سرانجام پس از ۷ سال کاخ سفید توانست اکثر بازیگران در معادله مجهول صلح اعراب و اسراییل را در پای میز صلح آناپولیس جمع کند. چرایی این کنفرانس با رویکردی بر موضوع پرونده هسته ای ایران موضوع این پست من است که طی چند روز آتی بر روی وبلاگم قرار خواهم داد.

اواسط اکتبر امسال شبکه تلويزيوني سي.ان.ان مجموعه مستند 3 قسمتي «جنگجويان خدا» را که حاصل 8ماه سفر کريستين امانپور، خبرنگار ارشد اين شبکه به 7کشور در 4قاره جهان بود پخش کرد. مستند 6ساعته جنگجويان خدا يکي از پربيننده ترين برنامه هاي چند سال اخير اين شبکه بوده است ؛ به نحوي که موسسه زاگبي ميزان مخاطبان آن را چيزي بيش از 50ميليون برآورد کرده بود.
من در این پستم تحلیلی دارم بر مجموعه مستند «جنگجویان خدا» که در چند پست قبلی ام آمده بود و امروز چهارشنبه ۷ آذر ماه هم در روزنامه جام جم به چاپ رسیده است.

پس از 11 سپتامبر 2001 دنياي کنوني به واسطه روابط ميان بازيگران در عرصه بين الملل و تغيير در گفتمان مسلط قدرت هاي بزرگ وارد مرحله جديدي شده است که اصطلاحا مي توان از آن به مرحله «گذار از قدرت» تعبير کرد و ...
متن کامل این تحلیل من در روزنامه جام جم چهارشنبه ۷ آذر ماه و یا در اینجا قابل دسترسی است.
نگاهی به پیش زمینه های صدور قطعنامه سوم

البرادعی که در گزارش خود آورده ایران به شکلی فراتر از انتظار از خود همکاری نشان داده و با آژانس به توافق رسیده است تا به پرسشهای آژانس درباره مجموعه ای از فعالیت های هسته ای دارای ابهام گذشته پاسخ بگوید. بر این اساس و در حالی که البرادعی آمادگی ایران برای مذاکره در مورد تمامی سوالات باقی مانده را یک گام قابل توجه و رو به جلو توصیف کرده است امریکا و متحدانش که موفق به کسب مصوبه شورای امنیت برای وضع تحریم های بین المللی برای توقف برنامه غنی سازی اورانیوم علیه ایران شده اند، گزارش اخیر آژانس را نشانه ای از سرپیچی و نه همکاری ایران و البرادعی دانسته اند. این در حالی است که البرادعی و ...
سفر رییس جمهور به نیویورک و شرکت در ۶۲ نشست سازمان ملل متحد همان طور که پیش بینی می شد همراه با جنجال و حاشیه های زیادی بوده و هست. من متن خبری که «فکس نیوز» دیروز صبح درباره سخنرانی رییس جمهو در دانشکاه کلمبیا مخابره کرده را در ادامه می آورم و طی روزهای آینده نگاه خود را به سفری رییس جمهور به نیویورک بیان خواهم کرد.

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ديروز در آغاز سخنرانی خود در دانشگاه کلمبيا از اظهارات رييس اين دانشگاه که وی را فردی با ویژگی های یک «ديکتاتور کوچک و سنگدل» خوانده بود، انتقاد کرد. لی بولينجر، رييس دانشگاه کلمبيا، در سخنانی با اشاره به اينکه آقای احمدی نژاد «حادثه هولوکاست» را انکار می کند، گفت: کسی که اين حرف ها را بيان می کند يا شخصی«تحریک کننده و گستاخ» است و يا کسی است که «از روی بی اطلاعی » حرف می زند.
بولینجر سپس شديدا از وضعيت حقوق بشر در ايران و نيز از افکار و اقدامات شخص احمدی نژاد انتقاد کرد و خواهان پاسخگويی وی شد. رییس جمهور پس از رييس دانشگاه کلمبيا پشت تریبون قرار گرفت و از اين شيوه که پيش از اظهارات سخنران به وی حمله شود انتقاد کرد. احمدی نژاد در پاسخ به سوالی درباره مساله هالوکاست، با اشاره به اينکه او «به طور کامل وقوع اين حادثه» را رد نمی کند، گفت: اما اگر حتی چنين اتفاقی رخ داده باشد، اين رويداد چه نسبتی با مردم فلسطين دارد؟ در اين برنامه، حدود ۷۰۰ نفر حضور داشتند که بيش از ۸۰ درصد آنها دانشجويان بودند.
در ادامه این جلسه، احمدی نژاد در پاسخ به پرسشی درباره وضعيت همجنسگرايان در ايران، گفت: در ايران «همجنسگرا» مانند آمریکا وجود ندارد. این پاسخ آقای احمدی نژاد با خنده بلند حاضران در جلسه مواجه شد. همزمان با حضور رييس جمهوری در نيويورک گروه های مختلف و به ويژه يهودی ها نسبت به برنامه های جانبی وی اعتراض کردند.
همچنين وزير امور خارجه اسراييل اعلام کرده است که در تظاهرات عليه محمود احمدی نژاد شرکت می کند. تزيپی ليونی همراه با سازمان های يهودی انتقادهای شديدی از دانشگاه کلمبيا در اعتراض به برگزاری سخنرانی آقای احمدی نژاد به عمل آورده اند. ليونی مدعی شده است که «جمهوری اسلامی ايران عليه منافع آمريکا در منطقه و جهان عمل می کند» و به گفته او، «باعث مرگ سربازان آمريکايی در عراق می شود و عامل اخلال در روند صلح اسراييل و اعراب در سال های اخير بوده است.»
دعوت دانشگاه کلمبيا از رييس جمهور عصبانيت برخی چهره های سياسی، گروه های مذهبی و سازمان های غير يهودی را نيز در پی داشته است. اما اين دانشگاه از تصميم خود عقب نشينی نکرد و لی بولينگر رييس اين دانشگاه وعده داد با طرح پرسش هايی درباره حقوق بشر، هالوکاست، واقعه ای که آقای احمدی نژاد آن را افسانه می خواند و برنامه هسته ای ايران، رييس جمهور را به چالشی جدی بکشد.
منتظر تحلیل من در این باره طی روزهای آتی باشید.
نگاهی به یک دهه نخست وزیری تونی بلر

پس از آزادی ۱۵ ملوان انگلیسی و بازگشت آنها به لندن تازه به نظر می رسید دور تازه ای از تنش در روابط یخ زده تهران و لندن گشوده شده است. صدور مجور از وزارت دفاع برای فروش خاطرات ملوانان در مدت بازداشت در ایران و مصاحبه های غیر منتظره آنها با شبکه های خبری چیزی دور از انتظار برای تهران بود. اینکه این بازداشت و این آزادی چگونه در بیرون از مرزهای رسانه ای ما منعکس شد موضوع این مطلب من است. بازتابهای تا حدودی قابل انتظار که شاید برای ما درسی از دور اندیشی و تامل در تنش های آتی مان بگشاید.

بازداشت 13 روزه 15 ملوان انگلیسی در 23 فوریه (3 فروردین)که برگی دیگر را از تنش در روابط سرد و یخ زده دیپلماتیک تهران و لندن رقم زد با توجه خاص و پوشش وسیع رسانه ای و اطلاعاتی بنگاههای خبری مواجهه شد. دامنه های تبلیغاتی این موج رسانه های به حدی بود که بیشترین حجم خبرها و گزارشها را به خود اختصاص داد و توانست تا مدتها باعث پخش قطع برنامه های عادی شبکه های خبری شود. با بازخوانی رسانه ای این تنش و چالش 13 روزه می توان به این نکته رسید که تهران با مدیریت بحران همراه با ابتکار عمل و بهره گیری از مولفه های غافلگیر کننده نه تنها توانست به طور چشمگیری جایگاه منطقه ای و فرامنطقه ای خود را ارتقاء دهد که بلکه به همان میزان و بیشتر موجبات تحقیر وجهه غرب را فراهم آورد و البته این امر صریحاً یا تلویحاً از سوی رسانه های تاثیر گذار زمزمه می شود و ...
ترديدی نيست که کمتر کسی فکر می کرد احمدی نژاد در نشست خبری چند روز قبل خبر آزادی ملوانان بريتانيايی را اعلام کند. اولين واکنش ها اين بود که اظهارات احمدی نژاد همه را متحير و البته انگشت به دهن کرد. ولی در این میان و قبل از این نیز من انتظار چنین تغییری را داشتم و حتی احتمال آزادی نظامیان را قبل از صدور قطعنامه 1750 شورای امنیت مطرح کردم.

در تنش بوجود آمده بر سر بازداشت 15 ملوان انگلیسی غالب نگاههای تحلیلگران سیاسی به این سمت میل می کرد که این بحران برخواسته از طرح یک سناریوی جدید و شیطنت بازی لندن برای حفظ بستر سنگین سیاسی در فضای دپیلماسی تهران است. اما من فکر می کردم جدای از دلایل ایجاد آن و خواسته یا ناخواسته بودن این چالش،ادامه این بحران فقط یک ماجراجویی از سوی تهران بود. چرا که حاد کردن تنش های سیاسی برخواسته از این چالش و اعمال تحریم ها از سوی شورای امنیت در قطعنامه 1747 فضای خاصی به خود گرفته بود. از سوی دیگر بلر پس از بازگشت ملوانان از ايران در فرودگاه «هيترو» لندن تاكيد كرد: براي آزادي اين افراد هيچ معاملهاي با ايران انجام نشده است اما بسیاری معتقد بودند باور این امر سخت به نظر می رسید چرا که وي در ادامه گفته بود كه شيوههاي جديدي در ارتباط ميان دو كشور گشوده شده است و نبايد در خصوص اصولي كه اين ارتباطات براساس آن شكل ميگيرد سوء تفاهمي ايجاد شود. به هر حال آنچه روشن است اين است که تهران، عليرغم آنچه گفته می شد که در جریان پروسه پرونده هسته ای یک دیپلماسی فرسوده و کهنه را که فاقد کارایی است در پیش گرفته است، از این ماجراجویی فضایی را به وجود آورد که بتواند نتایج سایر بازهای دیگر را تحت تاثیر قرار دهد. چرا که فضای کنونی ما با فضای دو هفته قبل در هنگام تصویب قطعنامه 1747 قابل مقایسه نیست. حالا حداقل هم در یک نگاه بدبینانه اگر در عرصه دیپلماسی چيزی تغيير نکرده باشد اما در عرصه فکری و رسانه ای توانسته نتایج بازی هایی را تغيير دهد. ايران در بازی 13 روزه توأم با تنش و چالش توانست بار دیگر استفاده از مولفه ها و توانمندی های ژئوپلتیک را در کنار دیپلماسی راهبردی خود با هم در آمیزد و به نتایج قابل قبولی دست یابد و فضای رسانه ای را به سمت تعامل با خود پیش ببرد. از CNN و BBC گرفته تا Fax news و حتی برژینسکی و همیلتون همه و همه نوعی موازنه ميان بازداشت ايرانيان در کنسولگری ایران در اربيل و بازداشت ملوانان در اروند رود برقرار کردند و موضوع این بازداشتها را به نوعی به هم پیوند زدند. اما هنگامه ای که همگان انتظار دور تازه ای از بحران بوجود آمده را داشتند تهران در یک چرخش فاحش مبادرت به آزادی ملوانان انگلیسی کرد. بسیاری از تحليلگران بحران ملوانان را در پاسخ بازداشت دیپلماتها در اربیل ارزيابی کردند و گفتند که ايران احتمالاً می خواهد در قبال آزادی دیپلماتهای خود ملوانان بريتانيايی را آزاد کند. هر چند «جواد شرفی» یکی از ديپلماتهای ايرانی در اين ميان آزاد شد و گمانه زنی ها در اين زمينه را تقويت کرد اما نهايتاً ايران بدون آنکه ظاهراً امتيازی از اين بابت گرفته باشد ملوانان را آزاد کرد چرا که بدیهی بود که اگر مدت این بازداشت ادامه می یافت مساله ملوانان با آزادی 5 ايرانی بازداشت شده در اربيل پيوند می يافت و ايران بسادگی می توانست در قامت يک گروگان گير کانون تهاجمات نهادها و سازمان های بین المللی شود. اما تهران با درک درست و منطقی شرایط از سقوط به جایگاه يک گروگانگير پرهيز کرد و با آزاد سازی آنها عملاً کارکردهای وسیع دیپلماسی خود را به اثبات رساند. اگر اين گفته های بلر در ابتدای این مطلب درست باشد آزادی ديپلمات ايرانی که در سفارت بغداد کار می کرد به عنوان تضمين عملی شدن قولهای آزادی ديگر افراد ايرانی است که عملی برای این مصالحه شد اما شرایط بوجود آمده در چند روز اخیر این مصالحه را در هاله ای ابهام قرار داد. به هر حال، بحران ملوانان بار ديگر نشان داد که دیپلماسی تهران دقيقاً همان نيست که در غرب درک، دریافت و منعکس می شود و اين تنش با این فرجام خوش می تواند طرفین را ترغيب کند بر سر تعیین نتایج بازی های دیگر به میز مذاکره برگردند زيرا شيوه راهکارهای اين بحران ممکن است دو طرف را به اين نتيجه برساند که بر سر مسائل مهم ديگری که در دستور کار دارند نيز از راهی متفاوت از آنچه معمولاً تصور می شود حرکت کنند.
یک پیش بینی تحلیل سیاسی که به واقعیت پیوست
دی ماه سال گذشته تحلیلی در روزنامه شرق با عنوان " خروج اسرائیل از دکترین ابهام هسته ای " نوشتم که در آن پیش بینی کردم طی چند سال آتی تل آویو به سکوت بیش از نیم قرن هسته ای خود پایان خواهد داد. در آن مقاله عامل اصلی خروج تل آویو از این استراتژی را پرونده هسته ای ایران عنوان کرده و بر اساس شواهد دیپلماتیک قابل فهمی استدلال کردم که در صورت تدام این روند از سوی تهران و از سوی دیگر اتخاذ یک موضع هماهنگ از سوی شورای امنیت نظیر همین قطعنامه 1737 تل آویو از این دکترین خارج خواهد شد.
وقتی اولمرت در 10 دسامبر سال 2006 در جریان سفر به آلمان تلویحاً به این موضوع اذعان کرد تحولات بعدی نیز این تحلیل مرا اثبات کرد و تاییدی بر این پیش بینی من بود.
من درروزنامه جام جم امروز – سه شنبه 21 دی ماه صفحه 10 مقاله «گذر اسرائیل از راهبرد ابهام هسته ای» – به تشریح دلایل خود در اقدام تل آویو برای در یش گرفتن این راهبرد نموده ام.
تحلیل دی ماه گذشته من در روزنامه شرق با عنوان " خروج تل آویو از دکترین ابهام هسته ای " در آدرس زیر قابل دسترسی است :

و تحلیل دی ماه امسال من در روزنامه جام جم با عنوان " گذر اسرائیل از راهبرد ابهام هسته ای " در آدرس زیر قابل دسترسی است :

بسیار خرسند خواهم شد که نظر شما بازدید کننده عزیز را در مورد این تحلیلم بدانم.