انتخابات رياست جمهوري فرانسه با مشارکت 84درصدي فرانسويان که در طول 40سال گذشته بي سابقه بود، 53.4 درصد آرا نصيب نيکلا سارکوزي راست ميانه شد و 47.6 درصد آرا نيز به سبد سگولن رويال سوسياليست انداخته شد و همچنان که انتظار مي رفت اين چنين سارکوزي بايد بر جايگاه ژاک شيراک که تا چند ماه ديگر پس از 12 سال با کاخ اليزه خداحافظي مي کند، بنشيند.
بايد در نظر داشت بسياري بر اين امر معتقدند که هر چند سارکوزي راست ميانه اي است که ناچار است چپگرا باشد يا حداقل مواضع انتخاباتي و آينده او بر اين امر صحه مي گذارند، ولي اين براي اولين بار است که راست ميانه بدون هيچ ائتلافي در قدرت به پيروزي دست يافته است و سارکوزي پيشرو راستگرايان در اليزه است که راهبردهاي وي مي تواند نه تنها بر آينده راست ميانه تاثيرگذار باشد که تحولات آينده جهاني را نيز دستخوش تغيير و تحول کند.

و ...

براي مشاهده متن كامل اين تحليل به روزنامه جام جم پنج شنبه ۲۷ اردیبهشت صفحه ۱۰ " فرش قرمز از الیزه تا کاخ سفید " مراجعه نموده و يا اينكه بر روي آدرس زير كليك نماييد

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=195601&t=int

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 10:14 توسط ارسلان مرشدی |

سفر دو روزه دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری به دو کشور حاشیه نشین خلیج فارس، امارات و عمان، که در نوع خود پایانی بر روابط سرد دیپلماتیک تهران با کشورهای حوزه خلیج بود مورد توجه بسیاری از محافل سیاسی– خبری منطقه قرار گرفت. این سفر از آنجا مهم تلقی می شود که این برای اولین بار در طول 30 گذشته است که یک رییس جمهور ایران به امارات سفر می کند از این دیدگاه این سفر حاوی دست آوردهای چندی است که در این برهه زمانی خود می تواند پیامدهایی تاثیر گذار منطقه ای در آینده نزدیک داشته باشد.

1-      ماه گذشته بود که نشست شورای همکاری خلیج، با ابراز نگرانی از تشعشات و آلودگی های نیروگاه اتمی بوشهر مراتب نگرانی خود را اعلام کرده بود. هر چند عبدالرحمن العطیه دبیر شورا، در گفتگویی با الجزیره این مسئله را تکذیب کرد و گفت که شورا نه تنها از ایران هسته ای حمایت می کند که از بایت این آلودگی ها نیز زیاد نگران نیست، ولی باید پذیرفت که همواره پرونده هسته ای ایران جایگاهی خاص در نشست های این شورا دارد. این مسئله در کنار فشارهای امریکا بر شورا که با سفر چند هفته آینده رایس به منطقه تشدید خواهد شد همواره یکی از نقاط چالش زای روابط دو سوی خلیج بوده است. این سفر می تواند علاوه بر ابهام زدایی و رفع نگرانی کشورهای حاشیه خلیج از تحت پادمان بودن فعالیت های هسته ای نیروگاه بوشهر و اطمینان چند باره ای فعالیت های صلح آمیز هسته ای تهران، تاثیری خاص در نگاه امیر نشینان امارت بعنوان دریچه ورودی شورای همکاری خلیج داشته باشد.

2-      ادعاهای تکرای و گاهی چند وقت ابوظبی مبنی بر مالکیت جزایر سه گانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که همواره نقطه تنش زا و اصطکاک روابط با تهران بوده است و اخیراً هم با تحریک کشورهای غربی و حتی تحریف نام تاریخی خلیج فارس از سوی آنان خود عامل محرکه ای در ارتقا و بهبود روابط دو کشور است. وقتی آقای احمدی نژاد در دیدار با امیر ابوظبی از تعامل و اثبات حقانیت تاریخی ایران در مالکیت این جزایر سخن می راند و بر باز بودن تعامل و مذاکره بر سر این جزایر تاکید می کند طبیعی است که می شود در دراز مدت با استفاده از قدرت دیپلماسی آنان را در برابر شواهد غیر قابل انکاری قرار داد تا از سیر فزاینده ادعاهای تکراری آنها جلوگیری کرد. این مسئله به همراه سطح همکاری اقتصادی – تجاری قابل ملاحضه تهران با امارات که در سال 2006 ترازی بالغ بر 10 میلیارد دلار را شامل شده پتانسیل هایی را برای کارکردهای آتی تجاری – بازرگانی می گشاید.

3-      دیک چنی هفته گذشته وقتی از ورود ناو هواپیما بر اتمی «ابراهام لینکلن» به خلیج فارس خبر داد، گفته بود که حضور ناوهای آمریکایی در خلیج‌فارس پیام روشنی برای دوستان و دشمنان ما است. بسیاری معتقدند که حضور نظامی نیروهای خارجی در منطقه استراتژیک خلیج فارس خود عاملی بالقوه در عدم امنیت و ثبات منطقه است. برخورد مقتدرانه تهران در جریان بازداشت 13 ملوان انگلیسی در 23 فوریه سال جاری، خود حکایت از موضع قدرتمند تهران در مواجهه با تهدیدات خارجی است. به نظر می رسد که این پیام را اعراب منطقه به خوبی درک و دریافت کرده اند که دیگر دوران تهران گریزی به سر آمده و منافع و مصالح آنها حکم به همراهی و همگرایی با تهران در راستای تامین امنیت منطقه ای با حضور کشورهای منطقه و نه خارجی می کند.

4-      وقتی شون مک کورمک سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، در مصاحبه هفتگی خود از مذاکرات مسقیم با تهران با محوریت بحران عراق خبر داد. جای تردیدی حتی برای حامیان و دوستان منطقه ای واشنگتن باقی نمانده که کمک تهران تنها راه برای گریز کاخ سفید از این شرایط بحرانی است. اینکه واشنگتن حتی پس از اجرای دکترین کمربند امنیت بغداد، با ناکارآمدی از کنترل موج فزاینده تروریسم دست کمک به سوی تهران دراز می کند نشان دهنده جایگاه قدرتمند تهران در کمک و ساماندهی بحران های امنیتی منطقه است. از این رو این نزدیکی در دراز مدت هم می تواند کارکردهای خاص تهران را در حل و فصل بحران های منطقه ای افزایش دهد.

5-      در حالیکه امریکا در باتلاق بحران عراق فرو رفته و تل آویو در پی انتشار گزارش کمیته وینوگراد در آستانه یک تزلزل سیاسی است، در یک فرافکنی آشکار و قابل لمس، باز محور امریکایی منطقه به زنده کردن و دامن زدن به اختلافات مذهبی در منطقه مبادرت ورزیده است. توهین آشکار شبکه الجزیره به مرجعیت شیعه عراق در چند هفته قبل و تحرکات گروه 14 مارس در لبنان راهبردی آشکار برای فرار و انحراف افکار عمومی منطقه از اوضاع کنونی است. اما تاکید احمدی نژاد در دیدار با رییس عربی امارات بر اینکه بیگانگان تنها به دنبال منافع و مطامع خود هستند و نه ثبات و منافع کشورهای منطقه و اینکه آنها بالاخره خواهند رفت، نشان می دهد که حفظ وحدت و یکپارچگی اسلامی در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی راهبردی است که می بایست در آن سوی مرزها نیز با راهکارهایی عملی همراه باشد.

6-      پذیرفتن کنسولگری و روابط سیاسی تل آویو از سوی اعراب منطقه به دنبال احیای طرح صلح نقشه راه در پی تورهای دوره ای مقامات کاخ سفید و سفر محتمل رایس پس از سفر ماه گذشته نانسی پلوسی رییس مجلس نمایندگان امریکا، شاید مهمترین موضوعی بود که در گفتگوهای احمدی نژاد با روسای امارات و عمان قبل از روشن شدن مسئله آوارگان فلسطینی و تشکیل کشور مستقل فلسطینی جایگاهی خاص داشت. اینکه در این شرایط چرا این استراتژی در دستور کار سیاست خارجی تل آویو قرار گرفته به نظر می رسد موضوعی است که از سوی احمدی نژاد درک شده است و از این نگاه می توان گفت که در پرده برداشتن از اهداف پنهان تل آویو حائز اهمیت است.

به هر حال دستاوردهای این سفر منطقه ای که بسیاری از آن به یک ساختارشکنی دیپلماتیک از سوی احمدی نژاد تعبیر می کنند  مواردی بسیار را شامل می شود که در دراز مدت اثرات کارای خود را نمود خواهد داد. بر هم زدن رویه موجود و شکستن انسداد روابط سیاسی در سطح سران بین تهران و ابوظبی و مسقط خود آغازی است برای گسترش و تعمیق هر چه بیشتر این روابط، که نه تنها به تثبیت جایگاه منطقه ای تهران منجر خواهد شد که می تواند ادامه ای از دیپلماسی اعتماد سازی تهران برای کاهش سوء تفاهمات و گشودن فصلی جدید از مناسبت اقتصادی – سیاسی  منطقه ای باشد.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 1:17 توسط ارسلان مرشدی |

سرانجام با گذشت بیش از ۱۰ ماه از سالگرد اغاز جنگ ۳۳ روزه اسراییل با حزب الله معروف به تموز کمیته حقیقت یاب وینوگراد گزارش خود را از ناکامی اسراییل در این جنگ منتشر ساخت. من در این تحلیلم به پیامدهای این گزارش برای کابینه جنگی اولمرت پرداخته ام.

سردرگمی و سرگردانی سیاسی- نظامی در ساختار قدرت رژیم اسراییل و تبعات منفی جنگ بی سرانجام 33 روزه با حزب الله هنوز به اولین سال از آغاز این جنگ نرسیده است که انتشار گزارش کمیته حقیقت یاب جنگ 33 روزه اسراییل با حزب الله موسوم به «وینوگراد» موجی دیگر از بحران و تنش فزاینده را در ساختار متزلزل کابینه ایهود اولمرت آغاز کرده است. انتشار گزارش كميته وينوگراد مشروعيت سياسي دولت كنوني اسرائيل را زير سؤال برده به طوری که هفته گذشته نمایندگان پارلمان(کنست) اسرائیل با امضای درخواستی نخست وزیر را وادار کردند تا درباره خودداری از استعفا پس از انتشار گزارش کمیته وینوگراد، توضیح دهد. بسیاری معتقدند که اكنون اين دولت تنها با رايزني‌ها و مصلحت‌ سنجي‌هاي موقتي به حيات خود ادامه مي‌دهد. در این گزارش که با آسیب شناسی دلایل شکست و ناکارآمدی کابینه جنگی اولمرت در جنگ پرداخته، مثلث سیاسی- نظامی (ایهود اولمرت نخست وزیر، عمیر پرتز وزیر جنگ و دان هالوتس رییس ستاد مشترک ارتش) عامل اصلی این شکست معرفی شده اند. قاضي «الياهو وينوگراد» مسوول اين كميته، با مقصر دانستن اولمرت در اتخاذ تصميم‌هاي نابخردانه گفته: جنگ عليه لبنان بدون آمادگي و وجود طرحي روشن و اين كه نقاط ضعف ارتش اسراييل چيست شروع شد. مسئولیت ناکامی ها برگردن نخست وزیر است، زیرا بدون مشورت با نیروهای خارج از دستگاه نظامی به ویژه درباره مسائل امنیتی و سیاسی رفتار کرده است و مسئول است، زیرا اهداف را از قبل مشخص نکرده بود و مجموعه کابینه را از روند عملیات نظامی آگاه نکرده و همه اینها سبب ناکامی ها در جنگ علیه لبنان شده است. طبق این گزارش اولمرت به سوء مدیریت، عمیر پرتز  به بی کفایتی و دان هالوتس به ناکارآمدی متهم شده و به دلیل عدم مدیریت بحران مقصرین اصلی معرفی شده اند که بواسطه ضعف آشکار در اتخاذ راهبردهای استراتژیک به همراه تبعات منفی این حمله نظامی به جنوب لبنان در بحران خروج از صحنه سیاسی و نظامی اسراییل قرار دارند. هر چند اولمرت نوامبر گذشته و قبل از انتشار این گزارش با اعلام استعفای اجباری دان هالوتس رییس ستاد مشترک ارتش و مغز متفکر جنگ 33 روزه  به همراه زنجیره ای از استعفای نظامیان در رده های پایین دستی ارتش درگیر در این جنگ سعی داشت با کنار زدن نگاههای مخالفان و منتقدان و معرفی کردن هالوتس و سایرین به عنوان عامل شکست و توجیهات ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک از تبعات بعدی آن بگریزد اما اکنون همه حتی افکار عمومی اسراییل بر این امر صحه می گذارند که ضعف آشکار و بی توجهی به واقعیت های ملموس دلیل اصلی شکست بوده است به طوری که در بخشی از گزارش نیز بر این امر تاکید شده که یک ماه قبل از آغاز جنگ اولمرت در یک دیدار با «سایمون رود» رییس کمیته مطالعات راهبردی وزارت دفاع وقتی با استنادهایی مواجهه شده که پیروزی ارتش اسراییل را با ابهام مواجه ساخته بود با نپذیرفتن این دلایل گفته بود که ما مصمیم به هر نحو شده به کارکردهایی توازن نظامی حزب الله در منطقه پایان دهیم. روزنامه یدیعودت آحارونوت در گزارشی فاش کرد که حضور نظامی اسراییل در جنگ 33 روزه جنوب لبنان بر خلاف انتظار، به‌گونه‌ای خاتمه یافت که مردم اسرائیل احساس کردند کشورشان بدون دستیابی به هیچ نتیجه‌ ای، یک هزینه سنگین و البته غیر قابل تحمل سیاسی- نظامی را در مقابل افکار عمومی فرامنطقه ای و از همه مهمتر منطقه ای پرداخته است و طبق یک نظر سنجی بیش از 69 مردم اسراییل خواهان برکناری اولمرت به دلیل این سرشکستگی خفت بار هستند. قبل از انتشار کمیته وینوگراد و حتی اکنون هم در آستانه انتخابات پارلمانی فضای سیاسی رژیم ‌صهیونیستی مملو از سردرگمی تخریب‌کننده و اتهام ‌زنی احزاب، خصوصاً  کادیما و کارگر به یکدیگر بوده و به نظر می‌رسد هر چند اسرائیلی‌ها هنوز برای رسیدن به یک برداشت مشترک راجع به پیامدها و درس‌های جنگ 33 روزه با حزب‌الله نیازمند زمان بیشتری هستند ولی واقعیت این است که حتی خود اولمرت نیز اکنون و پس از گذشت نزدیک به یک سال بر این امر واقف است که این گذر زمان علاوه بر اینکه کارنامه فاجعه بار جنگ 33 روزه را در معرض نقد و نفی بیشتری قرار داده بلکه با روشن شدن زوایای پنهان آن نظیر همین گزارش، عملاً مهر عدم تایید دیگری بر پیکر دکترین جنگ طلبی او وارد خواهد ساخت. همه این مسائل در کنار اظهار نظر صریح سید حسن نصرالله در گفتگو با العالم که این گزارش را بخشی و نه همه واقعیت خوانده و گفت نتيجه مهم گزارش وينوگراد اين بود كه بيش از يك صد بار كلمه «شكست» در اين گزارش تكرار شده و کاخ سفید را عامل اصلی شروع جنگ و تحریک تل آویو دانسته بود باعث شده که اکنون بسیاری از  محافل سیاسی در کامل بودن گزارش کمیته وینوگراد ابراز تردید کنند. به نحوی که «جان روبرز» پژوهشگر ارشد مرکز بروکینگر در گزارشی در نیوزویک گفته بود اگر بخش های پنهان گزارش وینوگراد در اختیار افکار عمومی- رسانه ای اسراییل قرار می گرفت بی شک می توانست نه تنها زمان مرخصی اولمرت را قبل از آغاز انتخابات پارلمانی به جلو بیندازد که حتی ساختار قدرت را در معرض آسیب های جدی قرار دهد و به افشای نقش منفی بسیاری از کشورهای منطقه منجر شود. به اعتقاد بسیاری استعفای «ایتان کابل» وزیر مشاور در کابینه اولمرت در هفته گذشته و کنار رفتن از کابینه جنگی اولمرت می تواند آغازی از پس لرزه های گزارش تحقیر کننده زلزله وینوگرادی باشد که حتی با نمایاندن گوشه های از حقیقت های تلخ فرا روی افکار عمومی داخل و خارج اسراییل می رود تا مهره های صفحه شطرنج تل آویو را در هم ریزد. همه اینها به همراه اذعان صریح مقامات کاخ سفید نظیر چنی و تعویق سفر رایس به منطقه به دنبال گزارش وینوگراد  به دلایلی چون بحران داخلی اسرائیل و مبهم بودن آینده اولمرت، حکایت از  شرایط بحرانی و وخیم تل آویو دارد و حتی می توان گفت که اکنون هم کاخ سفید خود را برای خداحافظی با اولمرت آماده کرده است. این را می شود از گفته های نیکلاس برنز کعاون وزیر امور خارجه امریکا با زیبی لیونی وزیر امور خارجه اسراییل که جانشین احتمالی اولمرت تلقی می شود فهمید. برنز در گفتگویی تلفنی که هاآرتص آن را فاش کرده گفته بود که ناتوانی اولمرت در به نتیجه رساندن این جنگ باعث شد تا از آن براي بازيابي قدرت خود درس بگیرید، اما ما به شکست خود او اعتراف و اذعان نمي كنيم تا با شناسايي نقاط قوت خود، از آن براي كسب پيروزي ديگراستفاده كنيم، پیروزی که دیگر با اولمرت به دست نمی آید.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:50 توسط ارسلان مرشدی |

در هفته ای که بازهای کاخ سفید سرخوش از پیروزی نیکلا سارکوزی راست میانه متمایل به واشنگتن و تکیه وی بر مسند رهبری کاخ الیزه بودند، اعلام استعفای ناگهانی و شاید هم تا حدودی قابل انتظار تونی بلر نخست وزیر کارگری بریتانیا، چیدمان ائتلاف استراتژیک نومحافظه کاران را بر هم زد. اینکه این برکناری که بسیاری آن را تحت فشار مخالفین تلقی می کنند چه تاثیری بر محور هژمونی طلب طیف حاکم بر کاخ سفید خواهد داشت موضوع این یادداشت من است که که در روزنامه جام جم امروز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه صفحه ۶ " پایان ائتلاف استراتژیک" چاپ شده و در ادامه می خوانید.  

سرانجام در ادامه تلاشها و درخواستهای مکرر حزب کارگر و مقامات انگلیس تونی بلر نخست وزیر این کشور استعفای خود را از ریاست حزب و نخست وزیری بریتانیا اعلام کرد. این در حالی بود که بلر ماه گذشته درخواست صورت گرفته ازسوی مخالفینش برای تعیین زمان استعفا از سمت نخست وزیری را رد و ادعا کرده بود: اعلام چنین تاریخی نه تنها دولت را فلج خواهد کردکه موقعیت حزب را در انتخابات پارلمانی جولای به خطر خواهد انداخت. بلر در پی انتخابات عمومی سال گذشته اعلام کرده بود که قصد دارد به هر ترتیب تا پایان دوره سوم نخست وزیری در سمت خود باقی بماند، اما شکست حزب کارگر در انتخابات محلی دو هفته گذشته آسیب هایی را بر کابینه وی وارد ساخت به طوری که بلر مجبور شد برای آرام کردن موج انتقادات به دولت، تعدادی از وزراء را تغییر دهد و یا برکنار نماید. برکناری هایی که دیگر به یک عادت برای او بدل شده است. شاید مهمترین قربانی جاه طلبی های بلردر قدرت، جک استراو وزیر امورخارجه قبلی باشد که جای خود را به مارگارت بکت داد، استراوی که زمزمه هایی از پیوستن به صف مخالفان حکایت دارد. هر چند بسیاری معتقدند که این اعلام اسعفای ناگهانی بلر با فشارهای از سوی مخالفان همراه بود است به طوری که فایننشال تایمز فاش کرد که گوردون براون وزیر اقتصاد و دارایی در یک گفتگوی تلویزیونی، بلر را تحت فشار قرار داد تا با وی و دیگر اعضای کابینه توافق کند تا زمانی را برای کناره گیری خود تعیین کند اما وی در عین حال تاکید کرده که بلر صریحاً به وی اشاره کرد که وی به گونه ای منظم و باثبات پست خود را ترک خواهد کرد. البته کنار رفتن بلر نه تنها با القای ناکارمدی کارگرها همراه بود که بسیاری نظیر رابین کوک نیز سوی انتقادت خود را متوجه بلر نمودند. به هر حال چرایی این کنار رفتن هر چه که باشد به نظر می رسد یک شوک دیگر را بر پیکر بازهای کاخ سفید که هنوز در شور و شوق روی کار آمدن نیکلا سارکوزی راست میانه متمایل به کاخ سفید و به قدرت رسیدن وی در فرانسه بودند وارد ساخت. همین هفته قبل بود که دیک چنی در یک از گفتگوهایش با بوش از تقویت و احیای جبهه رو به انزوای هژمونی طلبش خبر داده بود که به نظر می رسد خبر استعفای بلر این لبخند کوتاه را بر لبان بوش خشکاند.گوردون براون وزیر دارایی که به عنوان جدی ترین گزینه جانشینی بلر مطرح است بارها در اظهار نظرهایش با انتقاد از عملکرد بلر به ویژه در اشتباه بودن همراهی و همگرایی با نومحافظه کاران کاخ سفید اعلام کرده که سعی خواهد کرد به جبران این گذشته نه چندان قابل دفاع بپردازد. جبرانی که از نگاه بسیاری به بازنگری در همراهی با بوش خصوصاً در مدیریت بحران عراق و حضور در این کشور تعبیر می شود. اینک و در چهارمین سال از اشغال عراق که بوش امیدوار بود با اجرای طرح امنیتی جدیداش و محکم تر نمودن کمربند امنیتی در بغداد بتواند سیر فزاینده و غیر قابل کنترل تروریسم را به امید تاثیر گذاری بر نتایج انتخابات پارلمانی جولای در انگلیس و ریاست جمهوری نوامبر در امریکا مهار نماید اکنون می بایست نه تنها توان خود را بر کنترل مخالفت ها ی رو به رشد دموکرات ها و جدل بر سر آزاد سازی بودجه های متوقف شده از سوی آنها در راهروهای سنا و کنگره متمرکز نماید که با بازگشت به ائتلاف استراتژیک گسسته سعی کند که از تغییر نگاه براون و برداشته شدن حساسیت ها از روی بحران عراق نزد تیم آتی لندن جلوگیری کند و شاید سفر غیر منتظره چنی یا رایس طی هفته های آتی به لندن راهبردی در راستای تحقق این امر باشد. به هر حال نتایج رایزنی ها و تلاشهای کاخ سفید هر چه که باشد دیگر نمی توان انتظاری در نگاه راهبردی کارگرهای حاکم بر لندن را در عصر جدید داشت عصری که هر چند لندن باز هم متحد و هم پیمان استراتژیک واشنگتن باقی خواهی ماند ولی دیگر نمی توان وجودی از آن ائتلاف استراتژیک را یافت.

 متن کامل این تحلیل در روزنامه جام جم دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه صفحه ۶ تحلیل "پایان ائتلاف استراتژیک" و یا آدرس زیر نیز قابل دسترسی است.

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=194923&t=note

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:41 توسط ارسلان مرشدی |

حاشیه ای بر دور دوم انتخابات ریاست جمهوری فرانسه

photo

همچنان که انتظار می رفت انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در حالی به دور دوم کشیده شد که مشارکت 84 درصدی فرانسویان که در طول 40 سال گذشته بی‌سابقه بود، 1/31  درصد آرا را نصیب نیکلاس سارکوزی راست میانه کرد و 8/25  درصد آرا نیز به سبد سگولن رویال سوسیالیست انداخته شد و سرنوشت اینکه چه کسی باید بر جایگاه ژاک شیراک که تا چند ماه دیگر پس از 12 سال با کاخ الیزه خداحافظی می‌کند، به یکشنبه 6 مه (16 اردیبهشت) موکول شد. سارکوزی و رویال دو نفر با برنامه‌ها و خاستگاه اجتماعی، ارزش‌ها و باورهای سیاسی مختلف و راهبردها و راهکارهای متفاوت باید با هم بر سر مسند رهبری الیزه رقابت کنند.                                                                                                                                                                                                                                                                                              

ادامه مطلب ...                                                                                                                   

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:26 توسط ارسلان مرشدی |

نگاهی به بازتاب رسانه ای آزادی ملوانان انگلیسی

پس از آزادی ۱۵ ملوان انگلیسی و بازگشت آنها به لندن تازه به نظر می رسید دور تازه ای از تنش در روابط یخ زده تهران و لندن گشوده شده است. صدور مجور از وزارت دفاع برای فروش خاطرات ملوانان در مدت بازداشت در ایران و مصاحبه های غیر منتظره آنها با شبکه های خبری چیزی دور از انتظار برای تهران بود. اینکه این بازداشت و این آزادی چگونه در بیرون از مرزهای رسانه ای ما منعکس شد موضوع این مطلب من است. بازتابهای تا حدودی قابل انتظار که شاید برای ما درسی از دور اندیشی و تامل در تنش های آتی مان بگشاید.

بازداشت 13 روزه 15 ملوان انگلیسی در 23 فوریه (3 فروردین)که برگی دیگر را از تنش در روابط سرد و یخ زده دیپلماتیک تهران و لندن رقم زد با توجه خاص و پوشش وسیع رسانه ای و اطلاعاتی بنگاههای خبری مواجهه شد. دامنه های تبلیغاتی این موج رسانه های به حدی بود که بیشترین حجم خبرها و گزارشها را به خود اختصاص داد و توانست تا مدتها باعث پخش قطع برنامه های عادی شبکه های خبری شود. با بازخوانی رسانه ای این تنش و چالش 13 روزه می توان به این نکته رسید که تهران با مدیریت بحران همراه با ابتکار عمل و بهره گیری از مولفه های غافلگیر کننده نه تنها توانست به طور چشمگیری جایگاه منطقه ای و فرامنطقه ای خود را ارتقاء دهد که بلکه به همان میزان و بیشتر موجبات تحقیر وجهه غرب را فراهم آورد و البته این امر صریحاً یا تلویحاً از سوی رسانه های تاثیر گذار زمزمه می شود و ...

 

ادامه مطلب ...

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:14 توسط ارسلان مرشدی |