تبليغاتX
وب نگاه ارسلان مرشدی

امروز فکر کنم یکی از خوشحال کننده ترین ای میل هایم را در طی دو سال فعالیت حرفه ای روزنامه نگاری ام و در عرصه گفتگوهای اینترنتی دریافت کردم، دریافت پاسخ درخواست مصاحبه با جورج بوش، رییس جمهور ایالات متحده امریکا!

 

 

کارلوس گوتیرز مسئول اطلاع رسانی رییس جمهور امریکا در ای میل خود از من خواست برای تهیه مقدمات گفتگو با بوش تایید نامه ای از روزنامه و وزارت امورخارجه را فکس کنم. جالب این جاست که وقتی این مسئله را به مسئولان روزنامه گفتم آنها از من خواستند که در زمان ارسال این مدارک، درخواستم را برای مصاحبه حضوری ارسال کنم و این مسئله را عنوان کنم که روزنامه این امکان را برای تهیه یک گفتگوی حضوری با یک رییس جمهور ایالات متحده پس از 27 سال از قطع روابط با تهران دارد.

البته قرار است که پس از ارسال مدارک درخواستی آنها هم در یک گفتگوی تلفنی زمینه ها را به سمت انجام زودتر این گفتگو و شاید قبل از پایان سپتامبر مهیا کنم.

البته در صورت موافقت نهایی کاخ سفید و فراهم شدن زمینه های سفر این حق که من نیز در تیم مصاحبه کننده به واشنگتن اعزام شوم، برای من کاملاً محفوظ است.

هر چند که من در این میان نیز درخواست هایی را برای هیلاری کلینتون سناتور دموکرات ایالت کالیفرنیا و نامزد اصلی دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری 2008 و سناتور جو بایدن رییس شورای سیاست گذاری روابط خارجی سنا و نامزد دیگر دموکرات ها در انتخابات 2008 ارسال کردم ام و همزمان منتظر پاسخ های آنها هم هستم.

این که نتیجه این همه رایزنی برای انجام گفتگویی در این سطح با توجه به موانع و محدودیت های قابل فهمی که وجود دارد، چه خواهد شد، زیاد قابل ترسیم نیست ولی یک چیز مشخص است و آن اینکه اگر این گفتگو حتی با کسی دیگر انجام هم شود برای اولین بار است که یک روزنامه نگار ایرانی در کاخ سفید با بوش قهوه داغ می نوشد !

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 10:44 توسط ارسلان مرشدی |

سرانجام سه شنبه ۲۹ مه بيش از ۹۷ درصد از رای دهندگان سوري در همه پرسی رياست جمهوری سوريه رای موافق به بشار اسد رييس جمهوری فعلي دادند و اين چنين بشار اسد 7 سال ديگر رييس جمهور سوريه خواهد بود. اینکه در این ۷ سال اسد چه راهبردها و راهکارهایی را بر ثبات فعلی و خروج ار تنگناهای موجو اتخاذ خواهد کرد موضوع این پست من است.

همه پرسي در شرايطي برگزار شد كه گروههاي مخالف دولت خواستار تحريم اين همه پرسي كه در آن بشار اسد تنها نامزد بود، شدند. چرا كه آنها معتقد بودند جدا از اينكه کسي نظر مخالفان را نخواسته و انتخابات نيز تنها با حضور يك كانديد، فاقد مشروعيت سياسي و مقبوليت بين المللي است و اينكه بشار اسد تنها امروز توسعه يافتگي‌اقتصادي را هدف قرار داده و در عرصه‌ی آزادتر ساختن فضای سیاسی گام برنداشته است. با اين حال و همچنان كه انتظار مي رفت با وجود نقصان‌‌ها و ضعف هاي دوران ریاست جمهوری بشار اسد، اين امر باعث نشد از محبوبیتش نزد مردم كاسته شود و ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 11:22 توسط ارسلان مرشدی |

وقتی رایس و گیتس هم نتوانستند راهی برای همراهی مسکو در برابر طرح سامانه ی دفاع موشکی واشنگتن در شرق اروپا بگشایند بوش راهی اروپا شد تا شاید خودش بتواند نظر موافق سران کاخ کرملین را در این باره جلب کند. هر چند پس از دیدار وی از چک و لهستان می شد گمانه زد که حداقل بوش توانسته مسکو را برای سکوت در برابر این طرح راضی کند اما اظهارات صریح پوتین در روز گذشته نشان می داد که بوش هم به مانند رایس از تور دوره ای اروپا دست خالی برگشته است.

پس از سفرهاي دوره اي رايس وزير امور خارجه و رابرت گيس وزير دفاع، بوش رييس جمهور امريكا هم هفته قبل راهي اروپا شد تا شايد بتواند راهي براي همراهي و موافقت روسيه با طرح سامانه دفاع ضد موشكي شرق اروپا بگشايد. بسياري معتقدند كه نگرانيهاي روسيه از طرح استقرار سپر دفاع موشكي امريكا در شرق اروپا به علت هراس مسكو از برهم خوردن موازنه قدرت در اروپا سبب شده است و همين امر هم باعث شده يكي از شديدترين تبليغات و حملات رسانه اي در اين خصوص از هنگام پايان جنگ سرد شكل بگيرد. امريكا براي نصب 12 موشك رهگير در لهستان و يك سايت راداري در جمهوري چك تا سال 2013  براي مواجهه با آنچه تهديد قدرت فزاينده موشكي ايران براي شرق ايالات متحده مي داند مصمم است و  واشنگتن بارها اعلام كرده به روسيه اجازه نخواهد داد اهداف امنيت ملي امريكا را تعديل كند. رايس پس از ديدار اخيرش در مسكو با ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه گفت؛  معتقدم هيچ كسي احتمال نمي دهد امريكا اجازه دهد به اموري اعتراض شود كه به منافع ملي امريكا برمي گردد. هر چند رايس و گيتس درتلاش براي رفع نگراني هاي روسيه به مسكو رفتند و با برگزاري نشستهايي در پائيز آينده با همتايان روسي خود و افزايش تماسها بين دو دولت توافق کردند اما «هيل دال» پژوهشگر ارشد نظامي ناتو در بنياد هريتج معتقد است؛ روسيه از سامانه دفاع موشكي در شرق اروپا ناخرسند است و اين سامانه نشانه ديگري از كاهش تاثير گذاري روسيه و نفوذ اين كشور در شرق اروپاست، يعني جايي كه بسياري از كشورها از اتحاديه اروپا و امريكا حمايت مي كنند. در برهه كنوني مسكو از گسترش ناتو در شرق اروپا و تحكيم روابط بين غرب با كشورهاي بلوك شوروي سابق و پيمان سابق ورشو و نيز از تحركات جهت دار شوراي امنيت سازمان ملل متحد در جهت اعطاي استقلال به منطقه كوزوو از صربستان كه هم پيمان سنتي روسيه است ناخرسند است. شايد به همين دليل است كه روسيه همانند دوره جنگ سرد به مسابقه تسليحاتي تهديد كرده است كه مي تواند موازنه زرادخانه هاي هسته اي موشكي دو كشور را بر هم بزند. تهديدي كه  مقامات امريكايي نگراني هاي روسيه را در اين باره «تمسخر آميز» توصيف كرده اند.                                                                                          
مسكو و واشنگتن در سفر رايس به مسكو در ماه مه سال جاري توافق كردند از شدت تبليغات رسانه اي بين دو كشور كاسته شود اما ديدگاههاي كرملين و كاخ سفيد در اين خصوص كه آيا سامانه دفاع موشكي موازنه راهبردي را در اروپا برهم خواهد زد يا خير‌؟ متفاوت است. ديپلماتها و مقامات نظامي امريكايي به طور مكرر با همتايان روس خود ديدار و براي آنها جزئيات اين سامانه را تشريح مي كنند و قول مي دهند نه تنها در خصوص دفاع موشكي همكاري كنند بلكه پيشنهاد تقسيم فناوري را نيز مطرح كرده اند اما روسيه از اين كه در اين مسئله كه شايد ديگر يك آزمون استراتژيك براي موازنه جايگاه و قدرت نفوذ كرملين در حوزه ي سنتي خود است و كوتاه بيايد خودداري مي كند. خودداري كه سرگئي ايوانف معاون نخست وزير روسيه در ديدار با رايس گفت؛ ما عليه خودمان همكاري نخوهيم كرد. هر چند واشنگتن اعلام كرده سامانه اي كه در شرق اروپا ايجاد خواهد شد براي دفاع ضد موشكي روسيه تهديدي نخواهد داشت اما مقامات امريكايي دست كم آشكارا متعهد نشده اند كه تاسيسات دفاع موشكي در لهستان در آينده گسترش نيابد و اين امر شايد نه يكي از نگرانيهاي روسيه كه عمده ترين آن است.

البته اين نگراني بيشتر ناشي از شكاف تسليحاتي كاخ سفيد و كاخ كرملين ناشي مي شود. هانز كريستنسن پژوهشگر دفاعي ـ امنيتي موسسه بروكينگز مي گويد؛ در اوايل سال 2007 شمار موشكهاي بالستيك قاره پيماي روسيه به حدود 490 موشك رسيد كه امريكا 500 موشك از اين نوع موشكها را در اختيار دارد. بيشتر تحليلگران مسائل استراتژيك معتقدند طرح دفاع موشكي امريكا در شرق اروپا به مانند سپري براي حملات موشكي بالستيكي روسيه نخواهد بود. اما با اين وجود روسيه مانند هر قدرت هسته اي ديگر به احتمال زياد تجديد نظر در خط مشي نظامي خود را در خصوص دفاع موشكي احتمالي مد نظر قرار خواهد داد امري كه در مصاحبه مطبوعاتي پوتين در هفته گذشته باز هم بر آن تاكيد شد. چرا كه حتي يك سامانه كوچك كه بتواند فقط چند موشك از بين زرادخانه موشكها را هدف قرار دهد شايد كافي است تا اعتماد روسها به طرحهاي تهاجمي امريكا را از بين ببرد. از سوي ديگر به نظر مي رسد كه موضوع مطرح آن است كه آيا سامانه دفاع موشكي امريكا مي تواند موشكهاي روسي را شكست دهد؟ جنجال و نگراني بر سر نگراني طراحان روسيه از اين سامانه موشكي است كه اين سامانه مي تواند بر هرحمله روسيه تاثير گذارد. مسكو ارها تاكيد كرده در صورت وقوع يك حمله هسته اي اين كشور در راهبردش براي هدف قرار دادن پايگاههاي ضد موشكي امريكا در لهستان و جمهوري چك تجديد نظر خواهد كرد. واشنگتن اين اظهارات جنجالي را «حيرت آور» توصيف كرده و  اين در حالي است كه لهستان و چك متعهد شده اند در رويارويي با تهديدات روسيه عقب نشيني نكنند. گفتني است روسيه از اواخر دهه شصت قرن گذشته براي حمايت از مسكو و ديگر شهرهاي اين كشور سامانه دفاع موشكي دارد و با وجود اعتراضات امريكا در آن هنگام به نصب اين سامانه اقدام كرد. طراحان نظامي امريكايي نيز با گسترش زرادخانه هاي امريكا و گسترش طرحهاي تهاجمي در رويارويي با دفاع موشكي واكنش نشان دادند. اما مقامات امريكايي مي گويند سامانه دفاع موشكي اين كشور در شرق اروپا نبايد براي روسيه مشكل تلقي شود. با اين همه به نظر مي رسد كه تهديدات لفظي مسكو براي واشنگتن از آن كارايي گذشته ديگر برخوردار نيست كه روسيه مجبور شد براي ابراز نارضايتي خود دست به اقدام نظامي بزند. موشك هاي استراتژيك و تاكتيكي روسيه كه 21 مه سال جاري مورد ازمايش قرار گرفت قادر به عبور از هرگونه سيستم دفاع موشكي است. موشك استراتژيكRS24   از يك سكوي سيار در منطقه پلستسك در شمال غرب روسيه شليك شد و به هدف فرضي مورد نظر در فاصله اي معادل پنج هزار و پانصد كيلومتري در كامچاتكا در شرق دور روسيه اصابت كرد. ايوانوف پس از اين آزمايش موشكي گفت؛ با توجه به اين قابليت مي توان اطمينان داد آينده دفاعي كشوراز هر نظر تامين مي شود. اطميناني كه يك پيام آشكار براي واشنگتن به همراه داشت.                                                                                   
به هر حال در اينكه روسيه به برنامه هاي خود براي تقويت و بهبود سيستم تسليحات هسته اي خود در واكنش به طرح امريكا براي استقرار سيستم دفاع موشكي در اروپا ادامه مي دهد به نظر مي رسد در نزد مقامات امريكايي نيز تا حد زيادي پذيرفته شده و همگي هم بر اين امر تاكيد دارند كه كشش اين مسئله به نوعي با توان و مقاومت استراتژيك روسيه در برابر دكترين هاي امنيتي واشنگتن و همراستاي با گسترش ناتو به شرق در آينده بستر تنش هاي ديگر خواهد شد اما در برهه كنوني اينكه بوش بتواند در هنگامه ي خداحافظي با كاخ سفيد بتواند پوتين را به پذيرش اين مسئله مجاب كند تا حدي دشوار به نظر مي رسد. كه اين را مي شود از گفته هاي بوش پس از بازگشت از اروپا كه گفته بود؛ من فكر مي كنم كه بايد زمان بيشتري به روسيه براي اين طرح داد، فهميد.

 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 10:3 توسط ارسلان مرشدی |

بوش وقتي در ديدار با سربازان مجروح بازگشته از جنگ عراق در بيمارستان ايالتي ديترويت سعي كرد از انتقادات مطرح شده در خصوص ربوده شدن چهار نظامي امريكايي در دوشنبه گذشته بكاهد و بگويد كه ما نهايت تلاش خود را براي يافتن آنها خواهيم كرد ـ تلاشي كه بعدها با يافتن اجساد آنها پايان يافت ـ و هنگامي كه چند ساعت بعد در گورستان كهنه سربازان امريكايي در واشنگتن در ضيافت وداع و خاكسپاري 12 نظامي امريكايي كشته شده در عراق شركت كرد و با اعتراضات خانواده قربانيان مواجهه شد، شايد مجبور بود اين چنين و در گفتگو با شبكه خبري ان بی سی بگويد كه؛ تابستان حساس ترین زمان برای پیشبرد استراتژی جدید درعراق خواهد بود و نظامیان آمریکایی تابستان سختی را در عراق تجربه خواهند کرد.

 

اما وقتي گزارش پنتاگون چند روز بعد اعلام كرد كه در ماه مه امسال شمار كشته شدگان نظاميان امريكايي به رقم بي سابقه 124 نظامي رسيد كه اين خونين ترين ماه نظاميان امريكايي از مارس 2004 تاكنون است، شايد آن هنگام ديگر باور پذيرتر شد كه بوش خود هم خبر از وخامت اوضاع نابسامان امنيتي در ماههاي آتي دارد. بوش که به دليل افزايش شمار تلفات در عراق برای ارائه گزارش درباره تاثیر طرح افزایش نیرو در عراق؛ در قالب دكترين جديد امنيتي و  كمربند امنيتي بغداد در کاهش سطح ناآرامی های این کشور از سوی دموکرات ها و حتي طيفي از جمهوری خواهان تحت فشار شدید قرار دارد، به ناچار اميدوار است كه اعزام آخرین گروه از نظامیان آمریکایی در قالب طرح اعزام 21 هزار و 500 نظامی جدید به عراق تا اواسط ماه ژوئن(اواخر خرداد) بتواند از روند فزاينده خشونت ها در عراق بكاهد. اين گزارش كه نه تنها دموكرات ها كه بسياري از مردم امريكا نيز منتظر شنيدن آن هستند. البته قبل از انتشار اين گزارش قرار است كه ژنرال «دیوید پترائوس» فرمانده نظاميان امريكايي در عراق در آخر تابستان گزارش خود را درباره تاثیر طرح افزایش شمار نظامیان در عراق ارائه می کند، گزارشي كه مي شود پيش بيني كرد چندان با خواسته هاي مورد نظر بازهاي حاكم بر كاخ سفيد همراه نيست.

بوش امیدوار است به تعبير خودش؛ پس از گذشت تابستان شاهد عراق دیگری باشیم و تحقق این امر نیازمند حفظ کنترل بغداد است. بغدادي كه به گفته وي اگر تا شعاع 50 كيلومتري در كنترل كمربند امنيتي باشد مي توان تروريست ها را محدود و ناكام گذاشت، توجيهي كه باعث شد وي مبادرت به اجراي دكترين جديد امنيتي اش كند. اما اكنون همه شاهدند كه اين شعاع 50 كيلومتري به حوزه ناامن 500 كيلومتري وسعت يافته است.

شايد اين اميدواري بوش كه بسياري از آگاهان مسائل استراتژيك آن را آخرين فرصت وي براي دفاع از كارنامه نه چندان قابل دفاع جنگ عراق قبل از آغاز جدي رقابت هاي انتخاباتي رياست جمهوري مي دانند بيش از اينكه به افزايش نظاميان امريكايي در عراق وابسته باشد به نتيجه مذاكرات بغداد با مشاركت ايران بر سر مسئله امنيت عراق برگردد. در شرايطي كه بيش از 15 هزار نظامي امريكايي از اوايل ماه مارس تاكنون به عراق اعزام شده اند پذيرش اين مسئله كه با اعزام مابقي اين نيروها انتظار گشايشي در جهت بهبود اوضاع نابسامان امنيتي عراق را داشته باشيم تا حدودي سخت به نظر مي رسد. از اين رو به اذعان بسياري نظير پلوسي رييس كنگره و يا حتي خود تام كيسي معاون رايس تنها حضور همسايگان و كشورهاي منطقه مثل ايران و سوريه در گفتگوهاي منطقه اي مي تواند راهي را براي كنترل بحران عراق بگشايد. ديدار 4 ساعته كاظمي قمي و كروكر در شرايطي پايان يافت كه بسياري انتظاري در نتيجه رسيدن اين مذاكرات را نداشتند اما شايد كاخ سفيد بيش از همه نگران به نتيجه رسيدن اين مذاكرات و اقدامات عملي تهران در مساعدت و مشارکت در تامین و کنترل امنیت عراق است.

هر چند و سرانجام پس از یک دوره کشمکش میان بوش و دموکرات ها، سناي امريكا با اختصاص 110 میلیارد دلار كمك مورد تقاضاي بوش برای حمایت مالی از عملیات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان كه وي مجبور شد براي اولين بار از وتوي خود استفاده كند، بدون درخواست جدول زمانی برای عقب نشینی موافقت کرد اما اختلافات روزافزون بين كاخ سفيد و كنگره امري است كه حتي خود جمهوري خواهان هم بر آن معترفند. گفته هاي اخير هري ريد رهبر دموكرات ها در سنا كه گفته بود؛ تصويب بودجه نظامي عراق به معناي صرف نظر دموكرات ها از طرح تعيين زمان خروج نظاميان امريكايي از عراق نيست و يا اين گفته دن موري، سناتور جمهوري خواه ايالت تنسي كه گفته بود؛ ما فكر مي كنيم كه ديگر زماني براي آزمون و خطاي امنيتي در عراق به سر آمده، زماني كه فقط جان فرزندان ما را نشانه رفته است، خود تاكيدي دوباره بر وجود تنش ها بين دو سوي كانون اجرايي و قانون گذاري واشنگتن است. همه اينها در كنار انتقادات فزاينده به كارنامه كاري بوش از سوي روساي جمهور قبلي امريكا كه معتقدند از لحاظ تاثیر نامطلوب بر عرصه‌ی بین‌المللی دولت بوش بدترین دولت تاریخ ايالات متحده به حساب می‌آید خود به نوعي ديگر جبهه اي مخالف جنگ را فرا روي بوش گشوده است. روند انتقاد شدید از بحران عراق گستره وسيعي  از جيمي كارتر تا بوش پدر را در برگرفته است كه نشان دهنده جدایی چشمگیر و ریشه‌یی سیاستمداران گذشته از سیاست های دولت بوش و خسته شدن همه حتي روساي جمهور گذشته از تدابير ناكارآمد واشنگتن در ساماندهي به اوضاع نابسامان عراق است.

 شايد اينها همه تنها پرده اي از تنش ها و چالش هاي فراروي بوش در ماههاي آتي و در آستانه به پايان رسيدن زمان دكترين كمربند امنيتي بغداد باشد. چرا كه در برهه كنوني خود بوش نيز تلويحاً بارها به افزايش بار مشكلات امنيتي در عراق اشاره كرده است. گفته هاي وي در مراسم معرفي رابرت زوليك به عنوان جانشين ولفوويتز در رياست بانك جهاني در هفته گذشته كه با اشاره به موج جديد تروريست ها گفته بود؛ من با انتخابی روبرو بودم، انجام دادن چیزی که هم اکنون در حال انجام آن هستیم که می توان آن را شاید به شکل یک شکست آهسته تعریف کرد و عقب نشینی از بغداد و امید برای بهترین نتایج که من فکر می کنم این امر به شکست سرعت خواهد داد، را مي توان از اين ديدگاه ارزيابي كرد.  

                                            

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 10:44 توسط ارسلان مرشدی |

دیروز دوشنبه وقتی بوش در بیمارستان ایالتی دیترویت به ملاقات تعدادی از سربازان مجروح جنگ عراق رفت و در آن دیدار گفت که ما تابستان خونینی را پیش رو داریم شاید کمتر کسی فکر می کرد که بوش چند ساعت دیگر در ضیافت وداع با سربازان امریکایی کشته شده در عراق در گورستان کهنه سربازان واشنگتن این چنین سکوت پیشه کند. فکر می کنم تصاویر آنقدر گویا هستند که نیازی به توضیح ندارند.

photo

photo

photo

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 10:47 توسط ارسلان مرشدی |

نگاهی به مذاکرات ۷ خرداد ایران و امریکا

وقتی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه در جلسه هفته قبل خود از کاظمی قمی بعنوان نماینده ایران در مذاکرات 7 خرداد با رایان کروکر سفیر امریکا درعراق نام برد و باز هم تاکید کرد که این مذاکرات با درخواست رسمی ایالات متحده و حضور نماینده عراق و صرفاً بر سر مسئله تامین امنیت عراق است گمانه زنی ها پیرامون پیامدها و نتایج این گفتگوها بالا گرفت. تعیین زمان مذاکرات در 28 مه که بوش چند روز قبل و در دیدار با سربازان مجروح بازگشته از عراق در دیترویت گفته بود که تابستان خونینی را پیش رو داریم و اینکه باید منتظر تحولات جدیدی باشیم خود خبر از آگاه بودن کاخ سفید در تشدید مشکلات امنیتی در کنار فشارهای افکار عمومی است.

اینکه فردا در نشست کروکر و کاظمی قمی چه رخ می دهد و پیامدهای آن برای طرفین مذاکره چه خواهد بود موضوع این پست من است. 

هر چند ماه گذشته و پس از کش و قوس های فراوان سرانجام سنای امریکا با تعیین بودجه 100 میلیارد دلاری بوش که وی مجبور شد برای اولین بار از وتوی خود برای رد درخواست تعیین زمان خروج از عراق استفاده کند، موافقت کرد ولی همچنان فشار دموکرات ها بر سر بوش برای تعیین تکلیف بحران عراق ادامه دارد، فشارهایی که همراه با افکار عمومی، متحدان ایالات متحده را نیز در تنگناهایی قرار داده است از این رو شاید بوش امیدوار است که در گذر رهرو مذاكره با ایران حتی در مورد امنیت عراق بتواند علاوه بر همراهی طیفی از دموکرات های موافق ادامه جنگ بر طبق کمیته بیکر-همیلتون فرصت بیشتری از آنها برای اجرای طرح های جدید امنیتی بگیرد.

با توجه به پیامدهای بحران عراق و بازتاب های وسیع آن در کاهش محبوبیت و کارایی بوش در سامان دادن به بحران های امنیتی برای تاثیر گذاری بر انتخابات ریاست جمهوری 2008، از این نگاه شاید بوش ناچار است که به عنوان آخرین برگ برنده در این چالش امنیتی درهای مذاکره با تهران را بگشاید ولی واقعیت امر این است که اگر خواسته های تهران در این مذاکرات برآورده نشده و به هر دلیلی این گفتگوها به اهداف تعیین شده نرسد در آن صورت هم واشنگتن چیز زیادی از دست نخواهد داد. چرا که در آن صورت گفته های گاه و بی گاه مقامات کاخ سفید در دخالت تهران در عراق و اینکه ایران هیچ تمایلی به حل این بحران ندارد در اظهار نظرهای آنها باز هم تکرار خواهد شد البته پذیرفتن این امر هم که تمایل بوش برای گفتگو با تهران همراه با نگاهی امیدوارانه به انتخابات ریاست جمهوری است با پذیرفتن این مسئله که در هر صورت و با فرض به نتیجه رسیدن این مذاکرات نمی توان انتظار داشت که در طول یک سال آینده بحران عراق به شکلی سامان یابد که رای دهندگان امریکایی راضی شوند بار دیگر به نومحافظه کاران اعتماد کنند هم سخت به نظر می رسد.

شکاف در ائتلاف استراتژیک دو سوی آتلانتیک همراه با عدم به نتیجه رسیدن طرح صلح نقشه راه و طرح خاورمیانه جدید و شکست در موافقت و همراهی روسیه در طرح استقرار سامانه دفاع ضد موشکی شرق اروپا شاید تنها گوشه هایی از به بن رسیدن طرح های هژمونی طلبان کاخ سفید است ولی اینکه در برهه کنونی و اصرار بر ادامه این راه از سوی جمهوری خواهان به یک انزوای سیاسی منجر خواهد شد. امری است که حتی خود آنها نیز بر این امر معترفند از این دیدگاه هر گونه تحول و گشایش در روند این گفتگوها می تواند نوعی کارآمدی و توانایی برای بوش در تعادل و توازن دیپلماسی و جنگ طلبی باشد. امری که همواره انتقادات وسيعی را علیه وی در اصرار بر برتری دادن دکترین های نظامی برانگیخته است. در ادامه این دیدگاه به نظر می رسد که اینها همه تنها راهی برای فراهم نمودن زمینه های یک خروج بدون شکست از سوی بوش نه برای خود که برای رییس جمهور آتی امریکا باشد. همه اینها در کنار فشارهای متراکم بازها و لابی های صهیونیستی که ادامه مذاکرات می بایست به نحوی با مسئله اسراییل نیز مرتبط شود و اینکه تداوم پذیرش بازیگری تهران به تقویت و ارتقاء جایگاه منطقه ای ایران می انجامد و اینکه تقابل در منافع و خواسته ها مانع دستیابی به اهداف می شود همه دلایل آشکاری است که دورنمای مذاکرات را در هاله ای از ابهام قرار می دهد.

ولی در کنار همه اینها درخواست و تداوم مذاکرات خود تاییدی تلویحی بر پذیرش جایگاه و توانمندی تهران در کمک به ساماندهی بحران های امنیتی منطقه ای است و با توجه به اینکه بوش بارها در گفته های خود دخالت تهران در حمایت تروریست ها در عراق را یکی از عوامل ناامنی این کشور دانسته بود این رویکرد واشنگتن و پیشنهاد مذاکره با این چنین کشوری که می تواند در تامین صلح و امنیت عراق راهگشا باشد نه تنها عکس این گفته ها را به اثبات رسانده که می تواند بر نتایج بازی های دیگر نظیر پرونده هسته ای و بر هم خوردن اجماع جهانی علیه تهران در میان متحدان واشنگتن و سعی در نزدیکی آنها به تهران حتی در سطح مبادلات تجاری- بازرگانی نیز تاثیر گذار باشد. با این همه درخواست مذاکره از سوی آمريكا نشان دهنده این امر است که بر خلاف رویه های موجود منطقه ای هیچ صلح و امنیت پایداری بدون مشارکت تهران شکل نخواهد گرفت. تاکیدهای نانسی پلوسی رییس مجلس نمایندگان امریکا در لزوم مشارکت ایران در گفتگوهای منطقه ای نه تنها در بحث امنیت عراق که حتی منطقه خاورمیانه بیانگر این واقعیت است که با وجود گذشت بیش از 4 سال از اشغال عراق و اجرای طرح ها و برنامه های وسیع در ساماندهی به این نابسامانی امنیتی، مشارکت فعال تهران می تواند تنها جواب برای حل این معادله باشد و اینکه تهران هم بارها اعلام کرده که ناامنی در عراق هیچ وقت به منفعت و مصلحت تهران نیست کمک به تامین این امنیت به نوعی تامین امنیت ایران است اما تا هنگامی که واشنگتن بر خلاف عرف بین المللی به بازداشت 5 دیپلمات ربوده شده ایرانی ادامه می دهد و در هنگامه ی طرح مذاکرت و همزمان با نشست شرم الشیخ، سنا با تصویب بوجه 110 میلیون دلاری برای حمایت از طرح های ناآرامی در ایران و تشدید فشارهای بر پرونده هسته ای و اقدام به برگزاری بزرگترین مانور نظامی در طول یک دهه گذشته در نزدیک آبهای ساحلی ایران، در کنار دیپلماسی همزمان از ابزار تهدید و تطمیع هم استفاده می کند و به قول نیکلاس برنز که گفته بود ما همه گزینه ها را برای مواجهه روی میز داریم، خود تاییدی در تضاد در رفتار و تناقض در گفتار واشنگتن است.

با این همه نباید دور از نظر داشت که واشنگتن در شرایطی برای مذاکرات پیشگام شده که می داند خروج از باتلاق عراق تنها با کمک تهران امکانپذیر است و مطمئناً با خروج از این شرایط باز به گذشته بر خواهد گشت و به تعبیری این درخواست مذاکره تنها مذاکره برای مذاکره است نه چیز دیگر.                                          

+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 13:21 توسط ارسلان مرشدی |

ولفوویتز هم رفت !

سرانجام ولفوویتز هم رفت و این چنین در دومین سال از آمدن خود با رفتنش باز برگی دیگر را از دردسر و  گرفتاری را برای بوش ورق زد. هنوز رسوایی های مارک فولی، تام دیلی و دنیس هسترت از یادها نرفته است که این بار رییس بانک جهانی، پل ولفوویتز به دلیل رسوایی اخلاقی-مالی با شاها ریزا کارمند بانک جهانی مجبور به کناره گیری از پست خود شد. در هنگامه ای که فشارهای دمکرات ها و اظهارات براون دغدغه اصلی بازهای کاخ سفید است به نظر می رسد که بوش می بایست باز هم در سخنرانی هفتگی خود از این عملکرد خالق دکترین طرح دفاع مشروع عذرخواهی خواهد کرد. اینکه این جنجال ناخواسته چه موجی از چالش و تنش را برای کاخ سفید به همراه خواهد داشت موضوع این تحلیل من است که در روزنامه جام جم امروز یک شنبه ۶ خرداد صفحه ۶ به چاپ رسیده است.

 

وقتی ولفوویتز هفته قبل گفت که می دانم که کار اشتباهی انجام داده ام، از همین رو از تمامی شما معذرت می خواهم و من امروز اعلام می کنم که در 30  ژوئن از ریاست بانک جهانی کناره گیری می کنم و وقتی بوش پنچشنبه گذشته طی یک کنفرانس مطبوعاتی از ولفوویتز حمایت نکرد و فقط گفت من از کارهای او متأسفم، دیگر تردیدی باقی نماند که این نقطه پایان کار رییس بانک جهانی است. رییسی که در بین 10 رییس قبلی بانک جهانی بدترین عملکرد و کارایی را به اذعان کشورهای عضو و کارنامه کاری در راستای اهداف بانک داشته است. هر چند که اعضای هیأت مدیره بانک صرفاً به دلیل دلجویی و حفظ شأن رییس بانک در بیانیه ای به خاطر این رویداد تلاشهای اخیر وی مورد توجه قرار نگرفته است از خدمات و کارهای ارزشمند وی تقدیر کردند ولی این هم هیچ کس را قانع نکرد به صورتی که کاخ سفید هم از حمایت وی امتناع کرد. هنوز رسوایی ها و فسادهای اخلاقی جمهوری خواهان کنگره نظیر مارک فولی هم جنس باز با یک پسر بچه 16 ساله و فساد مالی دنیس هسترت و تام دیلی بر سر رشوه گیری از کمپانیهای اسلحه سازی در اذهان مردم امریکا به فراموشی نسپرده شده که این بار هم پل ولفویتز رییس بانک جهانی به دلیل رسوایی اخلاقی با یکی از کارمندان این بانک برگی دیگر از جنجال و دردسر را برای بوش گشود. اعلام رسوایی اخلاقی – مالی ولفوویتز که با حمایت های بوش به این مقام منصوب شد، با شاها رضا نه تنها برای نومحافظه کاران با نتایج خوشایندی در نزد افکار عمومی بین المللی همراه نبوده و همواره انتقادت وسیعی را برانگیخته که باعث سلب اعتماد و اطمینان شهروندان امریکا به جمهوری خواهان نیز شده است به طوریکه واشنگتن پست در گزارش سه شنبه قبل خودگفت که میزان اعتماد و اطمینان مردم در هیچ دوره ای این چنین شاهد رشد نزولی به نومحافظه کاران  نبوده است. ولفوویتز به عنوان مغز متفکر دکترین طرح دفاع مشروع در جایگاه معاون وزیر دفاع در سال 2003 از طراحان اصلی حمله به عراق بود و حتی طبق یک گزارش منتشر نشده از مرکز مطالعات راهبردی وزارت دفاع ایده حملات پیش دستانه برای اولین بار از سوی وی مطرح شد. هر چند وی در دوره دوم ریاست جمهوری بوش در جریان ترمیم کابینه از تیم نظامی بوش فاصله گرفت و به تیم اقتصادی وی پیوست و توانست بعنوان رییس بانک جهانی نه تنها نقشی پررنگ در پیشبرد اهداف بوش داشته باشد که همواره از حامیان دکترین های امنیتی وی بود و کمکهای چشمگیری را در قالب وام و مساعدت مالی به عراق و افغانستان در راستای اجرای طرح های بوش داشته است و از این رو بسیاری معتقدند که این رسوایی یک شکست دیگر برای بوش است. البته باید توجه داشت این رسوایی ها دیگر برای بوش عادت شده است و به مانند یک رسوایی رنجیره ای همچنان هر چند وقت یک بار حلقه ای از میان جمهوی خواهان اضافه می کند. پل ولفوویتز که از نومحافظه کاران با سابقه و از نزدیکان بوش است از سال 2005 با شعار مبارزه با فساد اداری و مالی عهده دار ریاست بانک جهانی شد ولی اکنون همه معترفند که این سر دادن شعار و هیاهوی وی بر سر فساد اداری و حتی برخورد وی با معاون گسترش روان سازی توسعه در جریان اعطای وام یک و نیم میلیارد دلاری به برزیل در جولای سال گذشته به جز یک ظاهر سازی ادعایی صرف چیزی بیش نبوده است. ولفوویتز که در پی  شش‌ هفته‌ تنش‌ و جنجال‌ سیاسی‌ سرانجام استعفای خود را اعلام کرد از سال 2005 شاها رضا کارمند بخش ارتباطات بانک جهانی را با ارتقاء به این نهاد بین المللی آورد و از همان ابتدا با حمایت وی به دستمزدهای کلانی دست یافت. درآمدهایی که نه تنها زیاد منطقی نبود که شک و گمان همه البته به جز ولفوویتز را برانگیخته بود. میزان درآمد رضا در مارس سال جاری به مبلغ خیره کننده 200 هزار دلار رسید. دستمزدی که حتی از درآمد رایس وزیر امور خارجه امریکا نیز بیشتر بود. البته «جاناتان ریور» معاون توسعه و برنامه کلان بانک جهانی در گفتگویی با هرالد تریبون گفته بود که اینها همه بخشی از  فسادهای ولفوویتز در طول 2 سال گذشته است و صرفاً بنا بر مصالح این نهاد بین المللی از افشای بسیاری از حقایق صرف نظر شد. به هر حال ولفوویتز چند روز دیگر و تا 30  ژوئن هم  بر ریاست بانک جهانی که بوش طی یک عرف پذیرفته شده و نانوشته از دهه 1940 تاکنون رییس جدید بانک را از امریکا معرفی خواهد کرد در مقام خود باقی خواهد ماند.

 برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم یک شنبه ۶ خرداد صفحه ۶ مراجعه نموده و یا اینکه بر روی آدرس زیر کلیلک نمایید

http://www.jamejamonline.ir/shownews2.asp?n=196991&t=note

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 0:0 توسط ارسلان مرشدی |