پنجمين گزارش محمد البرادعي ، مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي پس از ارجاع پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد درباره پايبندي ايران به مفاد قطعنامه هاي 1737 و 1747 در حالي که گمانه هاي زيادي را براي ابتکار عمل ديپلماتيک فراروي بازهاي کاخ سفيد گشوده بود با تاکيد البرادعي بر حل طرح آلودگي هاي پلوتونيوم و سانتريفيوژهاي P1 و P2 و غني سازي اورانيوم با درصد خلوص بالا و مرکز تحقيقات و رآکتور آب سنگين اراک اين فضاي اميدوارکننده را از ميان برد.
اما اینکه دسامبر در شورای امنیت چه جبهه بندی هایی در ۱+۵ صورت خواهد گرفت و اینکه بارم بندی نهایی قطعنامه احتمالی تصویبی به چه شکلی خواهد بود تحلیلی است که در ادامه می آید و امروز دوشنبه ۵ آذر ماه هم در روزنامه جام جم به چا رسیده است.

در هنگامه اي که مانور گسترده ديپلماتيک سران فرانسه ، امريکا و اسرائيل براي همراهي گروه 1+5 با پيش نويس قطعنامه پيشنهادي انگليس ميدان بازي هسته اي را به چيزي بيش از بازيگران فعلي فعال هسته اي وسعت بخشيده بود، تلاش هرچند ديرهنگام البرادعي در اعاده حيثيت و سعي براي احيا و بازگرداندن اعتبار از دست رفته آژانس و ...
برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم دوشنبه ۵ آذر ماه مراجعه نموده و یا اینکه به اینجا مراجعه نمایید.
پنجمين اجلاس پنج جانبه روساي کشورهاي ساحلي درياي خزر شامل ايران ، روسيه ، آذربايجان ، قزاقستان و ترکمنستان در تهران در 16 اکتبر (24 مهر) برگزار شد که اين نشست هم مانند 4 اجلاس قبلي و همچنان که پيش بيني مي شد ، نتوانست راهي براي تنظيم رژيم حقوقي درياي خزر بيابد.
درياي خزر که از آن به عنوان سرزمين لوله ها ياد مي کنند ، پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به دليل منابع سرشار نفت و گاز همواره به عنوان يکي از کانون هاي انرژي مورد توجه بوده است.
من در تحلیل زیر که در چند پست قبلی هم اورده ام نگاهی دارم بر این اجلاس که این تحلیلم در روزنامه جام جم امروز سه شنبه ۸ آبان ماه به چاپ رسیده است.

نشست تهران در شرايطي در کانون توجه رسانه ها قرار گرفته که در روزهاي منتهي به اجلاس ، غرب تلاشهاي دامنه داري را براي لغو سفر ولاديمير پوتين ، رئيس جمهور روسيه که براي اولين بار به تهران صورت گرفت ، آغاز کرد. پس از آن که نيکلا سارکوزي با بي تدبيري نه تنها نتوانست مسکو را به شرکت نکردن در اين نشست ترغيب کند که حتي به اذعان بسياري پيوندهاي مسکو و تهران را تحکيم بخشيد؛ رايس و گيتس ، وزيران خارجه و دفاع امريکا راهي روسيه شدند تا در هنگامي که و ...
برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم سه شنبه ۸ آبان مراجعه نموده و یا بر اینجا کلیلک کنید.

خبر استعفای علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد هسته ای را حوالی ظهر شنبه ۲۰ اکتبر شنیدم. هر چند این خبر از ماههای قبل قابل پیش بینی بود اما باز هم برای بسیاری غیر منتظره و به قول دوستان یک "بلک شوک" تعبیر می شد. جدای از موضع گیری های کنونی من هم تحلیل خود را طی روزهای آتی پیرامون پس لرزه های این استعفا در وبلاگم قرار خواهم داد.
با گذشت بيش از 2 سال از آغاز به کار دولت نهم شايد اينک بتوان نگاهي بر ماحصل کارنامه سياست خارجي دولت داشت حوزه اي که به قول رئيس جمهور هر روز 9 بحران را فراروي خود مي ديد. این تحلیل من نگاهی به عملکرد دو ساله دولت نهم است که امروز چهار شنه ۲۵ مرداد ماه در روزنامه جام جم چاپ شده است.

کارل هريتچ در کتاب هنر ديپلماسي ، سياست خارجي را مجموعه اي از يک رشته راهبردي واحد يا يک رشته سياست هاي از پيش تعيين شده از سوي مجريان دولتي که هدف از آن حرکت و رسيدن به اهدافي معين ، در چارچوب آن استراتژي در گستره پيراموني منطقه اي و بين المللي است را تعريف مي کند. جيم واينزبرگ سياست خارجي را ابتکار عمل يک دولت و واکنش در برابر کنش ديگر اقدامات مجموعه بازيگران و دولتهاي ديگر مي داند.
با گذشت بيش از 2 سال از آغاز به کار دولت نهم شايد اينک بتوان نگاهي بر ماحصلي کارنامه سياست خارجي دولت داشت حوزه اي که به قول رئيس جمهور هر روز 9 بحران را فراروي خود مي ديد و ...
برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم چهارشنبه ۲۵ مرداد ماه مراجعه نموده و یا اینکه به جام جم آنلاین مراجعه نمایید.
نگاهی به کتاب «به سوی سرنوشت» نوشته علی اکبر هاشمی رفسنجانی
کتاب «به سوي سرنوشت» که حاوی خاطرات سال 1363 هاشمي رفسنجانی است به مانند ديگر خاطرات ايشان قابل تأمل است. هر چند این كتاب هفتمين كتاب خاطراتي هاشمي است كه از سوي «دفتر نشر معارف انقلاب» انتشارات ويژه خاطرات وي انتشار مييابد اما به واقع درون مایه ای متفاوت از سایر کتابهایش را در بردارد. در تمام كتابهای قبلی خاطرات روزانه هاشمي ثبت شده است. اما نکته جالب در اين کتاب این است که این کتاب در بحران هاي گاه و بی گاه سالهاي آغازين انقلاب و داشتن مسووليتهاي متعدد ایشان نگاشته شده است.
من در این تحلیلم سعی دارم نگاهی از بیرون به این کتاب هاشمی رفسنجانی داشته باشم.

سالها از آن روزها که هاشمی به عنوان خطیب نماز جمعه تهران و فرمانده جنگ در پشت تریبون نماز جمعه قرار می گرفت و با برشمردن پیروزی های به دست آمده در جبهه های جنگ و استحکام پایه های انقلاب وعده پیروزی نهایی را می داد ، گذشته است. هاشمی اکنون در کسوت رییس مجلس خبرگان رهبری به تعبیری هنوز هم در همان جبهه مبارزه می کند. مبارزه ای که پس از تحولات 3 تیر 84 دیگر با آن اظهارنظر و گفته های همراه نیست. در هنگامه ای که هاشمی دوری از محافل سیاسی را برگزیده است و به نوعی از دور دستی بر آتش دارد چاپ مجموعه خاطرات وی در سال 63 با عنوان «به سوی سرنوشت» بازهم وی را از حاشیه به متن حاشیه کشانید. در نگاه اول و وقتی کتاب «به سوی سرنوشت» هاشمی را ورق می زنیم، متوجه مي شويم كه راوی کتاب نگاهی نو و تا حدودی متفاوت به گذر روزهای فرمانده جنگ در سال 1363 را ترسیم می کند و ...
پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل از سوي جمهوري اسلامي ايران در 27 تير 1367 (17 جولاي 1988) انعکاس ويژه اي در محافل سياسي و خبري جهان داشت. من در این پستم بر آنم تا با سیری کوتاه در بایگانی اسناد وزارت امور خارجه و وزارت دفاع کشورهای غربی و سرویس های امنیتی و اظهار نظرهای سیاست مداران آن روزها به این نتیجه برسم که بیشتر آنها بر این عقیده اند که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی تهران یک هنر دیپلماسی بوده است. متن کامل این تحلیل من که در برنامه "همین حوالی" از سیمای مرکز ایلام همزمان با سالگرد پذیرش قطعنامه که به عنوان کارشناس سیاسی دعوت شده بودم پخش شده و در روزنامه جام جم شنبه ۷ مهر ماه نیز قابل دسترسی است.

پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل از سوي جمهوري اسلامي ايران در 27 تير 1367 (17 جولاي 1988) انعکاس ويژه اي در محافل سياسي و خبري جهان داشت.
هر چند اين هشتمين قطعنامه اي بود که شوراي امنيت از ابتداي تجاوز عراق به ايران صادر کرده بود و پيش از اين نيز قطعنامه هاي متعددي از جانب سازمان ملل براي برقراري صلح بين طرفين ارائه شده بود که به دلايلي از طرف ايران و عراق پذيرفته نشد اما شوراي امنيت پس از مشورت هاي فراوان و با توافقات اصولي به عمل آمده در 29 تير 1366 (20 جولاي 1987) در جلسه شماره 2750 خود طرح قطعنامه اي را که قبلا روي کلمه به کلمه آن توافق شده بود ، به اتفاق آرا به تصويب رساند و ...
برای مشاهده متن کامل این مقاله به روزنامه جام جم شنبه ۷ مهر ماه مراجعه نموده و یا اینکه به جام جم آنلاین رجوع کنید.
نگاهی به عملکرد دو ساله سیاست خارجی دولت نهم
با گذشت بيش از دو سال از عمر دولت نهم شايد اكنون بتوان نگاهي بر عملكرد اين دولت داشت. من در اين پستم سعي دارم تحليلي بر عملكرد و برآورد دستگاه ديپلماسي و سياست خارجي دولت نهم ارائه دهم.

«کارل هریتچ» در کتاب «هنر دیپلماسی» سیاست خارجی را مجموعه ای از یک رشته استراتژی واحد یا یک رشته سیاست های از پیش تعیین شده توسط مجریان دولتی که هدف ازآن حرکت و رسیدن به اهدافی معین، درچارچوب آن استراتژی در گستره پیرامونی منطقه ای و بین المللی است را تعريف مي كند. «جیم واینزبرگ» هم در کتاب «دولت سازی» سیاست خارجی را پروسه ای از سه مرحله؛ دورنما Prospect ، تدوین Formulation و اجرای Implementation یک مجموعه سیاست هایی برای رسیدن به مصالح و منافعی می داند که درعرصه سیاست خارجی از سوی دولت ساماندهی می شود. وی در ادامه سیاست خارجی را ابتکار عمل یک دولت و واکنش در برابر کنش دیگر اقدامات مجموعه بازیگران و دولت های دیگر می داند. با گذشت بيش از دو سال از آغاز به كار دولت نهم شايد اينك بتوان نگاهي بر ماحصلي كارنامه سياست خارجي دولت داشت حوزه اي كه به قول رييس جمهور هر روز 9 بحران را فراروي خود مي ديد و ...
اواسط جولای سناتور بایدن پاسخگوی سوالات من شدند. آن هم در هنگامی که مشغول فعالیت های انتخاباتی شان بودند البته در این میان همکاری تام سیمون مسئول اطلاع رسانی کمیته پژوهشگری ایشان هم قابل تقدیر است. به هر حال گفتگوی من با جو بایدن سناتور دموکرات ایالت آیوا و رییس شورای سیاست گذاری روابط خارجی سنای امریکا امروز دوشنبه ۵ شهریور در روزنامه جام جم به چاپ رسیده است. متن ویرایش شده مصاحبه در پی می آید. البته من سعی می کنم که متن کامل مصاحبه را هم بر روی وبلاگم قرار دهم.

جو اچ.دي.بايدن ، سناتور دموکرات ايالت آيوا و رئيس شوراي سياستگذاري روابط خارجي سناي امريکاست. سناتور بايدن يکي از 8 نامزد مقدماتي دموکرات ها براي انتخابات رياست جمهوري ايالات متحده در نوامبر سال 2008است. وي در عين اين که يکي از منتقدان سرسخت سياست خارجي نومحافظه کاران بخصوص در زمينه مديريت بحران و اتخاذ دکترين هاي امنيتي است تنها دموکراتي در سناست که در همراهي با طرحهاي امنيتي بوش نظير راي موافق به بودجه مورد درخواست بوش براي ادامه جنگ عراق همواره انتقادات بسياري از دموکرات ها را برانگيخته است. با اين حال بايدن يکي از مخالفان جدي برنامه هسته اي ايران است که رويکردي سختگيرانه نيز نسبت به تقابل منافع تهران با دوستان منطقه اي واشنگتن دارد و ...
برای مشاهده متن کامل این مصاحبه به روزنامه جام جم دوشنبه ۵ شهریور مراجعه نموده و یا اینکه بر اینجا در جام جم آنلاین کلیک نمایید.
در حالي کم کم به زمان آغاز فعاليت هاي انتخاباتي مجلس هشتم نزديک مي شويم که احزاب و گروههاي سياسي ، خيز خود را براي اين انتخابات حساس برداشته اند. 
اصلاح طلبان که با پذيرش سه شکست پياپي در انتخابات اخير عملا فضاي غالب براي گفتمان اصلاح طلبي و خروج کامل از عرصه قدرت و حاکميت سياسي را در خطر مي بينند شايد بيش از هر زمان ديگر گامهاي خود را براي پرش از مانع انتخابات مجلس هشتم برداشته اند. طيف اصلاح طلبان مدرن که همواره با سر دادن شعار «يا با ما يا عليه ما» خود را محور ائتلاف و اجماع ساير گروههاي دوم خردادي معرفي مي کنند با عيان شدن آسيبهاي جدي اين رويکرد به ناچار دست به دامان شيوخ اصلاح طلب و تا حدي تلطيف مواضع تند خود شده اند. دعوت و ديدار با چهره هاي شاخص و محوري دوم خردادي نظير کروبي ، خاتمي يا حتي هاشمي رفسنجاني شايد بيش از هر زمان ديگر نشان دهنده شکاف فکري و تشتت آرا در نزد اصلاح طلبان است و ...
برای مشاهده متن کامل این تحلیل به روزنامه جام جم پنجشنبه ۱۸ مرداد ماه مراجعه نموده و یا اینکه بر اینجا کلیک نمایید.
در چند پست قبلی ام تحلیلی داشتم از نشست ۴ جولای احزاب سبز در بروکسل برای بررسی پرونده هسته ای ایران که دیروز شنبه ۳۰ تیر ماه در روزنامه جام جم به چاپ رسیده است.

برای مشاهده متن کامل این تحلیل می توانید به روزنامه جام جم شنبه ۳۰ تیر ماه مراجعه نموده و یا اینکه بر اینجا کلیک نمایید.
پیش درامدی بر انتخابات مجلس هشتم
شاید کمتر از ۸ ماه به انتخابات مجلس هشتم باقی مانده است ولی گروههای سیاسی مدتهاست که فعالیت های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند. در این میان چیزی که بیش از همه به نتیجه انتخابات گره خورده و می تواند آبستن تحولات زیادی باشد ائتلاف و اجماع این احزاب است. من در این پستم نگاهی دارم به نتیجه ائتلاف و اجماع در دو اردوگاه اصول گرا و اصلاح طلب که در ادامه می خوانید.

در حالی کم کم به زمان آغاز فعالیت های انتخاباتی مجلس هشتم نزدیک می شویم که احزاب و گروههای سیاسی خیز خود را برای این انتخابات حساس برداشته اند. اصلاح طلبان که با پذیرش سه شکست پیاپی در انتخابات اخیر عملاً فضای غالب برای گفتمان اصلاح طلبی و خروج کامل از عرصه قدرت و حاکمیت سیاسی را در خطر می بینند شاید بیش از هر زمان دیگر گامهای خود را برای پرش از مانع انتخابات مجلس هشتم برداشته اند و ...
چهارشنبه 13 تیر ماه (چهار ژوئیه) در محل پارلمان اروپا در بروکسل، کنفرانسی به نام «ایران؛ راه های اجتناب از بحران» توسط احزاب سبز (طرفداران حفاظت از محیط زیست) اروپا برگزار شد که در آن پرونده هسته ای ایران از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گرفت.

در این کنفرانس یک روزه که حول سه محور؛ انگیزه بازیگران مختلف در چالش هسته ای ایران و راه های برون رفت از آن، راه حل های پرونده هسته ای ایران در چارچوب پیمان NPT و جایگزین های انرژی هسته ای برای ایران برگزار شد، راهبردهایی برای اجتناب از ادامه و تداوم بحران و بن بست در پرونده هسته ای و روابط ایران و غرب با نگاه به مولفه های عمده و تاثیر گذار در این پرونده بررسی شد و...
نگاهی به نشست فصلی شورای حکام و گزارش البرادعی

نگاهی به مذاکرات ۷ خرداد ایران و امریکا
وقتی حسینی سخنگوی وزارت امور خارجه در جلسه هفته قبل خود از کاظمی قمی بعنوان نماینده ایران در مذاکرات 7 خرداد با رایان کروکر سفیر امریکا درعراق نام برد و باز هم تاکید کرد که این مذاکرات با درخواست رسمی ایالات متحده و حضور نماینده عراق و صرفاً بر سر مسئله تامین امنیت عراق است گمانه زنی ها پیرامون پیامدها و نتایج این گفتگوها بالا گرفت. تعیین زمان مذاکرات در 28 مه که بوش چند روز قبل و در دیدار با سربازان مجروح بازگشته از عراق در دیترویت گفته بود که تابستان خونینی را پیش رو داریم و اینکه باید منتظر تحولات جدیدی باشیم خود خبر از آگاه بودن کاخ سفید در تشدید مشکلات امنیتی در کنار فشارهای افکار عمومی است.
اینکه فردا در نشست کروکر و کاظمی قمی چه رخ می دهد و پیامدهای آن برای طرفین مذاکره چه خواهد بود موضوع این پست من است.

هر چند ماه گذشته و پس از کش و قوس های فراوان سرانجام سنای امریکا با تعیین بودجه 100 میلیارد دلاری بوش که وی مجبور شد برای اولین بار از وتوی خود برای رد درخواست تعیین زمان خروج از عراق استفاده کند، موافقت کرد ولی همچنان فشار دموکرات ها بر سر بوش برای تعیین تکلیف بحران عراق ادامه دارد، فشارهایی که همراه با افکار عمومی، متحدان ایالات متحده را نیز در تنگناهایی قرار داده است از این رو شاید بوش امیدوار است که در گذر رهرو مذاكره با ایران حتی در مورد امنیت عراق بتواند علاوه بر همراهی طیفی از دموکرات های موافق ادامه جنگ بر طبق کمیته بیکر-همیلتون فرصت بیشتری از آنها برای اجرای طرح های جدید امنیتی بگیرد.
با توجه به پیامدهای بحران عراق و بازتاب های وسیع آن در کاهش محبوبیت و کارایی بوش در سامان دادن به بحران های امنیتی برای تاثیر گذاری بر انتخابات ریاست جمهوری 2008، از این نگاه شاید بوش ناچار است که به عنوان آخرین برگ برنده در این چالش امنیتی درهای مذاکره با تهران را بگشاید ولی واقعیت امر این است که اگر خواسته های تهران در این مذاکرات برآورده نشده و به هر دلیلی این گفتگوها به اهداف تعیین شده نرسد در آن صورت هم واشنگتن چیز زیادی از دست نخواهد داد. چرا که در آن صورت گفته های گاه و بی گاه مقامات کاخ سفید در دخالت تهران در عراق و اینکه ایران هیچ تمایلی به حل این بحران ندارد در اظهار نظرهای آنها باز هم تکرار خواهد شد البته پذیرفتن این امر هم که تمایل بوش برای گفتگو با تهران همراه با نگاهی امیدوارانه به انتخابات ریاست جمهوری است با پذیرفتن این مسئله که در هر صورت و با فرض به نتیجه رسیدن این مذاکرات نمی توان انتظار داشت که در طول یک سال آینده بحران عراق به شکلی سامان یابد که رای دهندگان امریکایی راضی شوند بار دیگر به نومحافظه کاران اعتماد کنند هم سخت به نظر می رسد.
شکاف در ائتلاف استراتژیک دو سوی آتلانتیک همراه با عدم به نتیجه رسیدن طرح صلح نقشه راه و طرح خاورمیانه جدید و شکست در موافقت و همراهی روسیه در طرح استقرار سامانه دفاع ضد موشکی شرق اروپا شاید تنها گوشه هایی از به بن رسیدن طرح های هژمونی طلبان کاخ سفید است ولی اینکه در برهه کنونی و اصرار بر ادامه این راه از سوی جمهوری خواهان به یک انزوای سیاسی منجر خواهد شد. امری است که حتی خود آنها نیز بر این امر معترفند از این دیدگاه هر گونه تحول و گشایش در روند این گفتگوها می تواند نوعی کارآمدی و توانایی برای بوش در تعادل و توازن دیپلماسی و جنگ طلبی باشد. امری که همواره انتقادات وسيعی را علیه وی در اصرار بر برتری دادن دکترین های نظامی برانگیخته است. در ادامه این دیدگاه به نظر می رسد که اینها همه تنها راهی برای فراهم نمودن زمینه های یک خروج بدون شکست از سوی بوش نه برای خود که برای رییس جمهور آتی امریکا باشد. همه اینها در کنار فشارهای متراکم بازها و لابی های صهیونیستی که ادامه مذاکرات می بایست به نحوی با مسئله اسراییل نیز مرتبط شود و اینکه تداوم پذیرش بازیگری تهران به تقویت و ارتقاء جایگاه منطقه ای ایران می انجامد و اینکه تقابل در منافع و خواسته ها مانع دستیابی به اهداف می شود همه دلایل آشکاری است که دورنمای مذاکرات را در هاله ای از ابهام قرار می دهد.
ولی در کنار همه اینها درخواست و تداوم مذاکرات خود تاییدی تلویحی بر پذیرش جایگاه و توانمندی تهران در کمک به ساماندهی بحران های امنیتی منطقه ای است و با توجه به اینکه بوش بارها در گفته های خود دخالت تهران در حمایت تروریست ها در عراق را یکی از عوامل ناامنی این کشور دانسته بود این رویکرد واشنگتن و پیشنهاد مذاکره با این چنین کشوری که می تواند در تامین صلح و امنیت عراق راهگشا باشد نه تنها عکس این گفته ها را به اثبات رسانده که می تواند بر نتایج بازی های دیگر نظیر پرونده هسته ای و بر هم خوردن اجماع جهانی علیه تهران در میان متحدان واشنگتن و سعی در نزدیکی آنها به تهران حتی در سطح مبادلات تجاری- بازرگانی نیز تاثیر گذار باشد. با این همه درخواست مذاکره از سوی آمريكا نشان دهنده این امر است که بر خلاف رویه های موجود منطقه ای هیچ صلح و امنیت پایداری بدون مشارکت تهران شکل نخواهد گرفت. تاکیدهای نانسی پلوسی رییس مجلس نمایندگان امریکا در لزوم مشارکت ایران در گفتگوهای منطقه ای نه تنها در بحث امنیت عراق که حتی منطقه خاورمیانه بیانگر این واقعیت است که با وجود گذشت بیش از 4 سال از اشغال عراق و اجرای طرح ها و برنامه های وسیع در ساماندهی به این نابسامانی امنیتی، مشارکت فعال تهران می تواند تنها جواب برای حل این معادله باشد و اینکه تهران هم بارها اعلام کرده که ناامنی در عراق هیچ وقت به منفعت و مصلحت تهران نیست کمک به تامین این امنیت به نوعی تامین امنیت ایران است اما تا هنگامی که واشنگتن بر خلاف عرف بین المللی به بازداشت 5 دیپلمات ربوده شده ایرانی ادامه می دهد و در هنگامه ی طرح مذاکرت و همزمان با نشست شرم الشیخ، سنا با تصویب بوجه 110 میلیون دلاری برای حمایت از طرح های ناآرامی در ایران و تشدید فشارهای بر پرونده هسته ای و اقدام به برگزاری بزرگترین مانور نظامی در طول یک دهه گذشته در نزدیک آبهای ساحلی ایران، در کنار دیپلماسی همزمان از ابزار تهدید و تطمیع هم استفاده می کند و به قول نیکلاس برنز که گفته بود ما همه گزینه ها را برای مواجهه روی میز داریم، خود تاییدی در تضاد در رفتار و تناقض در گفتار واشنگتن است.
با این همه نباید دور از نظر داشت که واشنگتن در شرایطی برای مذاکرات پیشگام شده که می داند خروج از باتلاق عراق تنها با کمک تهران امکانپذیر است و مطمئناً با خروج از این شرایط باز به گذشته بر خواهد گشت و به تعبیری این درخواست مذاکره تنها مذاکره برای مذاکره است نه چیز دیگر.
60 روز گذشت، انگار همین دیروز بود که قطعنامه 1747 بدون هیچ رای گیری و رای ممتنع و مخالفی و البته با اجماع آراء اعضای شورای امنیت به تصویب رسید و باز هم به مانند قطعنامه قبلی یک فرصت دوماهه برای ارائه گزارش البرادعی از پایبندی ایران به مفاد این قطعنامه تعیین شد. البته این فرصت دوماهه اواخر ماه مه به پایان می رسد اما قبل از آن گروه 1+5 در 23 مه اجرای این قطعنامه ها را از سوی تهران بررسی می کنند و گزارش البرادعی را می خوانند و آنگاه به تدوین پیش نویس جدید می پردازند، پیش نویسی که می شود پیش بینی کرد آنچنان با مخالفتی از سوی چین و روسیه مواجهه نخواهد شد. این تحلیل من نگاهی بر نشست 23 مه گروه ۱+۵ است.

ضربالاجل 60 روزه شوراي امنيت سازمان ملل قید شده در بند 15 قطعنامه 1747 با ارائه گزارش محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد فعالیت های هسته ای ایران در آخر ماه مه سال جاری به پايان ميرسد و اين درحاليست كه هيچ كدام از طرفين مذاکره کننده، نه تهران و نه غرب كوچكترين نشانهاي از عقب نشيني از مواضع خود را بروز ندادهاند. نشست شورای امنیت که آخر ماه مه با گزارش البرادعی برگزار خواهد شد قبل از اجلاس خود چند نشست مهم را به نظاره خواهد نشست. ابتدا دیپلمات های ارشد گروه 1+5 به منظور آمادگی برای نشست گروه 8 در برلین مذاکراتی دارند. هر چند که نشست این گروه دومین نشستی است که نمایندگان این کشورها درباره برنامه هسته ای ایران در آستانه پایان ضرب الاجل برای تهران در23 می، 2 خرداد در جهت متوقف کردن فعالیتهای غنی سازی مذاکره می کنند اما گروه 8 هم نشستی را در آلمان بین روزهای 6 تا 8 ژوئن (16 تا 18 خرداد) برگزار و درآن درباره برنامه هسته ای ایران گفتگو می کند. «شون مک کورمک» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفته که این مذاکرات به عنوان یک نشست فرعی از نشست گروه 8 و به منظور آمادگی برای این نشست انجام خواهد شد. مک کور مک درباره این نشست در مصاحبه با CNN گفته ما می خواهیم این اطمینان را ایجاد کنیم که هر تعاملی که خاویر سولانا نماینده ما با تهران دارد؛ موثرترین تعاملی است که می تواند وجود داشته باشد.
تایم اوت در افساید
در حالی که پیشنهاد توقف همزمان، تایم اوت (تعلیق غنی سازی همزمان با تعلیق تحریمها) مطرح شده در پیشنهاد البرادعی برای خروج از بن بست فعلی بارها از سوی تهران رد شده است بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی امیدوارند که باز زمینه های برای توافق بر سر این طرح مهیا شود. البته سولانا هم با امیدواری گفته این مسئله تا زمانی خواهد بود که ایده تعلیق فعالیتهای مربوط به غنی سازی در ازای تعلیق فعالیت بیشتر در شورای امنیت وجود داشته باشد. در همين حال بعضي كارشناسان از مذاكرات بدون قيد و شرط هستهاي با ايران حمايت كردهاند اما حتی اعضاء شوراي امنيت هم اين مذاكرات را در شرايطي كه ايران با اجرای آبشار 3000 هزار تایی و تزریق سانتریفیوژهای 1300 تایی نطنز به غنيسازي ادامه ميدهد بينتيجه ميدانند، چرا که آنان استدلال می کنند که ايران هم انگيزه زيادي دارد كه مذاكرات را به درازا بكشاند تا به پيشرفتهاي مورد نظر خود برسد. نیکلاس برنز، معاون وزیر امور خارجه امریکا با نادیده گرفتن و ابراز تردید از فعالیت های فعلی تهران گفته که مشکل در جزئیات است و واشنگتن در نشست 1+5 پیشنهادی را که به ایران اجازه دهد تا به راه اندازی سانتریفیوژهای غنی سازی حتی به تعداد محدود ادامه دهد، نخواهد پذیرفت. فرانک والتر اشتاین مایر، وزیر امور خارجه آلمان که کشورش ریاست دوره ای گروه 8 را بر عهده دارد درباره نشست 23 مه در گفتگو با اشپیگل گفته که درباره تحریم های جدید در این نشست صحبتی نمی شود و تحريم هاي جديد مورد بررسي قرار نمي گيرد. اشتاین مایر هدف از این نشست را بررسی چگونگی ادامه مذاکرات هستهای با ایران و نه تحریم های بیشتر عنوان کرده و گفته که ما منتظر گزارش البرادعی مدیرکل آژانس درباره ایران و همکاری تهران در اجرای قطعنامه های 1737 و 1747 شورای امنیت هستیم. در حالیکه واشنگتن باز هم در یک جنجال سازی آشکار و نخ نما شده ادعای مانع شدن ایران از ورود بازرسان را مطرح کرده بود. «مارس فریدرکر» سخنگوی آژانس با تکذیب گزارشات منتشر شده مبنی بر اینکه ایران مانع از بازرسی بازرسان آژانس از سایتهای هستهایاش شده است اعلام کرد این اطلاعات کاملا بی پایه و اساس است از این رو به نظر می رسد که در این نشست دست واشنگتن به مانند همیشه در استناد به اسناد و شواهد فنی و حقوقی خالی است و تنها ادعا است که باز از سوی آنان مطرح می شود. هانس بلیکس هم با ابراز تردید در طرح تایم اوت گفته که تکرار این مساله از سوی مقامات کاخ سفید که تمام گزینهها در مقابل ایران روی میز است نوعی نقض منشور سازمان ملل است و واشنگتن برای پیروزی دیپلماسی باید به تعدیل اظهارات خود در مقابل تهران پرداخته و گزینه نظامی را از دستورکار خارج کند. تهدیدهای اخیر دیک چنی معاون رئیس جمهوری آمریکا هم علیه تهران که تاکید کرده واشنگتن نمیتواند همزمان از استراتژی دیپلماسی و تهدید در مقابل ایران استفاده کند، بیانگر این مسئله است که آمریکا از یک سو از مذاکره با ایران و شرایط از سرگیری آن صحبت می کند و از سوی دیگر با اعلام اینکه ما هنوز هم راهکار نظامی را مد نظر داریم به نوعی تناقض در گفتار و نقض آشکار در رفتار گرفتار شده است. البته برنز برای تصحیح رفتار چنی، با بیان اینکه واشنگتن و متحدان اروپاییاش دیدگاههای مشترکی در مورد مساله هسته ای ایران دارند، اعلام کرده هیچ یک از ما خواستار مواجهه نظامی با ایران نیست و اگر ایران «بله» را بگوید ما آماده مذاکرهایم. البته بله ای که ایران گفت زیاد هم مطابق انتظار برنز نبود چرا که تهران در آخرین روز برگزاری نشست مقدماتی کمیته بازنگری پیمان NPTدر مقابل اتهامات آمریکا علیه برنامه هستهای ایران، اعلام کرد واشنگتن نقض کننده واقعی معاهده منع گسترش هستهای است و این در حالی بود که آمریکا و متحدان اروپاییاش تلاش میکردند در نشست بازنگری پیمان NPT چیزی فراتر از دستور کار اجلاس را مطرح کنند با مخالفت ایران مجبور به تعدیل آن شدند و از این رو به نظر می رسد که واشنگتن با به یاد داشتن این مسئله تمام تلاش و رایزنی خود را بر سر ایجاد زمینه ها برای قطعنامه جدید متمرکز کند که این را می شود از گفته های «کریستوفر فورد» نماینده آمریکا در نشست مقدماتی بازنگری NPT فهمید که چند روز قبل از پیامدهای ایران هسته ای به شدت هشدار داده بود.
زمزمه های خاموش مذاکره
بحث بر سر از سرگیری مذاکره، محدود به مقامات سیاسی غرب نمی شود چرا که این روزها در رسانه های غربی هم مطالبي از مذاكرات لاريجاني و سولانا كه درحال نزديك شدن به توافق بود، مطرح شده است. گاردين در مطلبي، اروپا را به خاطر به سرانجام نرساندن مذاكرات مورد نكوهش قرار داده و نوشت که شروع دوباره مذاكرات ميتواند فرصتي براي اروپا جهت خارج شدن از زير بار انتقادهاي فزاينده دیپلماسی فرسوده و شانسي دوباره براي دو طرف جهت حل مشكلات بوجود آمده فراهم كند. تایمز مالی هم درگزارشی نوشت که ایران در تمامي مراحل همواره اعلام كرده ضمن محفوظ دانستن حقوق مسلم خود در توسعه برنامه صلحآمیز هستهای، آماده مذاکرات سازنده با طرفهای غربی است و حتی ايران در يك مرحله براي اثبات حسن نيت خود جهت اعتماد سازي فعاليتهاي هستهاي خود را متوقف كرد، اما تاثيري بر روند پرونده هستهاي نداشت. همه اینها در حالی است که لاریجانی بارها گفته که تهران برنامههای هستهای خود را به رغم قطعنامههاي شورای امنيت ادامه خواهد داد و سولانا هم در مذاکرات استانبول در آوریل سال جاری با اين شرط حاضر به ادامه مذاكرات شد. کاخ سفید هم بارها از توافق ايران و یورو براي از سرگيري مذاكرات در خصوص برنامههاي هستهاي تهران استقبال كرده است به طوری که «تام كيسي» معاون سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا گفته ما قطعاً از ادامه تماسها ميان سولانا و لاريجاني حمايت ميكنيم. واقعیت این است که کاخ سفید با آگاهی از این مسئله که بحران عراق همچنان بی هیچ سرانجامی راه به بیراهه می برد و نمی توان با تدابیر کنونی چشم به فرجامی خوش برای آن داشت، می داند که نميتواند تا ساماندهی این بحران اقدام به آغاز بحران ديگري كند. از این نگاه اظهارات تند بوش در هفته گذشته و در سخنرانی هفتگی خود درباره ايران هم به نوعی دست پيش گرفتن است زيرا آنها قادر به مديريت بحران عراق هم نيستند و درخواست آنان در مذاکره با تهران با محوریت بحران عراق نشان از درماندگی و ناکارآمدی دکترین های امنیتی بوش است. بسیاری معتقدند که اگر ايران با ادامه این روند به تهديدهاي غرب توجهي نكند اعضاء شوراي امنيت در نشست مه مجبورند فشارهاي خود را در قالب قطعنامه ای جدید و حتی استفاده از فصل 7 بند 41 منشور سازمان ملل بيشتر كنند. اما با فرض این هم در شرايط فعلی اين پرسش مطرح می شود كه آيا شوراي امنيت ميتواند توافق و اجماع اعضاء براي افزايش اين فشارها را همچنان حفظ كند؟ اگر چه اعضاء شوراي امنيت همگي در جلوگيري از گسترش برنامه هستهاي ايران اتفاق نظر دارند اما اين كشورها در ميان خود درباره تداوم و اثربخشي اين تحريمها دچار اختلاف نظر هستند. نگراني اين كشورها كه باعث بروز اختلاف ميان آنها ميشود اين است كه اين تحريمها به روابط دوجانبه ايران با اين كشورها لطمه می زند، هر چند باید در نظر داشت اگر پافشاري ايران بر ادامه غنيسازي ادامه پيدا كند اختلافات ميان اعضاء شوراي امنيت بيشتر از قبل بروز ميكند. شاید به همین دلیل است که نيكلاس برنز نماينده ایالات متحده در نشست 1+5 تاكيد كرده که تهران بايد به ميز مذاكره بازگردد و ما هم تصميم گرفتيم بار ديگر موضع خود را كه مذاكره درباره مسئله هسته اي است به دولت ايران ابلاغ كنيم، ما تمايل داريم درهر زمان و هر مكان ممكن با ايراني ها به گفت وگو بنشينيم و خانم رايس نيز گفته تمايل دارد در اين مذاكرات حضور داشته باشد». قابل درک است که این گفته ها با چه توجیهی در این برهه از سوی کاخ سفید زمزمه می شود.
به هر حال باید در نظر داشت که با وجود این گفته ها و اظهارات، تغییر آشکاری در مواضع گروه 1+5 ایجاد نشده و نمی توان انتظاری غیر از درخواست های تکراری همراه با تعلیق را از سوی آنان داشت درخواست هایی که همواره با پاسخ عدم بررسی تهران مواجهه شده اند چرا که لاریجانی هم بارها اعلام کرده که تهران طرحهایی که حاوی تعلیق نباشد را بررسی خواهد کرد. تیم دیپلماسی هسته ای با تاكيد بر خطوط قرمز هسته ای تهران در نشست 1+5 ميتواند با رایزنی با اين كشورها مذاكرات را ادامه داده و خواسته های تهران را با راهبردهایی جایگزین برآورده سازد که در اين صورت سخت به نظر می رسد که اجماعي به آن صورت حاصل شود. البته قطعاً كشورهاي 1+5 از مواضع قبلی خود در قبال قطعنامه شوراي امنيت كوتاه نميآيند و سعي ميكنند فشارهاي بيشتري بر ايران وارد كنند. پس تهران بايد رايزنيها را ادامه دهد تا زمينهها برای صدور قطعنامه جدید فراهم نشود هر چند بعضي هم به گفتگوی ايران و آمريكا در مورد بحران عراق خوشبين هستند و گمان ميكنند موضعگيريهاي نشست 1+5 هر چند كه تنشزا و تهديدآميز باشد اما ممكن است با نشست عراق پرونده هستهاي ايران در شوراي امنيت دچار تغییراتی شود و بحث فعاليت هستهاي ايران در شوراي حكام پيگيري شود. به هر حال قابل پیش بینی است که هنوز موضعگيريهاي كشورهاي 1+5 نسبت به ايران خصمانه است و سياست كلي نشست 23 مه بر مبناي تشديد تهديدات و تحريمهاي اقتصادي در لفافه ای از پیشنهادات برای بازگشت به میز مذاکره و ادامه مذاکرات پيش ميرود.
سفر دو روزه دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری به دو کشور حاشیه نشین خلیج فارس، امارات و عمان، که در نوع خود پایانی بر روابط سرد دیپلماتیک تهران با کشورهای حوزه خلیج بود مورد توجه بسیاری از محافل سیاسی– خبری منطقه قرار گرفت. این سفر از آنجا مهم تلقی می شود که این برای اولین بار در طول 30 گذشته است که یک رییس جمهور ایران به امارات سفر می کند از این دیدگاه این سفر حاوی دست آوردهای چندی است که در این برهه زمانی خود می تواند پیامدهایی تاثیر گذار منطقه ای در آینده نزدیک داشته باشد.

1- ماه گذشته بود که نشست شورای همکاری خلیج، با ابراز نگرانی از تشعشات و آلودگی های نیروگاه اتمی بوشهر مراتب نگرانی خود را اعلام کرده بود. هر چند عبدالرحمن العطیه دبیر شورا، در گفتگویی با الجزیره این مسئله را تکذیب کرد و گفت که شورا نه تنها از ایران هسته ای حمایت می کند که از بایت این آلودگی ها نیز زیاد نگران نیست، ولی باید پذیرفت که همواره پرونده هسته ای ایران جایگاهی خاص در نشست های این شورا دارد. این مسئله در کنار فشارهای امریکا بر شورا که با سفر چند هفته آینده رایس به منطقه تشدید خواهد شد همواره یکی از نقاط چالش زای روابط دو سوی خلیج بوده است. این سفر می تواند علاوه بر ابهام زدایی و رفع نگرانی کشورهای حاشیه خلیج از تحت پادمان بودن فعالیت های هسته ای نیروگاه بوشهر و اطمینان چند باره ای فعالیت های صلح آمیز هسته ای تهران، تاثیری خاص در نگاه امیر نشینان امارت بعنوان دریچه ورودی شورای همکاری خلیج داشته باشد.
2- ادعاهای تکرای و گاهی چند وقت ابوظبی مبنی بر مالکیت جزایر سه گانه ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی که همواره نقطه تنش زا و اصطکاک روابط با تهران بوده است و اخیراً هم با تحریک کشورهای غربی و حتی تحریف نام تاریخی خلیج فارس از سوی آنان خود عامل محرکه ای در ارتقا و بهبود روابط دو کشور است. وقتی آقای احمدی نژاد در دیدار با امیر ابوظبی از تعامل و اثبات حقانیت تاریخی ایران در مالکیت این جزایر سخن می راند و بر باز بودن تعامل و مذاکره بر سر این جزایر تاکید می کند طبیعی است که می شود در دراز مدت با استفاده از قدرت دیپلماسی آنان را در برابر شواهد غیر قابل انکاری قرار داد تا از سیر فزاینده ادعاهای تکراری آنها جلوگیری کرد. این مسئله به همراه سطح همکاری اقتصادی – تجاری قابل ملاحضه تهران با امارات که در سال 2006 ترازی بالغ بر 10 میلیارد دلار را شامل شده پتانسیل هایی را برای کارکردهای آتی تجاری – بازرگانی می گشاید.
3- دیک چنی هفته گذشته وقتی از ورود ناو هواپیما بر اتمی «ابراهام لینکلن» به خلیج فارس خبر داد، گفته بود که حضور ناوهای آمریکایی در خلیجفارس پیام روشنی برای دوستان و دشمنان ما است. بسیاری معتقدند که حضور نظامی نیروهای خارجی در منطقه استراتژیک خلیج فارس خود عاملی بالقوه در عدم امنیت و ثبات منطقه است. برخورد مقتدرانه تهران در جریان بازداشت 13 ملوان انگلیسی در 23 فوریه سال جاری، خود حکایت از موضع قدرتمند تهران در مواجهه با تهدیدات خارجی است. به نظر می رسد که این پیام را اعراب منطقه به خوبی درک و دریافت کرده اند که دیگر دوران تهران گریزی به سر آمده و منافع و مصالح آنها حکم به همراهی و همگرایی با تهران در راستای تامین امنیت منطقه ای با حضور کشورهای منطقه و نه خارجی می کند.
4- وقتی شون مک کورمک سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا، در مصاحبه هفتگی خود از مذاکرات مسقیم با تهران با محوریت بحران عراق خبر داد. جای تردیدی حتی برای حامیان و دوستان منطقه ای واشنگتن باقی نمانده که کمک تهران تنها راه برای گریز کاخ سفید از این شرایط بحرانی است. اینکه واشنگتن حتی پس از اجرای دکترین کمربند امنیت بغداد، با ناکارآمدی از کنترل موج فزاینده تروریسم دست کمک به سوی تهران دراز می کند نشان دهنده جایگاه قدرتمند تهران در کمک و ساماندهی بحران های امنیتی منطقه است. از این رو این نزدیکی در دراز مدت هم می تواند کارکردهای خاص تهران را در حل و فصل بحران های منطقه ای افزایش دهد.
5- در حالیکه امریکا در باتلاق بحران عراق فرو رفته و تل آویو در پی انتشار گزارش کمیته وینوگراد در آستانه یک تزلزل سیاسی است، در یک فرافکنی آشکار و قابل لمس، باز محور امریکایی منطقه به زنده کردن و دامن زدن به اختلافات مذهبی در منطقه مبادرت ورزیده است. توهین آشکار شبکه الجزیره به مرجعیت شیعه عراق در چند هفته قبل و تحرکات گروه 14 مارس در لبنان راهبردی آشکار برای فرار و انحراف افکار عمومی منطقه از اوضاع کنونی است. اما تاکید احمدی نژاد در دیدار با رییس عربی امارات بر اینکه بیگانگان تنها به دنبال منافع و مطامع خود هستند و نه ثبات و منافع کشورهای منطقه و اینکه آنها بالاخره خواهند رفت، نشان می دهد که حفظ وحدت و یکپارچگی اسلامی در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی راهبردی است که می بایست در آن سوی مرزها نیز با راهکارهایی عملی همراه باشد.
6- پذیرفتن کنسولگری و روابط سیاسی تل آویو از سوی اعراب منطقه به دنبال احیای طرح صلح نقشه راه در پی تورهای دوره ای مقامات کاخ سفید و سفر محتمل رایس پس از سفر ماه گذشته نانسی پلوسی رییس مجلس نمایندگان امریکا، شاید مهمترین موضوعی بود که در گفتگوهای احمدی نژاد با روسای امارات و عمان قبل از روشن شدن مسئله آوارگان فلسطینی و تشکیل کشور مستقل فلسطینی جایگاهی خاص داشت. اینکه در این شرایط چرا این استراتژی در دستور کار سیاست خارجی تل آویو قرار گرفته به نظر می رسد موضوعی است که از سوی احمدی نژاد درک شده است و از این نگاه می توان گفت که در پرده برداشتن از اهداف پنهان تل آویو حائز اهمیت است.
به هر حال دستاوردهای این سفر منطقه ای که